1  2
محبت خداوند
محبت الهی پیروی از دستورات او را در پی دارد و تلاش برای كسب رضایتمندی محبوب لازمه آن است.
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی... »
بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی كنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است».[1]
3 . عدم غفلت از یاد خدا: ذكر و یاد محبوب و آنچه مربوط به او است، همواره برای محبّ لذّت بخش و دوست داشتنی است. دوستان خدا دائم سخن از او و دوستان او می گویند و با یاد او زندگی می كنند و از تلاوت كلام او لذت می برند و در خلوت مناجات با او اُنس می گیرند؛ چنان كه خداوند به موسی ـ علیه السلام ـ فرمود:
ای پسر عمران، دروغ می گوید آن كسی كه گمان برد مرا دوست دارد، اما چون شب فرا رسد چشم از عبادت من فرو بندد. مگر نه این است كه هر دلداده ای دوست دارد كه با دلدار خود خلوت كند؟[2]
4 . غم و شادی برای خدا: دوستان خداوند، دردمند و اندوهگین نمی شوند، مگر برای آنچه آنان را از محبوب دور كند، و شادمان نمی گردند جز به موجب آنچه آنان را به مراد خویش نزدیك گرداند. آنان به اطاعت مسرور و با معصیت محزون می گردند و بود و نبود دنیا سبب غم و شادی آنان نمی گردد.
« لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ »
تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به (سبب) آنچه به شما داده است، شادمانی نكنید.[3]
5 . دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او: «محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ پیامبر خدا است، و كسانی كه با اوی اند، بر كافران، سختگیر (و) با همدیگر مهربان اند.»[4]
6 . بیمناكی در عین محبت و امیدواری: دوستان خدا در عین حال كه شیفته جمال اویاند، در نتیجه ادراك عظمت او در بیم و هراس به سر می برند. زیرا همان طور كه ادراك جمال الهی محبت او را در پی دارد، ادراك عظمت او هم هیبت و هراس را به دنبال می آورد. البته این بیم منافاتی با محبت ندارد؛ زیرا بیم دوستان خدا، از دور ماندن از او است. این بیم و امید مكمل هم در بندگی پروردگارند. برخی از رهروان طریق محبت الهی گفته اند:
بندگی خدا به صرف محبت و بدون بیم به دلیل افراط در امید و انبساط خاطر،‌موجب هلاك آدمی می گردد و عبودیت به صرف بیم و خوف و بدون امید، به دلیل وحشت موجب دوری از پروردگار و هلاك می شود و بندگی از روی بیم و محبت هر دو، محبت خداوند و تقرب به او را در پی خواهد داشت.[5]
7 . كتمان محبت خدا و ترك ادعای آن: محبت، سرّی از اسرار محبوب است و بسا در اظهار آن چیزی گفته شود كه خلاف واقع و افترا بر محبوب باشد. به علاوه محبت انسان نسبت به مراتب اشتیاق و محبت دوستان خاص پروردگار یعنی انبیا و اولیا كه خود را در عشق ورزیِ شایسته نسبت به خداوند، ناكام می دانستند و گروه عظیم فرشتگان، تحفه قابل ذكر و ادعایی نخواهد بود، و نشانه محبت حقیقی آن است كه مراتب محبت خویش را به هیچ انگارد و آن را شایسته ذكر نبیند و خویشتن را همواره در این باب قاصر و عاجز بیابد.
