1  2  
عزاداری
با نظری به آیات و روایات روشن می‌شود كه عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری با مبانی دینی ما ندارد، بلكه از مصادیق شعایر الهی، مودّت و محبّت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و مبارزه با ظلم و ستم می‌باشد كه در قرآن به آنها سفارش شده است.
نمونه عینی عزا و گریه در قرآن كریم ، سوگواری و گریه حضرت یعقوب ـ علیه السّلام ـ در فراق یوسف است، كه بنا بر نقل زمخشری هفتاد سال گریه كرد و پاداش آن گریه‌ها برابر با پاداش هفتاد شهید می‌باشد. بنابراین عزاداری و گریه در مصائب برگزیدگان الهی و اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ مورد تأیید روایات بوده و ممدوح قرآن كریم و در قرآن و روایات هیچگونه نهی و مذمتی از آن نشده است.
در حجم زیادی از روایات این مطلب آمده كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در سوگ مصائب آینده حسین ابن علی ـ علیه السّلام ـ اشك ریختند، مانند گریه حضرت، هنگام ولادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، سوگواری حضرت در منزل ام سلمه، زینب، عایشه و همین طور گریه رسول خدا در خانه امام علی ـ علیه السّلام ـ هنگام روبرو شدن با بنی‌هاشم و گریه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس در هنگام عبور از سرزمین كربلا و...
همچنین موارد بسیاری از عزاداری اصحاب در روایات نقل شده است، همچون گریه اصحاب بر خبر شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و عزاداری صحابه در رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ مرثیه سرایی و گریه فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در لحظه جان دادن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و بعد از رحلت آن حضرت، ودر مرگ مادرش خدیجه كبری ـ سلام الله علیها ـ و عموی بزرگوارش حمزه، و گریستن خلیفه اول و دوم در سوگ پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همراه سخنان ام ایمن و گریه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس در هنگام عبور از سرزمین كربلا و اقدام نمادین عبدالله عمر پس از وفات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و... كه از مسلمات تاریخ اسلام می‌باشد.
آری گریه و خنده از عوارض وجودى انسان است، كه بسیارى از حالات روحى و درونى انسان در این دو، بروز و ظهور پیدا مى كنند و فطرت انسان بر این نهاده شده كه در هنگام از دست دادن محبوب، اندوهگین و در هنگام شادى آنها، خشنود مى شود.[1] و غالباً این اندوه و شادى باعث بروز گریه و خنده مى شوند و دین مبین اسلام كه قوانین آن با فطرت مطابق[2] است; بر این امر صحّه گذارده و پیامبر اكرم-صلى الله علیه وآله- و صحابه ایشان به خاطر از دست دادن عزیزان خود غمگین مى شدند و گریه مى كردند كه موارد متعددِ آن در متون شیعه و اهل سنت نقل شده، از جمله گریه پیامبر(ص) براى پسرش ابراهیم[3] یا براى فاطمه بنت اسد.[4]
حال اگر ما شیعیان در مصیبت ائمه اطهار-علیهم السلام- عزادارى و گریه مى كنیم به این دلیل است كه آنان محبوب ما هستند و تار و پود وجودمان، با عشق و محبّت آنان عجین شده و این اظهار محبت در حقیقت اداء حق رسالت است چرا كه پیامبر(ص) در ازاى رسالت و هدایت گرى خویش، فقط مودتِ ذى القربى را طلب نموده: (قل لا اسئلكم علیه اجراً الا الموده فى القربى) با توجه به این كه خودِ اهل سنت گفته اند كه منظور از قربى فاطمه(علیها السلام)، على(علیه السلام) و فرزندان اوست.[5] و محبّ واقعى كسى است كه در شادى آنان مسرور و در مصیبت آنان اندوهگین باشد و این اختصاص به زمان رسول اللّه(ص) ندارد، بلكه براى تمام أزمنه و كل مسلمانان ثابت است و هر مسلمانى در هر كجا و هر زمان موظّف به اداء حق رسالت است. و حتى در عزاى امام حسین(ع) به خاطر ضایع شدن اجر رسالت و جارى شدن ظلم و جور در حق اهل بیت(علیهم السلام) و ذوى القربى پیامبر(ص) آسمان و زمین گریستند و این مطلب را مفسرین شیعه و اهل سنّت در ذیل آیه (فما بكت علیهم السماء و الارض و ما كانوا منظرین) ذكر كرده اند.[6]
هم چنین از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده: الزموا مودتنا اهل البیت فانه من لقى اللّه و هو یحبّنا دخل الجنّه بشفاعتنا [7] «همیشه با مودت ما اهل بیت همراه باشید، پس كسى كه در روز قیامت خداوند را ملاقات كند در حالى كه ما را دوست بدارد به واسطه شفاعت ما داخل بهشت خواهد شد.»
