1  2  3    4  
حضور قلب در نماز

2. دنیا پرستی
از موانع مهم و اصلی حضور قلب، دنیا پرستی و اسارت و فریفتگی در برابر آن است. غالب اندیشمندانی كه درباره اهمیت نماز كتاب نوشته اند، مسأله دنیا دوستی را یكی از مهمترین مانع حضور قلب بر شمرده اند.
آرا و نظریاتی كه درباره دنیا مطرح شده به طور كلی به سه دسته تقسیم می شود:
الف. ترك اصل دنیا
برخی بر این عقیده اند كه باید از تمام موهبتهای دنیایی دور شویم و با كناره گیری از اجتماع بشری، فقط به عبادت خدا بپردازیم، چرا كه دنیا و متعلقات آن را موجب بدبختی و گمراهی بشر می پندارند. با این طرز تفكر، عبادت و خداپرستی، منافی با زندگی كردن تلقی می گردد و لذا، یا باید دنیا را انتخاب كرد و یا آخرت را و جمع بین این دو ممكن نخواهد شد.
دیدگاه اسلام
اسلام شدیداً با رهبانیّت، دوری از دنیا، ترك كار و تلاش و عدم همسر گزینی و... مخالف است، از همین جهت، پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا رهبانیّه فی الاِسلام؛[1] رهبانیت (ترك دنیا) در اسلام نیست».
تفكر رهبانیّت و جدایی دین از زندگی، از مذاهب مسیحی و بودایی‌، وارد اسلام شد، به همین جهت بعضی تصوّر میكنند كه اسلام با دنیا و كار كردن، تلاش و ... مخالف است.
زندگی در دنیا یعنی كار كردن، خوردن، آشامیدن، استراحت كردن، ازدواج و... چگونه ممكن است خداوندی كه آفریدگار همه موجودات از قبیل: زمین، خورشید، حیوانات و حتی خود انسان است، ما را از استفاده و توجه به آنها نهی نماید؟
پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«العبادهُ سبعُونَ جزءاً افضَلُها طلبُ الحَلالِ؛[2] عبادت هفتاد جزء دارد كه بهترین عبادتها، كار و تلاش می باشد».
و در روایت دیگر آمده:
«ابن اَبی یَعفُور قالَ قلتُ لأبی عبدِاللهِ ـ علیه السلام ـ : انا لنُحِبُّ الدُنیا فقالَ لی: «تصنعُ بِها ماذا؟ قلتُ اَتزَوّجُ مِنها و اَحجُّ و انفقُ عیالی و انیلُ اِخوانی و اَتصدّقُ قالَ: لیسَ هذا مِنَ الدّنیا، هذا منِ الآخرَهِ؛[3] ابن ابی یعفور می گوید:
خدمت امام صادق ـ علیه السلام ـ عرض كردم: ما دنیا را دوست می داریم. فرمود: با اموال دنیا چه می كنی؟ عرض كردم: به وسیله آنها ازدواج می كنم، به حج می روم، برای خانواده ام خرج می كنم، به برادرانم كمك می كنم و در راه خدا صدقه می دهم. فرمود: این دنیا نیست، این آخرت است». از این روایت به روشنی معلوم می گردد كه اصل دنیا مذموم نیست.
و روایات دیگری در این باب وارد شده كه همه آنها سفارش می كنند كه با استفاده كردن بهینه از دنیا، انزوا و رهبانیت را رها سازید.
نتیجه آن كه اصل دنیا و توجه به آن، نه تنها منافات با دینداری و عبادت خدا ندارد، بلكه همان طور كه ذكر شد، از بهترین عبادتها می باشد.
ب. ترك محبّت دنیا
بعضی معتقدند كه اسلام، محبّت و علاقه به دنیا را به طور مطلق مذموم دانسته و از همین جهت علاقه به زن، فرزند، اموال، خوراكیها و... را مردود می دانند، در این باره به آیات و روایات استناد می كنند.
