پرسش :

چرا خوردن گوشت الاغ و اسب مكروه ولي گوشت گوسفند و شتر مستحب و خوب است؟ با اينكه همة اينها گياه خوار هستند، چرا حكم آنها مختلف است؟


پاسخ :

همان گونه كه در پرسش آمده، خوردن گوشت اسب و الاغ و قاطر مكروه است و فقهاي بزرگوار ما بر اساس روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بر اين مسأله تصريح كرده‌اند.[1]

در قرآن كريم مي‌خوانيم: «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ»[2] و نيز «وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ».[3]

«و چارپايان را براي شما آفريد كه براي شما (پوست) آنها گرما و سودهاي ديگر هست، و هم از آنها مي‌خوريد» و «اسبان و استران و درازگوشان را (آفريد) تا بر آنها سوار شويد و ماية تجمل نيز هست، و نيز چيزهايي كه شما نمي‌دانيد آفريد.»

طبق روايتي كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده: أنعام اشاره به گاو و گوسفند و شتر است كه براي خوردن آفريده شده‌اند و اسب و قاطر و الاغ براي سوار شدن.[4]

بعد از اشاره به مرجع حكم، بايد توضيحي راجع به حكمت احكام ديني و ميزان احاطه و دخالت عقل بشر نسبت به دين داده شود تا اين گونه پرسش‌ها به نحو اساسي حل شود.

در هر حكم شرعي سه امر وجود دارد كه بايد از هم تفكيك شوند:

الف. دليل و مستند حكم: هر حكم شرعي مستند به يك يا چند آيه و روايت است،‌ مثلاً دليل اينكه بر مسلمان نماز واجب است، امثال اين است: «أقيموا الصلاة»[5] يا دليل وجوب روزه، اين آيه شريفه است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ».[6]

ب. علت حكم: علت اصلي و اوّل و آخر همة احكام ديني، اراده و حب و بغض الهي است كه البته گزاف نيست و بر اساس مصالح و مفاسدي است كه در امور مختلف وجود دارد. مثلاً مجموعة مصالحي كه در نماز وجود دارد، نظير باز داشتن از فحشا و منكر و تقرب به سوي خداوند موجب اراده و حب الهي شده است و امر به خواندن نماز كرده است، كما اينكه مجموعه مفاسدي كه در شراب وجود دارد مثل ضعيف كردن بدن و يا از بين بردن عقل، موجب بغض الهي و نهي از آن شده است.

ج. فلسفه يا حكمت حكم: بر طبق عقيدة شيعة اماميه، همة احكام الهي بر اساس مصالح مفاسد واقعي است و خداوند حكيم هيچگاه بيهوده به چيزي امر نمي‌كند و از چيزي نهي نمي‌كند و همچنين نسبت به حكم استحباب و كراهت و اباحه.

عقل ما انسان‌ها هيچگاه به همة مصالح و مفاسد و حكمت‌هاي احكام احاطه نداشته و ندارد و همانطوري كه در مسألة نياز بشر به دين و فلسفة بعثت انبياء طرح شده است، بشر به جهت محدوديت قواي ادراكي، به همة روابط عالم وعوامل سعادت و شقاوت دنيوي و اخروي احاطه ندارد، به همين دليل نياز به وحي و نبي و هدايت الهي دارد.[7]

بنابراين ما از طريق احكام پنج گانة شرعي، به وجود مصالح و مفاسد و حكمت‌هايي در متعلق احكام پي مي‌بريم، امّا اينكه دقيقاً و كاملاً آنها چيستند، بر ما مخفي است و اگر ما همة امور را با عقل كوچك خود مي‌فهميديم، اصولاً نيازي به دين و ارسال پيامبران و راهنمايي الهي نبود.

بعد از اين توضيح كوتاه باز مي‌گرديم به بحث اصلي؛ ما از حلال بودن گوشت گاو و شتر و گوسفند پي به مصلحت موجود در حكم مي‌بريم و اينكه مشكل و مفسده‌اي در استفاده اين گوشت‌ها بعد از ذبح شرعي نيست و يا در حدي نيست كه مانع حكم حليّت شود، و همچنين در مورد كراهت خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ، خداوند خالق عالم و حكيم حتماً فرقي بين اين دو موجود ديده يا ايجاد كرده كه باعث دو حكم متفاوت شده، امّا آن تفاوت چيست، ما به روشني نمي‌دانيم. چرا که او خالق است و از تمامي جزئيات و ظرافت هاي خلقي آگاه است، حال ما انسان هاي کوچک که علممان در برابر عظمت علم و حکمت الهي بسيار بسيار ناچيز و غير قابل مقايسه است، چگونه مي توانيم از تمامي حکمت ما و علت ها مطلع و آگاه شويم، در حقيقت اين گونه بگوييد که عقل ما کشش و قدرت چنين درکي را ندارد، پس بيش از آن نبايد به دنبال حکمت هاي الهي باشم.

