در مورد كتب مقتل به زبان كودكان، كتابى ياد ندارم; ولى كتاب اصحاب عاشورا كتاب بسيار خوبى است كه يكى از شعرا و اُدباى معاصر آن را نوشته است. گويا اين كتاب، بانى داشته و اهدايى بوده و فروش آن ممنوع مى باشد. در آن جا بسيار ادبى و زيبا و با حفظ امانت، واقعه ى عاشورا را نقل كرده است.
سوال: مرقدى كه در سوريه است، آيا مرقد حضرت زينب(عليها السلام) بنت فاطمه(عليها السلام) است يا مرقد دختر ديگرى از اميرالمؤمنين كه مادرى غير از فاطمه(عليها السلام) داشته است مى باشد؟
جواب: كسى كه اين سوال را پرسيده است، احتمالا كتاب شام ما را مطالعه نفرموده است. بنده كتابى نوشتم تحت عنوان «شام سرزمين خاطره ها» براى روحانيونى كه همراه زائران سوريه به سوريه مى رفتند. الان هم قابل استفاده است; در آن جا بنده اين بحث را مطرح كردم. در مورد قبر حضرت زينب(عليها السلام)- دختر اميرالمؤمنين(عليه السلام) و حضرت زهرا(عليها السلام) - سه قول وجود دارد: «مدينه»، قريه ى «راويه» شام «كه الآن در دوازده كيلومترى دمشق است و معروف به زينبيه شده»، و «مصر». تا آن جا كه بنده بررسى كردم، در سال 57 سفرى به مكه داشتم كه از راه مصر رفتيم و مقبره ى حضرت زينب را در آن جا زيارت كرديم. هنگام برگشت نيز به شام رفتيم و زينب ديگرى را هم در آن جا زيارت كرديم. در آن زمان، خود بنده ماندم كه كدام درست است.
بايد عرض كنم كه حضرت زينبى كه در مصر مقبره دارد، از نسل حضرت على(عليه السلام) است; اما دختر صلبى حضرت نيست; بلكه زينب بنت يحيى مُتوّج است. اين هم كه مى گويند زينب بنت على، آن را به جد اعلاى ايشان نسبت داده اند; مثل اين كه به سادات مى گويند پسر پيغمبر; يعنى از نسل پيامبر است. مدرك آن را هم مرحوم سيد محسن امين (قدس سره) در اعيان الشيعه گفته اند; چون معتقد بودند كه حضرت زينب(عليها السلام) در مدينه دفن شده، ابتدا به سراغ مصر رفته، پنبه ى آن جا را زده است. اثبات كرده است كه آن قبر، قبر زينب بنت يحيى متوّج است.
كسانى كه گفته اند مقبره ى حضرت زينب(عليها السلام)، دختر بزرگ حضرت على(عليه السلام)در مصر است، گول كتاب اخبار الزينبات را خورده اند. اين كتاب را نصابه ابيدلى، يكى از نوه هاى امام سجاد(عليه السلام) نوشته است. در آن جا پنج يا شش روايت نقل شده است كه اين روايات نشان مى دهد كه يكى، دو سال بعد از واقعه ى عاشورا، يزيد ـ لعنت اللّه عليه ـ حضرت زينب(عليها السلام) را از مدينه به مصر تبعيد كرد. وقتى كه حضرت وارد مصر شد، مهمان معاوية بن خديج شد. اين شخص بازوى راست معاوية بن ابى سفيان بود. خود اين جريان، از تحريفات است. آيا مى شود دختر حضرت على(عليه السلام) و زهرا(عليها السلام) و خواهر امام حسين(عليه السلام)برود مهمان معاويه ى دوم شود؟!
مناقشه كرده اند كه اين پنج، شش روايت هم ضعيف است; چرا كه راوى هاى آن مجهول است. از نظر قراين هم يزيد در موقعيتى نبود كه بتواند حضرت زينب(عليها السلام) را از مدينه تبعيد كند; چون بدنامى عاشورا براى هفت پشت آن ها بس بود; لذا مى بينيم كه در حادثه ى حرهّ هم متعرض اهل بيت نشدند. در سيره ى پيشوايان بنده نوشته ام كه عبدالملك مروان در سال شصت و پنج به خلافت رسيد. به حجاج بن يوسف بخش نامه كرد كه با آل ابى طالب كارى نداشته باش; چرا كه بنى اميه با اين ها در افتادند و برافتادند; بنا بر اين، يزيد در موقعيتى نبود كه بتواند حضرت زينب(عليها السلام) را تبعيد كند. منشأ اين هم كه مى گويند حضرت زينب در مصر دفن شده، روايات همان كتاب است كه ضعيف مى باشد.
مرحوم سيد محسن امين(قدس سره) مى فرمايند كه حضرت زينب(عليها السلام) در مدينه دفن شده است. دليل ايشان هم استصحاب است. اگر شما استصحاب را در تاريخ حجت بدانيد، اين قول را مى پذيريد; البته نمى گويند استصحاب مى كنم، ولى عملا اين كار را انجام مى دهند. ايشان مى گويند: بعد از حادثه ى عاشورا، اهل بيت مسلماً به مدينه بازگشتند; اما خروج آن ها نامعلوم است; پس وقتى ورود آن ها مسلم بود و خروج آن ها مورد شك، پس خارج نشده اند و حضرت در مدينه فوت شده است و در مدينه هم دفن شده است.
