پاسخ :
دوران نوجواني حسّاسترين و مهمترين دورة زندگي است .در اين سنين تغيير و تحوّلات بسياري هم از نظر جسمي و هم از جهت عاطفي و رواني براي نوجوان ايجاد ميشود،[1] يكي از ويژگيهاي دوران نوجواني زود رنجي است. بنابراين جوانان نبايد فكر كنند كه دچار مشكل خاصي هستند اين ويژگي مربوط به اين دورة سني است. افراد ديگر هم تا حدودي اين حالت را تجربه كردهاند. آن چه خطرناك است و جاي نگراني دارد، باقي ماندن اين حالت است.[2] يعني بايد به گونهاي برنامه ريزي شودكه حالت زودرنجي پس از مدت زمان كوتاهي در خاموش شود و گرنه ممكن است در دراز مدت، مشكلات بسياري را بدنبال داشته باشد،كه از جمله آنها اعتماد به نفس ضعيف، افسردگي، يأس و نااميدي و... ميباشد.[3] شايد يكي از علتهاي اصلي زودرنجي در دورة نوجواني اين باشد كه نوجوان توقعات بسياري از والدين و اطرافيان خود دارد و چون آنها نميتوانند نيازمنديها و توقّعات وي را برآورده كنند، از آنها ميرنجند و يا اينكه چون احساس استقلال ميكنند و ميخواهند كمتر تحت كنترل و نظارت والدين باشند و از سوي ديگر دوست دارند در مسايل خانواده و آيندة زندگي خود تصميم بگيرد و نظرش محترم باشد، اگر با موافقت والدين روبرو نشود، سخت از آنها ميرنجند. و ممكن است اين حالت در فرد بصورت عادت تبديل شود، به گونهاي كه از ديگران هم بدون دليل برنجد. بنابراين شناخت فرايند اين حالت و اين كه چه عوامل و زمينههايي باعث اين حالت شده است، بسيار مهم ميباشد.
و امّا راهكارهايي كه ميتوانيد با استفاده و تمرين آنها اين حالت را در خويشتن كاهش دهيد، عبارتند از:
1. كاهش انتظارات از ديگران؛
از ديگران انتظار نداشته باشيد كه كاري براي شما انجام دهند، بلكه بيشتر سعي كنيد اعتماد به نفس را در خود تقويت نموده و روي پاي خود بايستيد. البته اين بدين معنا نيست كه از تجارت و نظرات ديگران هم استفاده نكنيد. بلكه در عين حال كه با افراد بزرگتر از خود، والدين، معلمان و... در مورد مسايل زندگي و آيندهتان مشورت ميكنيد، سعي كنيد كه كارهايتان را خودتان انجام دهيد. اعتماد به نفس و داشتن روحية خودباوري، بخشي از عوامل موفقيّت شما محسوب ميشود.[4]
2. بينش مثبت داشتن نسبت به ديگران؛
يكي ديگر از راهكارهايي كه ميتواند مفيد باشد، اين است كه نسبت به ديگران نگرشي مثبت داشته باشيد، زيرا ممكن است علت رنجش از ديگران اين باشد كه نسبت به آنها ديد منفي داشته و فكر ميكنيد كه همه مخالف شما هستند و شما را دوست ندارند، اين تصور باعث ميشود كه بدون دليل از ديگران برنجيد. اگر بعد از اين نگرش خود را نسبت به ديگران تغيير دهيد و بپذيريد كه همه شما را دوست دارند اگر هم در مواردي به شما تذكر ميدهند يا سخت ميگيرند،از آن جهت است كه شما براي آنها مهم هستيد و همه نگران حال شما هستند، از باب دلسوزي به شما تذكر ميدهند. حتّي ممكن است در برخي موارد رفتار و نحوة عملكرد ديگران با شما ناخوشايند باشد، اين تا حدودي مربوط به اين ميشود كه ديگران در روش برخورد، نقص دارند امّا هدف آنها خير است. لذا اگر اينگونه فكر كنيد، هيچ گاه از ديگران نميرنجيد.
3. توجه به پيامدهاي منفي حالت رنجش از ديگران؛
اگر بصورت جدّي درصدد اصلاح اين حالت نباشيد، زودرنجي به مرور زمان تبديل به عادت و حتي يك ويژگي شخصيّتي در شما خواهد شد و پيامدهاي منفي بسياري را بدنبال خواهد داشت. هيچگاه نميتوانيد در زندگي خود موفّق شويد و با ديگران ارتباط صميمي و عاطفي برقرار كنيد، توجه به اين مسايل، ضرورت بازنگري و تصميم جدّي در جهت رفتار شما را ميطلبد كه نسبت به ديگران نگرش مثبت داشته و اعتماد به نفس را در خويشتن تقويت نماييد.
4. علت زودرنجي خويش را شناسايي نموده، در جهت حلّ آن بكوشيد؛
امكان ندارد كه زودرنجي شما بدون جهت و بيدليل باشد، حتماً دليل و علّتي دارد ولو اين كه شما آن را نشناسيد. بنابراين سعي كنيدعلت آن را بشناسيد، هر موقعيتي كه براي شما ناراحت كننده است از آن دوري نموده و يا از قبل تمرين كنيد كه اگر در چنين موقعيّتي دچار شويد چگونه بايد برخورد كنيد. به جاي زودرنجي، صبر و تحمل خويش را بالا برده و روحية مقاومت، سرسختي و عزّت نفس را در خويش تقويت نماييد.
معرفي منابع جهت مطالعة بيشتر:
1. آلبرت آليس و...، زندگي عاقلانه، ترجمه مهرداد فيروز بخت، رشد، چاپ دوّم، 1380.
2. ناصر خياباني، مهارتهاي بهتر زيستن، نشر پسند، چاپ اوّل، 1380.
3. ون جونز و...، تحليل رفتار متقابل، ترجمه: بهمن دادگستر، نشر اوحدي، چاپ اوّل، 1376.
4. ديويد برنز، از حال بد به حال خوب، ترجمه: قراچه داغي، ارين كار، چاپ سوّم، 1371. [1] . براي مطالعه بيشتر رك: علي قائمي، خانواده و مسائل نوجوان و جوان، شفق، ج 2، 1361، بخش 7.
[2] . براي مطالعه بيشتر رك: آرتور آند، روان شناسي رنج، ترجمه زهرا ادهمي، دايره، چاپ دوّم، 1379.
[3] . شكوه نوابي نژاد، رفتارهاي بهنجار و نابهنجار، انجمين اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1375.
[4] . مصطفي توركي، رهايي از افسردگي، انتشارات ارجمند، 1379، فصلهاي 4 و 6.
|