نکته ديگر اين که چه كسي به ما گفته است كه علت حلال بودن گوشت گاو و گوسفند علف خوار بودن آن ها است تا ما بگوييم اسب و الاغ هم علف مي‌خورند، پس چرا حكم مختلف دارند؟ برخي حيوانات هستند علف هم مي‌خورند ولي گوشت آنها مكروه است مثل اسب يا حرام است مثل فيل و برخي حيوانات هستند كه كاملاً علف خوار نيستند ولي حلال هستند مثل ماهي يا پرندگان.

در سيستم بدن حيوانات مختلف هزاران هزار مولكول، آنزيم و فاكتورهاي مختلف وجود دارد كه بسياري از آنها تاكنون بر بشر مخفي مانده و هر يك كاركردهاي مختلف دارند و از كجا معلوم كه برخي از آن عوامل داخلي باعث اين حكم نشده است و يا امري ديگر.

بنابراين بر مسلمان آگاه و باهوش و مؤمن است كه همة احكام الهي را با جان و دل بپذيرد و يقين به صحت و حكيمانه بودن آنها داشته باشد و البته در فكر و جوياي فهم اسرار و لطايف اين احكام باشد. ولي اين بدان معنا نيست که اگر عقل و درک ما به علت يا علت هاي واقعي دست نيافت، اصل حکم را زير سؤال ببريم!

در اينجا بد نيست به كلامي از مرحوم دكتر پاك نژاد در كتاب «اولين دانشگاه و آخرين پيامبر»[8] اشاره كنيم:

«وجود قند در گوشت اسب سبب شده نسبت به ميكروب‌ها زياد حساس نگردد و زود در معرض مخاطرات قرار گيرد. گوشت‌هاي خر و قاطر هم شبيه گوشت اسب بوده و خوردن آنها معمول نشده و...».

با توجه آنچه گفته شد، پاسخ اين گونه سؤالات كه هزاران مورد هستند، روشن مي‌شود؛ مانند چرا نماز صبح دو ركعت است و ظهر چهار ركعت؟ چرا نماز صبح را مرد بايد بلند بخواند و ظهر را آهسته؟ در نماز مغرب و عشاء هم حمد و سوره بلند ولي تسبيحات اربعه آهسته؟ چرا در نماز يك ركوع داريم و دو سجده؟ احكام طهارت چرا اينگونه است؟ احكام قصاص و ديه چرا اينگونه است؟ و ...

كلام آخر؛ اولا روح تعبد را در برابر احکام الهي تقويت نماييم و مطيع محضر احکام و دستورات الهي باشيم. چرا که اسلام يعني تسليم محضر و ثانيا بسيار خوب است که به دنبال کشف حقايق و رشد علم باشيم ولي اگر دليل واقعي احکام شرعي را به دست نياورديم، با توجه فهم و درک ناچيز ما در برابر علم الهي، اصل احکام را زير سؤال نبريم.



[1] . ر.ك: موسوي خميني، سيد روح الله، توضيح المسائل، مسأله 2631.

[2]. نحل/ 5.

[3]. نحل/ 8.

[4] . حر عاملي، وسائل الشيعه، (بيست جلدي، المكتبة‌الاسلامية،) ج 16، ص 8، باب 5، از ابواب اطمعه محرمه.

[5] . بقره/ 110، 43، 238 و بسياري آيات ديگر.

[6] . بقره/ 183.

[7] . ر.ك: مطهري، مرتضي، اسلام و مقتضيات زمان، ج1، بحث قاعده ملازمه و آشنايي با علوم اسلامي؛ و ج 3، درس 6.

[8] . پاك نژاد، سيد رضا، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران، چاپ اسلاميه، 1398 هـ.ق، ج 8، ص 246.



صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010