و به قول شافعى:
یا اهل بیت رسول اللّه حبكم
فرض من اللّه فى القرآن أنزله[8]
در اینجا به چند نكته اشاره مى نمائیم :
1- عزادارى در مصائب ائمه اطهار (علیهم السلام) در واقع یك حركت اجتماعى بر ضد ظلم و جور و احیاء عدل و سنّت پیامبر -صلى الله علیه وآله- است چرا كه بنى امیّه، كه به گفته خود اهل سنت، از طرف پیامبر(صلى الله علیه وآله)، شر الملوك نامیده شدند[9]و هم چنین بنى عباس، با خیانت ها و ستم هایى كه در حق اهل بیت -علیهم السلام- روا داشتند اجر رسالت را ضایع نمودند و مسیر اسلام را منحرف ساختند و عزادارى شیعیان در حقیقت اظهار برائت از ستمگران زمان و زنده كردن ارزشهاست و یكى از نمونه هاى بارز آن انقلاب اسلامى ایران است كه مردم با الهام از مكتب عاشورا و قیام امام حسین -علیه السلام- بر علیه حاكمان جور قیام نمودند و به ارزش هاى اسلامى جان تازه اى بخشیدند.
2ـ اشك و گریه در قرآن؛ درباره حضرت یعقوب(ع) مى خوانیم كه در فراق یوسف(ع) شب و روز مى گریست تا آنجا كه بینائى خود را از دست داد «و ابیضت عیناه من الحزن[10]» و گفت «و اسفابر یوسف! و چشمان او از گریه و اندوه سفید شد. در آیه 86 مى خوانیم «گفت من غم و اندوهم را تنها به خدا مى گویم و شكایت نزد او مى برم و از خدا چیزهاى مى دانم كه شما نمى دانید» حتى خود برادرها به ظاهر گریه كردند، و حضرت یعقوب آنها را منع نكرد، «و جائوا اباهم عشاءً یبكون[11]» شب هنگام گریان به سراغ پدر آمدند.
3ـ اثر اشك از نظر بعضى از دانشمندان: اوید روسى مى گوید: در گریستن لذتى است زیرا اندوه ها و تأثرات درونى كه در اعماق روح و قلب انسان است با سیلاب و اشك بیرون آمده و نابود مى شوند» و دیگرى مى گوید: قطره هاى اشك بدون اینكه به كوشش ما براى جلوگیرى از آن توجهى كند فرو ریخته و با افتادن خود روح پر شكنجه ما را آسوده مى كنند[12].
4- آنچه از گفتار ائمه (ع) در دست ما مى باشد تشویق به عزادارى نموده اند، و پاداشهاى زیادى براى آن بیان نموده اند، كه به بعضى از آنها اشاره مى شود.
الف) امام صادق (ع) رئیس مكتب جعفرى مى فرماید: «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولا یتنا، یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» پیروان ما كه از طنیت ما ساخته شده‎اند و با آب ولایت ما خمیر مایه آنها سرشته شده است در حزن و اندوه ما ناراحتند و در شادیهاى ما خشنودند[13].
این روایت چه مى گوید؟ آیا اگر شیعه در مصیبت اهلبیت(ع) اشك ریخت و عزادار بود و در روز ولادت آنها شاد بود و این شادى را ابراز داشت، این روایت شامل آن نمى شود؟ آری بهترین مصداق براى روایت فوق همین است.
ب) امام صادق (ع) فرمود: «من دمعت عیناه فینا دمعه لدم سفك منا، او حق لنا نقصناه او عرض انتهك لنا اولا حَد من شیعتنا بواه الله تعالى بها فى الجنه حقباً[14]» كسى كه قطره اشكى درباره ما بریزد، بخاطر خونى كه از ما ریخته شده و یا حقى كه از ما غصب شده است و یا آبرویى كه از ما هتك شده است و... خداوند در قبال این اشك سالیان دراز او را در بهشت جاى مى هد.