دیدگاه اسلام
اگر منظور از محبّت، علاقه و ارتباط عاطفی و غریزی است كه اسلام نه تنها آن را نفی نكرده، بلكه با واقع بینانه ترین دیدگاه، آن را تفسیر كرده و آن غرایز و تمایلات را جزء سرشت آدمیان دانسته است.
از نظر اسلام تمایل به دنیا و علاقه به آن، قابل كسب نیست، بلكه از امور فطری و غریزی است كه خداوند بر حسب ضرورت و نیاز در درون ما نهاده است كه بدون آنها به كمال رسیدن، ممكن نخواهد بود.
خداوند در قرآن كریم می فرماید:
«و من آیاتهِ اَن خلقَ لكم من انفسكُم ازواجاً لِتسَكنُوا الیها و جعلَ بینكم مودّه و رحمهً؛[4] از جمله نشانه های حق این است كه از جنس خود شما، همسرانی برای شما آفریده كه در كنار آنها آرامش بیابید و میان شما و آنها الفت و مهربانی قرار داد». با كمی دقّت می توان فهمید، زن و علاقه به آن، كه از مظاهر دنیا است، نه تنها مذمت نشده، بلكه فلسفه وجودی آن، تسكین و ‌آرامش مردان شمرده شده است.
و هم چنین در روایت دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده:
«لا خیرَ فی مَن لا یحبُّ جمع المالِ من حلالٍ، یكُفُّ بهِ وجههُ و یقضی به دَینَهُ و یَصِلُ بهِ رحمَهُ؛[5] خیر و خوبی نیست، در كسی كه تحصیل مال حلال را دوست ندارد تا بدین وسیله آبرویش را حفظ كند و دینش را ادا نماید و صله رحم به جا آورد».
از امثال این روایات معلوم می گردد كه اسلام نه تنها دنیا بلكه علاقه به دنیا را كه از روی غرایز مادی در درون انسان است، تأیید می نماید و از بین بردن علایق فطری را، مردود دانسته و برخلاف تكامل آدمی می داند.
پ. ترك دنیا پرستی
آنچه اسلام بدان معتقد است، ترك پرستش دنیا و كمال مطلوب و محبوب واقعی ندانستن آن است. تمام آیات و روایاتی كه در مذمّت حبّ به دنیا آمده، اشاره به این قسم دارند و آنچه مانع حضور قلب در نماز می گردد، همین «دنیاپرستی و اسارت دنیا» است.
در قرآن كریم و روایات اهل بیت، دنیا، ناپایدار و محل گذر و اهل دنیا، مسافر معرفی شده است.[6] و این واقعیتی غیر قابل انكار است و نیز در بعضی از آیات آمده كه دنیا وسیله ای است جهت رسیدن به هدف، نه نهایت آرزو و كمال مطلوب بشری.[7]
درمان
از مطالب گذشته روشن گردید كه آنچه مانع حضور قلب است، دنیاپرستی و دلبستگی به آن است.
ترك اسارت و بندگی دنیا، با چند لحظه و دقیقه ممكن نخواهد بود، بلكه با آشنایی به آفات آن و به میزان عزم و تلاش و مجاهدت واقع بینانه، می توان به ترك دنیا به معنای حقیقی آن رسید.
برای درمان دنیا زدگی، باید اولاً: دیدگاه خود را نسبت به دنیا و انسان از زاویه دین اسلام اصلاح نمود. ثانیاً: یافته ها و علم و معرفت خود را در مرحله عمل به كار بندیم.
3. حواس ظاهری
یكی از عوامل حواسپرتی، متوجه شدن به امور خارجی است، چرا كه قلب و ذهن به منزله حوضی هستند كه این پنج حس به آن می ریزند و به واسطه آنها صورتهای معانی بر قلب وارد می شود، به طوری كه به واسطه دیدن تصویری یا شنیدن صدایی چندین صورت خیالی بر ذهن وارد می شود و قلب را مشغول خود می كند. اگر در هنگام نماز، گوش آدمی چیزی را بشنود یا چشم چیزی را ببیند، حواس و ذهن نمازگزار متوجه آن شنیدنی (مسموع) یا تصویر می گردد و از خدا و توجه به او غافل می گردد و چه بسا با شنیدن یك كلمه، خاطره های زیادی در ذهن او نقش بندد و تا آخر نماز او را مشغول بدارد.
