| عبادت در روایات |
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بزرگترین ثواب را آن عبادتی دارد كه پنهانی تر انجام گیرد.
79ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده اخلاص العمل[1].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، خالص گردانیدن عمل (برای خدا) است.
80ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أنسك النّاس نسكا أنصحهم جیبا، و أسلمهم قلباً لجمیع المسلمین[2].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عابدترین مردم، كسی است كه نسبت به همهی مسلمانان یكرنگ تر و پاك دل تر باشد.
81ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده كالخضوع[3].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : عبادتی چون فروتنی نیست.
عابدترین مردم
82ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : یقول اللّه: ابن آدم، اعمل بما افترضت علیك تكن من أعبد النّاس[4].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : خدا میفرماید: فرزند آدم! آنچه بر تو فرض كرده ام عمل كن، تا از عابدترین مردمان باشی.
83ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من أتی اللّه بما افترض اللّه علیه فهو من عبد النّاس[5].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر كس آنچه را كه خداوند بر او واجب ساخته است به جای آورد، در شمار عابدترین مردمان است.
84ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : أعبد النّاس من أقام الفرائض[6].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عابدترین مردم، كسی است كه واجبات را به پا دارد.
85ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اعمل بفرائض اللّه تكن من أتقی النّاس[7].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : به فرایض خدا عمل كن، تا از پرهیزگارترین مردمان باشی.
86ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده كأداء الفرائض[8].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی، چون گزاردن واجبات نیست.
87ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : لیست العباده كثره الصّیام و الصّلاه، و انّما العباده كثره التّفكّر فی أمر اللّه[9].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : عبادت به فراوانی روزه و نماز نیست بلكه عبادت به بسیار اندیشیدن در كار خداست.
88ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : فاعلم أنّ أفضل عباد اللّه عند اللّه امام عادل هُدِیَ وَ هَدَی[10].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بدان، كه برترین بندگان خدا نزد او، پیشوای دادگری است كه خود رهیافته باشد و دیگران را به راه راست رهنمون شود.
بندگان بد
89ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عبدٌ له وجهان، یُقبِلُ بِوَجهٍ و یُدبِرُ بِوَجهٍ، إِن أُوتِیَ أخوه المسلم خیراً حَسَدَهُ، و إِن ابتُلِیَ خَذَلَهُ[11].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بد بندهای است، آن بندهای كه دو چهره دارد: با چهرهای رو میكند و با چهرهای پشت میكند، اگر به برادر مسلمانش نعمتی داده شود، بر او حسد میورزد و اگر گرفتار شود، تنهایش میگذارد.
90ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، بئس العبدُ عَبدٌ أَوَّلُهُ نطفهٌ، ثُمَّ یَعُودُ جِیفَهً، ثمّ لایدرِی ما یُفعَلُ به فیما بین ذلك[12].
بد بندهای است، آن بندهای كه آغازش نطفهای است و فرجامش مرداری و در این میان نمیداند با او چه میشود.
91ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعبادهِ فَأَلهَتهُ العاجِلَهِ عن الآجِلَهِ، فازَ بالرّغبهِ العاجِلَهِ و شَقِیَ بالعاقِبَهِ[13].
بد بندهای است، آن بندهای كه برای عبادت آفریده شده، اما دنیا او را از آخرت غافل كرده است، به خواهشهای زود گذر دنیوی دست یافته و در عاقبت بدبخت شده است.
92ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد تجبّر و اختال، و نسی الكبیر المتعال[14].
بد بندهای است، آن بنده كه تكبر و غرور ورزد و خدای بزرگ بلند مرتبه را از یاد برد.
93ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد عتا و بغی، و نسی الجبّار الأعلی[15].
بد بندهای است، آن بنده كه سر كشی و طغیان نماید و خدای جبّار بَرین را فراموش كند.
94ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له هوی یضلّه، و نفس تذلّه[16].
بد بندهای است، آن بنده كه او را هوسی گمراه كننده باشد و نفسی خوار كننده.
95ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له طمع یقوده الی طبع[17]/[18].
بد بندهای است، آن بنده كه او را طمعی باشد كه به ننگ و پستیش كشاند.
عبادت ناپذیرفتنی
96ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده مع أكل الحرام كالبناء علی الرّمل، و قیل: علی الماء[19].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادتِ توأم با حرام خواری، چون ساختمانی است بر روی شن و به قولی: بر روی آب.
97ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : انّ لِلّهِ ملكا ًینادی علی بیت المقدس كلّ لیله: من أكل حراما لم یقبل اللّه منه صرفا و لا عدلا. و الصّرف النّافله، و العدل الفریضه[20].
خدا را فرشتهای است كه هر شب بر فراز بیت المقدس بانگ میزند: هر كس مال حرامی بخورد، خداوند از او نه مستحبی میپذیرد و نه واجبی.
98ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : انّ الرّجل اذا أصاب مالا من حرام لم یقبل منه حجّ و لا عمره و لا صِلَهُ رَحِمٍ; حتّی انّه یفسد فیه الفرج[21].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر گاه مرد مالی از حرام به دست آورد، نه حجی از او پذیرفته میشود نه عمرهای و نه صلهی رحمی، حتی در نطفه اش اثر سوء میگذارد.
99ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یكتسب العبد مالا حراما فیتصدّق منه فیوجر علیه، و لا ینفق منه فیبارك (اللّه) له فیه، و لا یتركه خلف ظهره الاّ كان رادّه (زاده) الی النّار[22].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اگر بنده مال حرامی به دست آورد و از آن صدقه بدهد، اجری به او داده نمیشود و اگر از آن انفاق كند، خداوند برای او در آن بركت قرار نمیدهد و بعد از خود باقی نگذارد مگر این كه سوق دهندهی (ره توشهی) او به سوی آتش باشد.
100ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : درهم یرّده العبد الی الخصماء خیر له من عباده ألف سنه، و خیر له من عتق ألف رقبه، و خیر له من ألف حجّه و عمره[23].
درهمی كه بنده به طلبكاران بر میگرداند، برای او بهتر از هزار سال عبادت و بهتر از آزاد كردن هزاز بنده و بهتر از گزاردن هزار حج و عمره است.
101ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من اكتسب مالا حراما لم یقبل اللّه منه صدقه و لا عتقا و لا حجا و لا اعتمارا، و كتب اللّه جلّ و عزّ بعدد أجر ذلك أوزارا، و ما بقی منه بعد موته كان زاده الی النّار، و من قدر علیها فتركها مخافه اللّه عزّوجّل دخل فی محبّه اللّه عزّوجّل و رحمته، و یؤمر به الی الجنّه[24].
هر كه مال حرامی را كسب كند، خداوند از او نه صدقه و زكاتی میپذیرد و نه آزاد كردن بندهای و نه حجّی و نه عمرهای و خداوند عزّوجلّ به اندازهی ثواب این كارها برای او گناه بنویسد و آنچه از آن مال پس از مرگ او باقی ماند، ره توشهاش به سوی دوزخ باشد. اما اگر كسی مال حرامی را به دست آورد و از ترس خدای عزوجل آن را رها كند، مشمول محبّت و رحمت خداوند عزّوجلّ گردد و دستور داده شود كه او را به بهشت برند.
102ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : من أصاب مالا من أربع لم یقبل منه فی أربع: من أصاب مالا من غلول أو ربا أو خیانه أو سرقه، لم یقبل منه فی زكاه و لا فی صدقه و لا فی حجّ و لا فی عمره[25].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر كه از چهار راه مالی به دست آورد، چهار چیز از او پذیرفته نشود: كسی كه از راه دزدیدن غنایم یا ربا یا خیانت (در امانت) یا سرقت مالی به دست آورد نه زكاتی از او پذیرفته میشود، نه صدقهای، نه حجّی و نه عمره ای.
نشاط در عبادت
103ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ مِن كِتابِهِ إلَی الحارِثِ الهمدانی ـ : خادع نفسك فی العباده و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الاّ ما كان مكتوبا علیك من الفریضه، فانّه لا بدّ من قضائها و تعاهدها عند محلّها[26].
امام علی ـ علیه السّلام ـ در نامه خود به حارث همدانی میفرماید: نفس خود را برای عبادت كردن بفریب و با آن مدارا كن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سر خوشی آن (برای عبادات مستحبی) بهره بر گیر، مگر فرایضی كه بر تو واجب گشته است كه در این موارد باید آنها را به موقع انجام دهی و بر آنها مواظبت نمایی.
104ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفه العباده الفتره[27].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفت عبادت سستی است.
105ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ (فی الدّعاء): أسالك من الشّهاده أقسطها، و من العباده أنشطها[28].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (در دعا): خدایا! از شهادت دادن، عادلانه ترین آن را و از عبادت با نشاط ترینش را از تو مسألت دارم.
106ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خذوا من العباده ما تطیقون: فانّ اللّه لا یسأم حتّی تَسأمُوا[29]. [1]. غرر الحكم: 3315.
[2]. الكافی: 2 / 163 / 2.
[3]. غرر الحكم: 10506.
[4]. تحف العقول: 281.
[5]. الخصال: 125 / 122 و 16 / 56.
[6]. همان.
[7]. أمالی الطوسی: 120 / 187.
[8]. نهج البلاغه: الحكمه 113.
[9]. تحف العقول: 442.
[10]. نهج البلاغه: الخطبه 164.
[11]. نوادر الراوندّی: 22.
[12]. نوادر الراوندّی: 22.
[13]. همان.
[14]. همان.
[15]. همان.
[16]. همان.
[17]. أی الدنس (النهایه: 3 / 112).
[18]. نوادر الراوندّی: 23.
[19]. عدّه الداعی: 141 و 140.
[20]. همان.
[21]. أمالی الطوسی: 680 / 1447.
[22]. عدّه الداعی: 93.
[23]. جامع الأخبار: 441 / 1243.
[24]. أعلام الدین: 414.
[25]. أمالی الصدوق: 358 / 4.
[26]. نهج البلاغه: الكتاب 69.
[27]. تحف العقول: 6.
[28]. البحار: 94 / 155 / 22.
[29]. كنز العمّال: 5301.
|
| محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410 |
|
|