بنده در كتاب شام، سرزمين خاطره ها شام را تأييد كرده ام; ولى شام، دو حلقه ى مفقوده دارد; بنده يك حلقه ى آن را درست كردم ولى يك حلقه مفقوده ى ديگر دارد; تا اين حلقه درست نشود، نمى توانيم روى شام هم حساب باز كنيم. يك حلقه ى مفقوده ى آن اين است كه ثابت كنيم حضرت زينب(عليها السلام)، امّ كلثوم ناميده مى شده و يا حداقل ام كلثوم هم ناميده مى شده است; براى اين كه تمام كسانى كه مى گويند دخترى از حضرت امير در قريه ى «راويه» دمشق دفن شده، نام ام كلثوم را برده اند، نه زينب را. اگر ما اين جريان را اثبات نكنيم، معلوم نمى شود كه آيا آن قبر، قبر حضرت زينب(عليها السلام) بوده است يا نه; ولى با قراينى كه آوردم، اثبات كردم كه حضرت زينب(عليها السلام)، ام كلثوم هم ناميده مى شده است. حلقه ى مفقوده ى دوم اين است كه اين ها چگونه به دمشق رفتند؟ اين خيلى مهم است; زيرا اين قطعى است كه اهل بيت به مدينه برگشته اند و اگر حضرت در دمشق فوت كرده اند، حتماً در سفر ديگر بوده است; حال اين سوال مطرح است كه چرا رفته اند و چگونه رفته اند؟ چيزهايى نقل شده است; ولى اشكالات تاريخى دارد. نقل شده كه در مدينه، گرسنگى و قحطى شديد به وجود آمد. عبداللّه بن جعفر ـ همسر حضرت زينب(عليها السلام) ـ در شام مزرعه داشته است و براى فرار از قحط سالى، هم راه خانواده ى خود به دمشق رفتند تا از محصول مزرعه ى خود استفاده كنند. و در آن سفر بوده كه حضرت زينب(عليها السلام) در دمشق فوت مى كنند. اين سخن، چند اشكال تاريخى دارد: اولا اين كه اين سخن براى متأخرين است. فقط كتاب هايى كه در زمان قاجاريه و صفويه نوشته شده است، به اين مطلب اشاره كرده اند. بنده در منابع قديمى اين سخن را نيافته ام.
اشكال تاريخى ديگرى كه دارد، اين است كه شهر بزرگى مثل مكه و مدينه، مانند شهرهاى مهم ديگر دنيا، داراى تاريخ است. به دليل اهميت ويژه ى آن، تاريخ هاى متعددى از اين شهر نوشته اند; چرا كه مركز نشر اسلام و مركز هجرت رسول خدا و محل دفن او بوده است. هيچ يك از تاريخ هاى مدينه كه زلزله ى مدينه و آتش سوزى هاى مدينه را نوشته اند، چنين قحط سالى اى را كه در سال 62 هجرى، باعث هجرت عبداللّه بن جعفر شود، ننوشته است; ولى قراين و نصوص تاريخى نشان مى دهد كه ام كلثوم، دختر حضرت امير(عليه السلام)، در قريه ى «راويه» دمشق دفن شده و از قديم براى زيارت به آن جا مى رفتند.
سوال: اولاد امام حسين(عليه السلام) چند نفر بوده اند و در كجا مدفون مى باشند؟
جواب: اين مطلب را عرض كردم كه بهترين منبع براى دست يابى به عدد اولاد امام حسين(عليه السلام) ارشاد شيخ مفيد است; هم چنين مناقب ابن شهر آشوب و كشف الغمه ى اربلى و «حار الأنوار مرحوم مجلسى. در مورد تعداد آن ها اختلاف است. بعضى ها عدد دختران را سه تا ذكر كرده اند; بعضى ها هم چهار تا ذكر كرده اند; ولى در مورد پسرها مسلّم است كه على اكبر(عليه السلام)، امام سجاد(عليه السلام) و عبداللّه رضى(عليه السلام) بوده اند. دو دختر يا سه فرزند ذكور خردسال ديگر را هم گفته اند.
سوال: آيا نام مادر حضرت على اكبر(عليه السلام) ليلا بوده است و آيا در كربلا حضور داشته اند يا نه؟
جواب: هيچ سند تاريخى نداريم كه حضور مادر على اكبر را در واقعه ى عاشورا نشان بدهد. منظورم از سند، خطبه هايى است كه بچه ها و خواهران امام حسين(عليه السلام)خوانده اند و سخنانى كه در جاهاى مختلف و بازار كوفه و بازار شام داشته اند، است; مثلا از اين اسناد تاريخى، در مورد رباب وجود دارد كه در چند جا رباب شعر خوانده است و در چند مورد سخن گفته است. اين عكس العمل هاى رباب نشان مى دهد كه ايشان در واقعه ى كربلا حضور داشته اند; ولى چنين سند تاريخى در مورد مادر حضرت على اكبر(عليه السلام) نداريم.
وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ.