جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹
1  2  
مواقف قیامت و حساب
موقف‎های قیامت
قرآن كریم در مورد طولانی بودن روز قیامت دو تعبیر متفاوت دارد:
1. یك جا آن را معادل پنجاه هزار سال دانسته و فرموده است:
«تَعْرُجُ الْمَلائِكَهُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ».[1]
ـ فرشتگان و روح در روزی كه برابر با پنجاه‎هزار سال است به سوی خدا بالا می‎روند.
از سیاق آیات برمی‎آید كه مقصود از این‎روز، روز قیامت است، و مراد این است كه آن روز به مقیاس سال‎های دنیا برابر پنجاه‎هزار سال خواهد بود، و منظور از عروج فرشتگان به سوی خداوند این است كه در آن روز نظام دنیا به هم خورده و اسباب و وسایط تدبیر جهان برچیده می‎شوند، و فرشتگان ـ كه از وسایط تدبیر الهی هستند ـ به جانب عرش الهی باز می‎گردند، ‌چنان‎كه می‎فرمایند:
«وَ تَرَى الْمَلائِكَهَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ».[2]
ـ «روح»، از موجودات عالم بالاتر و غیر از فرشتگان است، چنان‎كه می‎فرماید:
«یُنَزِّلُ الْمَلائِكَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ».[3]
و آن غیر از جبرئیل است، زیرا قرآن جبرئیل را «روح الأمین»[4] و «روح القدس»[5] نامیده است نه روح به طور مطلق: بدیهی است كه مقید با مطلق متفاوت است.[6]
2. در جای دیگر آن را برابر با یك‎هزار سال دانسته و فرموده است:
«یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ».[7]
ـ خداوند امر آفرینش را از آسمان (مقام ربوبی) به سوی زمین تدبیر می‎كند، آن‎گاه موجودات در روزی كه برابر با هزار سال دنیوی است به سوی او باز می‎گردند.
گروهی از مفسران در وجه جمع میان این دو زمان متفاوت، گفته‎اند: در قیامت پنجاه موقف وجود دارد كه توقف بندگان در هر یك برابر، با هزارسال دنیوی است.[8]
برخی از روایات نیز این نظریه را تأكیده می‎كند،‌ چنان‎كه محدث كلینی(ره) در روضه كافی، و شیخ طوسی(ره) در امالی از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت كرده‎اند كه فرمود: «قبل از آن كه به حساب شما رسیدگی شود، ‌خودتان به حساب خود برسید، زیرا در قیامت پنجاه موقف است كه مدت هر یك، برابر با هزار سال دنیوی است.» آن‎گاه آیه دوم را تلاوت كرد.[9]
نیز امام علی ـ علیه السلام ـ در پاسخ فردی كه آیات قرآن را درباره سخن گفتن انسانها در قیامت تناقض‎آمیز پنداشته بود ـ چرا كه در برخی از آیات آمده است كه در روز قیامت به انسانها اجازه سخن گفتن داده نمی‎شود، و در آیات دیگر آمده است كه آنان با یكدیگر سخن می‎گویند ـ فرمود: «در قیامت مواقف مختلفی وجود دارد، و اختلاف آیات مزبور ناظر به موقف‎های مختلف قیامت است.»[10]
یادآوری این نكته لازم است كه از برخی روایات برمی‎آید كه طولانی بودن روز قیامت و مواقف آن به وضعیت عقیده و عمل انسان‎ها بستگی دارد. و به همین دلیل، بر مؤمنان و پارسایان بسیار زودگذر خواهد بود. ابوسعید خدری می‎گوید: در حضور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از طولانی بودن روز قیامت اظهار شگفتی و نگرانی شد، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «به پروردگارم سوگند، روز قیامت برای مؤمنان از خواندن یك نماز واجب نیز آسان‎تر خواهد بود».[11]
حساب اعمال
قرآن كریم در آیات متعدد قیامت را «یوم الحساب» نامیده است.[12] «واژه حساب» در لغت عبارت است از بررسی و جمع اعداد و مقادیر و تعیین حاصل آن‎ها. بنابراین، از آن جا كه مكلفان در قیامت حاصل جمع میان اعمال خوب و بد خود را می‎یابند، روز قیامت، روز حساب نامیده شده است.[13]
بنابراین، غرض از رسیدگی به اعمال مكلفان این نیست كه خداوند بر مقدار اعمال نیك و بد آنان آگاه گردیده، آن‎گاه به آن‎ها پاداش و كیفر مناسب می‎دهد، زیرا او دانای مطلق بوده و بر همه چیز آگاه است ـ بلكه، همان‎گونه كه بیان گردید ـ مقصود این است كه مكلفان با مشاهده اعمال خوب و بد خود، به حساب خویش آگاه شده و بر رحمت و عدل الهی در مقام كیفر و پاداش كاملاً واقف می‎گردند.
از این‎رو، قرآن كریم در عین این كه خداوند را حساب‎رس اعمال بندگان دانسته و می‎فرماید:
«إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ».[14] در جای دیگر، خود انسانها را حساب‎رس اعمال خود معرفی نموده و می‎فرماید: «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیباً».[15]
ـ نامه عمل خود را بخوان، امروز كافی است كه خود به حساب خویش برسی.
بر این پایه، علی ـ علیه السلام ـ فرموده است: «روز قیامت اعمال بندگان در برابر دیدگان آنان نمایان می‎گردد، «أعْمَالُ العِبَادِ فِی عَاجِلِهِم، نَصْبُ أعْیُنهِم فی آجِلِهِم».[16]
از این‎جا، می‎توان به راز «سریع الحساب» بودن خداوند كه در آیات قرآن آمده است پی برد، و نیز دانست كه چگونه خداوند در روز قیامت حساب همه مكلفان را یك‎جا بررسی می‎كند، چنان‎كه وقتی از علی ـ علیه السلام ـ در این باره سؤال شد، فرمود: همان‎گونه كه یك جا به آنان روزی می‎دهد، حساب آنان را نیز یك‎جا رسیدگی می‎نماید: سُئِلَ ـ علیه السلام ـ كَیْفَ یُحَاسِبُ اللهَ الخَلْقَ عَلَی كَثْرَتِهِم؟ فَقَالَ ـ علیه السلام ـ : كَما یرزُقُهم علی كَثرتهم.[17]
و نیز فرمود: «إنَّهُ یُحَاسِبُ الخَلقَ دَفْعَهً، كَمَا یَرْزِقُهم دَفْعَهً».[18]
شیخ مفید(ره) درباره حقیقت حساب در قیامت گفته است:
«حساب عبارت است از مقابله و مقایسه میان اعمال و جزای آن‎ها، و آگاه شدن انسان بر لغزشهایی كه از او سر زده، و سرزنش او بر گناهان، و ستایش او بر نیكی‎ها، و رفتار با او به گونه‎ای كه سزاوار آن است.»[19]
نیز محقق لاهیجی(ره) نیز در این‎باره گفته است: «حساب عبارت از آن است كه نامه‎های اعمال را به نظر مكلفان رسانده و به دست آنان می‎دهند تا خود بر اعمال خویش آگاه شوند و حجت خدای بر آنان تمام شود».[20]
درباره چگونگی رسیدگی به حساب بندگان در قیامت در احادیث وارده از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ مطالب فراوانی است كه حاصل آن‎ها را شیخ صدوق(ره) در رساله عقاید خود، چنین یادآور شده است: «اعتقاد ما در مورد حساب این است كه آن حق است و حساب پیامبران و امامان را خداوند خود رسیدگی می‎كند،‌ آن‎گاه هر پیامبری به حساب جانشینان خود می‎رسد، و آنان به حساب امت‎ها رسیدگی می‎نمایند».[21]
سنجش اعمال
در برخی از آیات قرآن راجع به سنجش اعمال و سنگینی و سبكی ترازوهای اعمال در قیامت سخن گفته شده است: چنان‎كه می‎فرماید:
«الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِكَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ».[22]
ـ سنجش اعمال در روز قیامت حق است، آنان كه ترازوهایشان سنگین باشد، رستگارند، و آنان كه ترازوهایشان سبك باشد، به خاطر این كه آیات ما را انكار می‎كردند، زیانكارند».[23]
و نیز می‎فرماید:
«وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً».[24]
ـ در روز قیامت ترازوهای عدالت را برقرار می‎كنیم، پس به هیچ انسانی كوچكترین ستمی نمی‎شود.