ج) آثار محبت خداوند: محبت خداوند،‌آثار فراوانی را در ابعاد مختلف وجود انسان از خود بر جای می گذارد. در این جا به برخی از آثار كه به عنوان حالت و صفتی نفسانی مطرح اند، اشاره می شود:
1 . اُنس با پروردگار: هنگامی كه قلب آدمی مسرور از قرب الهی و مشاهده جمالِ مكشوفِ محبوب می گردد، بشارتی به قلب انسان وارد می گردد كه به آن «اُنس» گفته می شود. از نشانه های اُنس با خداوند آن است كه خلوت و اشتغال به ذكر او گواراتر از هم نشینی و اُنس با خلایق است. چنین فردی در حالی كه در میان جمع است، در واقع تنها است و هنگامی كه در خلوت است در واقع با محبوب خویش هم نشین است. جسم او در جمع مردمان و قلبش جدای از آنها است.[6] امیر مؤمنان در توصیف دارندگان چنین مقامی فرموده است:
دانش، نور حقیقت بینی را بر آنان تافته و آنان روح یقین را دریافته و آنچه را نازپروردگان دشوار دیده اند آسان پذیرفته اند و بدانچه نادانان از آن رمیده اند خوگرفته. و هم نشین دنیای اند با تن ها، و جان هاشان آویزان است در ملأ اعلی. اینان خدا را در زمین او جانشینان اند و مردم را به دین او می خوانند.[7]
2 . اشتیاق به سوی خداوند: دوستداران مشاهده جمال الهی بعد از این كه از ورای حجاب های غیب، رخسار محبوب را به نظاره نشستند و دریافتند كه از رؤیت حقیقت جلال و عظمت او قاصرند، تشنگی و ولع آنان برای مشاهده آنچه ندیده اند فزونی می گیرد؛ به این حالت «مقام شوق»‌گفته می شود. بر خلاف مقام اُنس كه ناشی از مشاهده چهره مكشوف محبوب است، مقام اشتیاق، در نتیجه تمایل به ادراك جمال و جلال محجوب او پدید می آید.[8]
3 . رضا به قضای الهی: «رضا» در مقابل «سخط» است و آن عبارت است از ترك اعتراض نسبت به آنچه خداوند مقرر داشته است، در ظاهر و باطن و در گفتار و رفتار. رضا از آثار و لوازم محبت پروردگار است؛ زیرا محب هر آنچه را كه از محبوب صادر گردد، زیبا می بیند. كسی كه به مقام رضا نایل گردد، در نزد او فقر و غنا، راحتی و سختی، تندرستی و بیماری، مرگ و زندگی و ... یكسان است و تحمّل هیچ یك بر او دشوار نیست؛ چرا كه همه را از جانب محبوب می بیند. او همواره در سرور و بهجت و راحتی به سر می برد؛ زیرا به همه چیز به چشم رضایت می نگرد و در واقع همه امور بر وفق مراد او پیش می رود و در نتیجه از هر غم و اندوهی به دور خواهد بود. در قرآن كریم چندین بار به این مقام اشاره شده است؛ از جمله در معرفی حزب خداوند می فرماید:
« ... رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند. اینان اند حزب خدا. آری، حزب خدا است كه رستگاران اند.[9]
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در بیان منزلت و جایگاه رفیع مقام رضا فرمود:
بالاترین درجه زهد، پست ترین درجه ورع و بالاترین درجه ورع، پست ترین درجه یقین و بالاترین درجه یقین، پست ترین درجه رضا است.[10]
بنابراین دوستان خدا با رضایتمندی از آنچه او رقم می زند،‌از هر گونه حزن و اندوهی به دورند و در كمال بهجت و سرور زندگی گوارایی دارند. در قرآن كریم آمده است:
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»
آگاه باشید، كه بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند.[11]
د) سرانجام محبت پرودگار: پایان محبت الهی مانند هر محبت دیگری جز ملاقات و وصال محبوب نمی تواند باشد. تحقق این رؤیت و ملاقات متوقف بر معرفت خداوند است كه خود محتاج صفای باطن و پیراستن دل از علاقه های دنیوی است و حصول آن در دنیا برای سالكان طریق محبت الهی پیدا می شود.
فهم حقیقت این ملاقات همواره برای اذهان انسان ها دشوار بوده است. بر همین اساس بسیاری ره انكار پیموده اند.
