پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹
نورهای آسمانی [1]

حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در روز اوّل شعبانی به جماعتی گذشت كه در مسجدی نشسته بودند و در امر قدر و امثال آن گفتگو می كردند و بلند شده بود صداهای ایشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ایشان پس حضرت ایستاد و بر ایشان سلام كرد،آنها جواب سلام دادند و برای آن جناب برخاستند و خواهش كردند كه نزد ایشان بنشیند،آن حضرت به ایشان اعتنایی نكرد و فرمود:ای گروهی كه سخن می گوئید در چیزی كه به شما نفع نمی رساند، آیا ندانستید كه خدای تعالی را بندگانی است كه ساكت كرده ایشان را خوف، بدون آنكه عاجز باشند از گفتن یا لال باشند بلكه ایشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شكسته می شود زبانهایشان و كنده می شود دلهایشان و می رود عقلهایشان و مبهوت می شوند به جهت اعزاز و اجلال و اعظام خداوند، پس هرگاه بخود آمدند از این حالت رو می آورند بسوی خدا به كردارهای پاكیزه، می شمرند نفسهای خود را با ستمكاران و خطاكاران و حال آنكه ایشان منزّه اند از تقصیر و تفریط، ایشان راضی نمی شوند برای خدا به كردار اندك و بسیار نمی شمرند برای او عمل زیاد را و پیوسته مشغولند به اعمال، پس ایشان چنانند كه هر وقت نظركنی به ایشان ایستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بیم و اضطرابند، پس كجائید شما از ایشان ای گروه تازه كارها،آیا ندانستید كه داناترین مردم، به قدر ساكت ترین ایشانند از آن،و این كه جاهلترین مردم، به قدر سخنگوترین ایشانند در او، ای گروه تازه كارها،امروز روز اوّل ماه شعبان كریم است، نامیده است او را پروردگار شعبان به جهت پراكنده شدن خیرات، به تحقیق كه باز كرده پروردگار شما در او، درهای حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خیرات او را به قیمت ارزانی و كارهای آسانی، پس بخرید آن را، و جلوه داده برای شما ابلیس لعین شعبه های شرور و بلاهای خود را پیوسته می كوشید در گمراهی و طغیان و متمسّك می شوید به شعبه های ابلیس و رو می گردانید از شعبه های خیرات كه باز شده برای شما درهای او و این روز اوّل ماه شعبان است و شعبه های خیرات او نماز است و روزه و زكات و امر به معروف و نهی از منكر و نیكی به والدین و خویشان و همسایگان و اصلاح ذات البین و صدقه به فقرا و مساكین، برخود سختی می دهید چیزی را كه برداشته شده از شما یعنی امر قضا و قدر و چیزی كه نهی شده اید از فرو رفتن در آن از كشف سرّهای خدا كه هر كه تفتیش كند از آنها، از تباه شدگانست.آگاه باشید بدرستیكه اگر شما واقف شوید بر آنچه مهیّا فرموده پروردگار عزّوجلّ برای مطیعین از بندگانش در امروز هر آینه باز خواهید داشت خود را از آنچه در او هستید و شروع خواهید كرد در آنچه امر كردند شما را به آن. گفتند: یا امیرالمؤمنین! چیست آن چه خداوند مهیّا فرموده در این روز برای مطیعین خود، پس حضرت نقل فرمود قصّه آن لشگری را كه رسول خدا ـ صلّی اللّه علیه و اله ـ به جهاد كفّاره فرستاده بود و دشمنان شب بر ایشان شبیخون زدند و آن شبی تاریك و سخت ظلمانی بود و مسلمانان در خواب بودند و كسی از ایشان بیدار نبود جز زیدبن حارثه و عبداللّه بن رواحه و قتاده بن نعمان و قیس بن عاصم منقری كه هر كدام در یك جانب ایشان بیدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند و دشمنان مسلمانان را تیرباران كردند و مسلمانان دشمنان را به واسطه تاریكی نمی دیدند تا از آنها دوری كنند، به همین جهت نزدیك بود كه هلاك شوند كه ناگاه از دهان این چند نفر نورهایی ساطع شد كه لشگرگاه مسلمانان را روشن كرده و سبب قوّت و دلیری ایشان شد، پس شمشیر كشیده و دشمنان را كشته و زخمی و اسیر نمودند. چون مراجعت نمودند و برای حضرت رسول ـ صلّی اللّه علیه و اله ـ نقل كردند پیامبر ـ صلّی اللّه علیه و اله ـ فرمود: این نورها به جهت اعمال این برادران شما در روز اوّل ماه شعبان است. پس یك یك آن اعمال را حضرت نقل كردند تا آنكه فرمودند:... بدرستیكه خداوند عزّوجّل چون روز اوّل ماه شعبان می شود امر می كند به درهای بهشت پس باز می شود و امر می كند درخت طوبی را پس نزدیك می كند شاخه های خود را براین دنیا آنگاه ندا می كند منادی پروردگار عزّوجلّ ای بندگان خدا این شاخه های درخت طوبی است پس در آویزید به او كه بلند كند شما را بسوی بهشت و این شاخه های درخت زقوم است پس بترسید از او كه شما به سوی دوزخ هدایت نكند. رسول خدا ـ صلّی اللّه علیه و اله ـ فرمود: قسم به آنكه مرا به راستی به رسالت مبعوث نموده كه هر كه فرا گیرد درسی از خیر و نیكی در این روز پس به تحقیق كه در آویخته به شاخه ای از شاخه های درخت طوبی پس آن كشاننده است او را بسوی بهشت و هر كه فراگیرد دری از شرّ را در امروز پس به تحقیق كه در آویخته به شاخه ای از شاخه های درخت زقوم پس آن كشاننده است او را بسوی آتش،. ... آنگاه رسول خدا ـ صلّی اللّه علیه و اله ـ لحظاتی نظر خود را به جانب آسمان انداخت و خوشحال و مسرور بود، آنگاه نظر مبارك را به زیر انداخت به سوی زمین، پس پیشانی مبارك را درهم كشید و روی مباركش ترش شد. آنگاه رو كرد به اصحاب خود و فرمود: قسم به آن كه محمد ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ‌را به راستی به پیغمبری فرستاده، دیدم به تحقیق درخت طوبی را كه بلند می شد و بلند میكرد آنان را كه به او آویخته بودند بسوی بهشت و دیدم بعضی از ایشان را كه در آویخته بود به یك شاخه از آن و بعضی درآویخته بودند به دو شاخه از آن یا به چند شاخه برحسب فراگرفتن ایشان طاعت را، و بدرستیكه هر آینه
می بینم زیدبن حارثه را كه در آویخته به بیشتر شاخه های آن پس آن شاخه ها بلند می كنند او را به اعلا علیین بهشت پس از این جهت خندیدم و خوشحال شدم. پس نگاه كردم بسوی زمین پس قسم به آنكه مرا به راستی به پیغمبری فرستاد، دیدم درخت زقوم را كه پائین می رفت شاخه های او و پائین می برد درآویختگان به خود را به سوی دوزخ و دیدم پاره ای از ایشان را درآویخته به شاخه ای و دیدم بعضی از ایشان را كه
درآویخته اند به دو شاخه یا به چند شاخه برحسب انجام دادن گناهان و بدرستیكه هر آینه می بینم بعضی از منافقین را كه درآویخته اند به بیشتر شاخه های او و شاخه های زقوم آنها را فرو می برد به پایین ترین دركات پس از این جهت روی خود را ترش كردم و پیشانی درهم كشیدم.
[1] . مفاتیح الجنان، باب دوم.