5- مودت و محبت اهلبیت را همه فرقه هاى اسلامى فرض و لازم مى دانند چون قرآن بر آن تصریح دارد[15] اگر انسان بخواهد به این فریضه عمل كند، جز این است كه در روزهاى شادمانى آنان شادمان و در ایام غم و اندوه آنان اندوهناك گردد. امثال محمد حامد فقى ها باید جواب دهند كه این محبت ها چگونه باید ابراز شود؟ خوب است پرسشگر محترم لحظه اى تصور كند، آیا انسان در مرگ عزیزترین بستگانش اشك نمى ریزد؟ و بستگان دور هم جمع نمى شوند اظهار تأسف و ناراحتى نمى كنند؟ و آیا در تولد فرزندى كه مدت ها در انتظارش بوده (مخصوصاً اگر پسر باشد، براى آنها كه بر اثر فكر جاهلى از نوزاد دختر نفرت دارند) شاد نمى شود؟
6- عزادارى ها خود نوعى از شعائر اسلامى است كه در قرآن بر آن سفارش شده است (من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب[16]) ، همچنین ائمه اطهار-علیهم السلام- سفارش كرده اند، كه در شادى ما شاد باشید[17] چنانچه كاخ كسرى و... در مقابل ولادت پیامبر (ص) عكس العمل نشان دادند و پدرش عبدالله خوشحال شد[18]،
خداوند متعال می‎فرماید: «فالذین آمنوا و عَزّروه و نصروه و اتبعوا النور الذى انزل معه اولئك هم المفلحون[19]» آنان كه به پیامبر ایمان آورده و او را گرامى داشته و او را یارى كرده اند، و از نورى كه (قرآن) به او فرستاده شده است پیروى كنند رستگارانند. جمله «غزّروه» كه به معناى تعظیم و تكریم است[20] به زمان پیامبر (ص) اختصاص ندارد و بر پائى مراسم جشن در روزهاى بعثت، و ولادت آن حضرت و ائمه اطهار -علیهم السلام- و ایراد سخنرانى و قرائت شعار سازنده، مصداق روشن تعظیم و تكریم آن حضرت و اهل بیت است.
مودتى را كه همه فرقه هاى اسلامى نسبت به اهلبیت فرض و لازم مى دانند، یكى از راههاى اظهار آن، برپائى مجالس عزاداری در ایام سوگواری آن عزیزان و مجالس جشن و شادی در ایام شادی و میلاد آن ذوات مقدسه است كه در آن، تاریخ زندگى، شجاعت ها و فداكارى هاى آنها بازگو مى شود[21].
[1]- جعفر سبحانى، بحوث قرآنیه فى توحید و الشرك (مؤسسه امام صادق(علیه السلام)، 1419، چاپ اول) ص 140.
[2]- «فطرت اللّه التى فطر الناس علیها» قرآن كریم، سوره روم: 30.
[3]- صحیح مسلم (بیروت، دار احیاء التراث العربى) ج 4، ص 1808، ح 2315.
[4]- حاكم نیشابورى، مستدرك على الصحیحین (بیروت، دار المعرفه) ج 3، ص 108.
[5]- طبرانى، معجم كبیره (بیروت، دار احیاء التراث العربى، چاپ 2، 1404) ج 3، ص 47، ح 2641.
ـ فخر رازى، تفسیر كبیر (بیروت، دار احیاء التراث العربى) ج 27، ص 166.
ـ نور الدین هیثمى، مجمع الزوائد (بیروت، دارالكتب العربى، چاپ سوم) ج 7، ص 103.
ـ زمخشرى، كشاف (دارالكتب العربى) ج 4، ص 219.
[6]- تفسیر قرطبى (بیروت، دار احیاء التراث العربى) ج 16، ص 141.
ـ ابن كثیر، تفسیر القرآن العظیم (بیروت، دار المعرفه، 1402 هـ) ج 4، ص 142.
ـ طبرى، جامع البیان فى تفسیر القرآن (بیروت، دارالمعرفه، 1407) ج 25، ص 74.
[7]- ابن حجر هیثمى، صواعق المحرقه، باب 11، فصل 1، مقصد 2، ص 173.
ـ معجم الزوائد، همان، ج 9، ص 172.
ـ طبرانى، معجم الأوسط (ریاض، مكتبه المعارف، چاپ اول، 1407 هـ) ج 3، ص 122، ح 2251.
[8]- قندوزى، حنفى، ینابیع الموده (دار الاسوه، چاپ اول، 1416) ج 3، ص 103.
[9]- صحیح ترمذى (بیروت، دار احیاء التراث العربى) ج 4، ص 503، ح 2226.
[10]ـ یوسف/84.
[11]ـ یوسف/16.
[12]ـ ر ـ ك محمد تقى عطار نژاد ـ نسخه عطار (كتابفروشى افتخارى) نل از ره توشه راهیان نور شماره 32، ص 180.
[13]ـ علیرضا صابرى، الحكم الزاهره (مؤسسه النشر الاسلامى، جامعه مدرسین قم، 1405 هـ ق، 1363 ش) ج 1، ص238، روایت .1277
[14]ـ محمد بن نعمان مفید، الامالى (مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه) ص175، روایت 5.
[15]ـ شورى/23.
[16]ـ حج/32.
[17]ـ روایاتى كه از الحكم الزاهره نقل شد، ج1، ص238.
[18]ـ تاریخ یعقوبى (پیشین) ج1، ص359.
[19]ـ اعراف/157.
[20]ـ راغب اصفهانى، المفردات فى غریب القرآن (دفتر نشر كتاب چاپ دوم، 1404 هـ) ص333، عین عبارت این است «النصره مع التعظیم».
[21]ـ جعفر سبحانی ،آئین وهابیت ص182.
حسن منتظري- مركز مطالعات و پژوهش‎هاي فرهنگي حوزه علميه
1  2  
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010