امام علی ـ علیه السّلام ـ هنگامی كه پرسشگری از خوارج از او پرسید: «آیا پروردگارت را به هنگام پرستش او دیده ای؟» در پاسخ با صراحت فرمود: «وای بر تو! من كسی نیستم كه پروردگاری را كه ندیده ام بپرستم». آنگاه كه پرسشگر از حقیقت و ماهیت این ملاقات جویا شد و پرسید: چگونه او را دیده ای؟ پاسخ داد: «وای بر تو! دیدگان هنگام نظر افكندن او را درك نكنند؛ ولی دل ها با حقایق ایمان او را دیده اند».[12]
ملاقات و مشاهده جمال الهی لذتی را در پی دارد كه به شرح و وصف نمی آید. آنان كه مراتب ضعیفی از آن را چشیده اند، هرگز آن را با سایر لذت های متصوّر، سودا نمی كنند. از این رو انبیا و اولیای الهی در مناجات های خود با محبوب خویش، همواره اشتیاق خود را نسبت به آن آشكارا فریاد زده اند و عارفان و سالكان در اشعار و چكامه هایی كه از خود به یادگار گذاشته اند، مناظر زیبا و دل انگیزی از آتش عشق خویش را به ملاقات و شهود جمال مُراد محبوب به نمایش گذارده و صحنه های حزن انگیزی از درد و رنج فراق و هجران دوست را به تصویر كشیده اند. نزد آنان ملاقات پروردگار، اوج قلّه عرفان و پایان سیر سالكان است. رساله هایی نیز در بیان ابزار وصول به این مقصد، منازل و مراحلی كه در سر راه رهروان این راه وجود دارد، خطراتی كه آنان را تهدید می كند، زاد و توشه ای كه آنها را در این راه به كار می آید، نگاشته اند.[13]
دو. محبت خداوند به بندگان
قرآن و روایات اهل بیت در بردارنده آیات و روایاتی است كه حكایت از محبت و دوستی خاص پروردگار نسبت به برخی از بندگان دارد. این محبت، آثار ویژه ای را در بر دارد كه فقط شامل افرادی خاص می گردد. البته رحمت و محبت عمومی خداوند در قالب انواع مواهب دنیوی و احكام شرعی شامل همگان می شود. چنان كه قبلاً نیز اشاره شد، خداوند در قرآن دوستی خویش را به صراحت نسبت به مجاهدان، نیكوكاران، بسیار توبه كنندگان، پرهیزگاران، عدالت پیشگان، صابران، پاكان و مطهران و توكّل و اعتمادكنندگان به پروردگار، اعلام می دارد.[14] در میان سخنان خداوند به داود پیامبر ـ علیه السلام ـ آمده است:
ای داود، به بندگان زمینی من بگو: من دوست كسی هستم كه دوستم بدارد و هم نشین كسی هستم كه با من هم نشینی كند و همدم كسی هستم كه با یاد و نام من اُنس گیرد و همراه كسی هستم كه با من همراه شود، كسی را برمی گزینم كه مرا برگزیند و فرمانبردار كسی هستم كه فرمانبردار من باشد. هر كس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان یقین حاصل كنم او را با خود بپذیرم (و چنان دوستش بدارم) كه هیچ یك از بندگانم بر او پیشی نگیرد. هر كس به راستی مرا بجوید، بیابد و هر كس جز مرا بجوید، مرا نیابد. پس ای زمینیان! رها كنید آن فریب ها و اباطیل دنیا را به كرامت و مصاحبت و هم نشینی و همدمی با من بشتابید و به من خو گیرید تا به شما خو گیرم و به دوست داشتن شما بشتابم.[15]
بنابراین دوستی و محبت میان خدا و بندگانش یك محبت دوسویه است. تنها انسان نیست كه از مناجات با پروردگارش لذت می برد و در حسرت دیدار او می سوزد، بلكه خداوند نیز ندای محبت آمیز بندگانش را دوست دارد و به گفت و گو و مجالست خالصانه با آنان عشق می ورزد.

[1] . سوره آل عمران، آیه 31.
[2] . شیخ صدوق: امالی، ص 438، ج 577؛ دیلمی، حسن ابی الحسن: اعلام الدّین، ص 263؛ انتشارات القلوب، ص 93.
[3] . سوره حدید،‌ آیه 23.
[4] . محمّد رسول الله و الّذین معه،‌ اشدّاء علی الكفّار رحماء بینهم، (سوره فتح، آیه 29).
[5] . ر.ك: فیض كاشانی، محسن: المعجه البیضاء، ج 8، ص 76 ـ 77.
[6] . نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 3، ص 124، 189 و 190.
[7] . نهج‌البلاغه، حكمت 147.
[8] . ر.ك: فیض كاشانی، محسن: پیشین، ج 8، ص 55.
[9] . سوره مجادله، آیه 22، هم چنین ر.ك: سوره بیّنه، آیه 8.
[10] . كلینی، كافی، ج 2، ص 128، ح 4.
[11] . سوره یونس، آیه 62.
[12] . كلینی: كافی، ج 1، باب ابطال الرّویه، ح 6، همچنین ر.ك: دعای عرفه امام حسین ـ علیه السلام ـ .
[13] . از جمله ر.ك: ملكی تبریزی، میرزا جواد: رساله لقاء الله.
[14] . به ترتیب ر.ك: صف، 4؛ بقره، آیه 195 و 222؛ آل عمران، آیه 76، 146 و 159؛ مائده،‌42 و توبه، 108.
[15] . سید ابن طاووس: مسكّن الفوائد، ص 27.
احمد ديلمي و مسعود آذربايجاني- اخلاق اسلامي، ص 80
  1  2
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010