درباره این كه مقصود از وزن كردن اعمال چیست، و این‎كه اعمال چگونه وزن می‎شوند، اقوال مختلفی مطرح گردیده است:
1. بسیاری از مفسران و متكلمان لفظ «میزان» را به همان شكل معروف از ترازو تفسیر كرده‎اند و در چگونگی توزین یكی از دو نظریه زیر را پذیرفته‎اند:
الف. اعمال نیك به صورت‎های زیبا، و اعمال بد به صورت‎های زشت، تحقق یافته، آن‎گاه وزن می‎شوند.
ب. پرونده‎ها و نامه‎های اعمال نیك و بد وزن می‎شوند.
2. برخی گفته‎اند: مقصود از «میزان» ‌عدل است؛ یعنی، خداوند براساس عدالت به افعال بندگان جزا می‎دهد. این قول از مجاهد، ضحاك و اعمش نقل شده‎ است، و بسیاری از متأخران نیز آن را پذیرفته، و در توجیه آن گفته‎اند: اطلاق لفظ «وزن» بر معنای عدل و برابری جایز است، چنان‎كه گفته می‎شود: این سخن هم وزن آن سخن است، یعنی معادل و مساوی با آن است، هر چند توازن و سنجش حقیقی در كار نیست. از سوی دیگر، چون عدل در داد و ستد با پیمانه و وزن كردن انجام می‎گیرد، به این جهت برای بیان عدل در مقام جزا، از كلمه وزن و میزان استفاده شده است.[25] علامه طبرسی(ره) در مجمع البیان نیز این وجه را برگزیده است.[26]
3. مقصود از وزن و سنگینی و سبكی آن، ارزشمندی اعمال و یا بی‎ارزش بودن آن‎ها از نظر ثواب و پاداش است. از طرفداران این نظریه شیخ مفید(ره) است، نامبرده پس از نقد نظریه نخست گفته است: مقصود از وزن و میزان اعمال این است كه اعمالی كه ارزشمند بوده و شایسته پاداش بسیار می‎باشند سنگین، و اعمالی كه بی‎ارزش بوده و شایسته پاداش نمی‎باشند سبك خواهند بود،‌ آن‎گاه در تأیید این نظریه گفته است: هر گاه در زبان عرب گفته می‎شود: «كلام فلانٍ عندی أوزن من كلام فلانٍ» مقصود این است كه قدر و ارزش كلام او بیشتر است، و قرآن نیز به لغت عربی و با توجه به حقیقت و مجاز آن نازل گردیده است، و نه الفاظ و معانی عامیانه و سطحی.[27]
4. علامه طباطبایی(ره) در این‎باره بیان جامعی دارد كه حاصل آن چنین است:
الف.
[1] . معارج/ 4.
[2] . زمر/ 75.
[3] . نحل/ 2.
[4] . شعراء/ 194.
[5] . نحل/ 103.
[6] . المیزان، ج 20، ص 8.
[7] . سجده/ 5.
[8] . همان، ج 17، ص 248.
[9] . بحار الانوار، ج 7، ‌باب 6، روایت 3.
[10] . توحید صدوق، باب 36، روایت 5، ص 260.
[11]. بحار الانوار، ج 7، باب 6، روایت 3.
[12] . سوره ابراهیم/ 41، غافر/ 27.
[13] . حكیم سبزواری، اسرار الحكم، ص 361.
[14] . غاشیه/ 26ـ25.
[15] . اسراء/ 14.
[16] . نهج البلاغه، حكمت شماره 6.
[17] . نهج البلاغه، حكمت شماره 300.
[18] . مجمع البیان، ج 1، ص 298.
[19] . تصحیح الاعتقاد، ص 93.
[20] . گوهر مراد، ص 655.
[21] . الاعتقاد فی دین الامامیه، ص 50 ـ درباره حساب اعمال در قیامت، مطالب بسیاری در آیات و روایات مطرح گردیده است، به تفسیر منشور جاوید، ج 9، ص 308ـ280 رجوع شود.
[22] . اعراف/ 9ـ8.
[23] . به همین مضمون است آیات: 103102 سوره مؤمنون، و آیه شش سوره قارعه.
[24] . انبیاء/ 47.
[25] . گوهر مراد، ص 656.
[26] . مجمع البیان،‌ج 2، ص 399.
[27] . تصحیح الاعتقاد، ص 93ـ94.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
1  2