درمان
علاج آن در از بین بردن این اسباب است كه به صورتهای مختلف بیان می گردد:
الف. چشم بستن
یكی از راههای معمولی كه در میان مردم بیشتر مشاهده می شود، بستن چشمها در حین نماز است تا تمركز حواس بیشتری حاصل كنند كه این امر البته برای كسانی است كه نمی توانند بدون بستن چشمها در نماز و با نگاه به محل سجده، آن تمركز لازم را كسب كنند و گرنه كسی كه می تواند با نبستن چشمها در نماز و با نگاه كردن به محل سجده، حواس خود را جمع كند، بهتر است كه چشمها را نبندد.
ب. انتخاب مكان خلوت و تاریك
نمازگزار برای این كه هیچ چیز او را به خود جلب نكند، باید مكان خلوت و بی سر و صدا، بی منظره و تاریكی را انتخاب كند؛ مثلا در مكانی كه عكس، تلویزیون و رادیوی روشنی، زن و بچه و... نباشد كه مسلماً تحصیل حضور قلب در چنین مكانی راحت تر از مكان شلوغ، پر رفت و آمد و... می باشد. چون زمینه حواسپرتی در آنجا كمتر است.
4. وسواس در قراءَت
هدف اصلی از عبادت، تحصیل مقام «جدایی كامل از غیر خدا» است، لذا موانع این راه، باید برداشته شود.
یكی از این موانع، توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است كه موجب می شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه كند و به جای توجه كردن به معانی نماز و كسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آنها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیكن شرط صوری است و باید در حدّ تكلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز كرد.
این كه بعضی می خواهند به واسطه حفظ قراءت، تمركز حواس كامل پیدا كنند، اشتباه است، چون حواس در قراءت، كافی نیست، ثانیاً هدف نیست، بلكه هدف، توجه كامل قلب به خداست و چنین شخصی، به جای توجه به خدا و بریدن از اغیار، گرفتار ادای كلمات از مخرجشان می شود.
درمان
الف. آشنایی به ظاهر و باطن نماز
باید بداند كه رعایت قراءت و امثال آن، از احكام ظاهریه نماز و عبادت می باشند و باید در حدّ اعتدال و تكلیف به آنها توجّه كرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می كند كه هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز كاملتر خواهد شد، چرا كه باطن نماز برخلاف ظاهر آن، محدود به حدّی نیست. باید دانسته شود كه فرق نماز امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ با نماز ما در حضور قلب به خدا می باشد نه به مدّ «و لا الضالّین» و قراءت كاملتر آن حضرت.
ب. همانند سازی با الگوهای دینی
برای این كه نمازگزار، متوجه شود كه دچار وسواس شده یا خیر، بهتر است عمل خود را بر علما و فقها عرضه كند و از آنها سؤال كند كه آیا مبتلا به مرض وسواس است یا خیر؟ چون كشف مرض، برای مریض مشكل است، بلكه چه بسا خود را عادی می بیند و دیگران را متّهم به بی مبالاتی می نماید و از عمل آنها رنج می برد.
[1] . بحارالانوار، ج 15، باب النهی عن الرهبانیه.
[2] . كافی، ج 5، ص 78.
[3] . بحار الانوار، ج 73، ص 63.
[4] . روم (30)، آیه 20.
[5] . كافی، ج 5، ص 72.
[6] . نهج البلاغه، خطبه 201؛ نهج البلاغه، حكمت 133؛ روم (30)، آیه 7.
[7] . كهف (18) آیه 18؛ رعد (13) آیه 12؛ یونس (10) آیه 100؛ روم (100) آیه 30.
علي اصغر عزيزي تهراني ـ حضور قلب در نماز، ص11
  1  2  3    4  
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010