احتراماً در روزنامه ایران مورخ 19/8/80 مطلبی به عنوان «اشكالی بر دوچرخهسواری بانوان مترتب نیست» از یك از نمایندگان مجلس درج گردیده است و در همین زمینه نیز در روزنامه صدای عدالت مورخ 20/8/80 مطالبی از چند تن از نمایندگان مجلس نقل شده است از یكی از آنها چنین نقل شده است: «از نظر قانونی و عقلی هیچ گونه اشكالی مترتب بر استفاده بانوان از دوچرخه و دیگر فعالیتهای ورزشی نیست و محدودیتهایی كه در این زمینه وجود دارد منشأ شرعی و قانونی ندارد و منبعث از عرف جامعه است.»
و از دیگر نماینده چنین كه: «هیچ فعالیت خاصی برای بهبود زمینه فرهنگی استفاده بانوان از دوچرخه صورت نگرفته و ورزش بانوان آنقدر مشكلات بزرگ و كوچك داشته و دارد كه مقوله دوچرخه سواری یكی از زیر مجموعههای آن محسوب میشود. كه در این خصوص ملاحظاتی تقدیم میگردد.
یكم: نفس «دوچرخه سواری بانوان» یا «موتورسواری زنان» یا بسیاری ورزشهای دیگر و نیز كارهایی از این قبیل با رعایت ضوابط اسلامی قطعاً از مباحات دینی است و أحدی از فقهای فتوی بر حرمت و ممنوعیت نداده است. اما مگر انجام هر امر مباحی باید مورد توصیه و تأكید و تشویق قرار گیرد. در بررسی و داوری نسبت به یك امر باید جوانب امر و شرایط را ملاحظه كرد. اگر خانمی در منزل یا در محلی كه در منظر نامحرم نیست مثل خیابان و جاده خلوتی دوچرخه سواری یا فوتبال و شنا و سایر ورزشها را انجام دهد، اشكال ندارد، اما اگر مستلزم عمل حرامی مثل نگاه نامحرم یا جلب توجه و تحریك بیگانه باشد، این عمل حرام میشود. بر طبق قاعده معروف «اذن در شیء، اذن به لوازم آن است» وقتی شما دوچرخه سواری برای زنان حتی در كوچه و خیابان و در حضور مردان را اجازه دادید، دیگر بازی دختران در هر زمان و در صحنهها و رفت و آمدهای مختلف را امضاء كردهاید، و زنی كه بر اساس تعالیم و ذوق دینی باید حتی الامكان مستور و با حیا و متین باشد به هر محیط خوب و بدی كشانیدهاید، زنی كه دو دستش به فرمان دوچرخه و موتور است و در خیابان بالا و پایین و خم و راست میشود قهراً نمیتواند آنچنانكه باید خود را حفظ كند.
یكی از نكات بسیار مهمی كه غالباً مورد غفلت واقع میشود این است كه بسیاری از امور در خلوت و در بعضی شرایط و نسبت به معدودی افراد ممكن است بیاشكال باشد، اما در مجموعه جامعه و در عموم شرایط به هیچ وجه قابل امضا نیست. همه ما میدانیم كه زن و شوهر یا خواهر و برادر و پسر و مادر و امثال اینها اگر دست هم را بگیرند یا همدیگر را به آغوش بكشند، شرعاً هیچ اشكالی ندارد و گاهی مطلوب و مستحب هم هست، اما آیا میتوان این عمل مباح یا مستحب را در كوچه و خیابان و در شرایط مختلف امضاء كرد. آیا كسانی كه متأسفانه امروزه آگاهانه و از روی دهن كجی به نظام اسلامی ـ و بعضی هم ناآگاهانه ـ دست در دست هم خیابانها و پاركها و پیاده رویها را طی میكنند، عملی صحیح و مورد تأیید دین را انجام میدهند!؟
زنی یا شوهری سر بر سینه دیگری بگذارد شرعاً هیچ اشكالی ندارد، اما آیا در تاكسی و اتوبوس و كوچه و مغازه میتوان این امر را روا دانست!؟ دوچرخه سواری زن و موتور سواری و مسابقه اتومبیلرانی و شنا و بسكتبال و فوتبال و دویدن زن هیچ اشكالی شرعاً ندارد. گفتگوی سالم زن و مرد و همكاری در اداره و كارخانه ممنوعیتی ندارد، اما از تركیب همه اینها و امضاء و ترویج این مباحات، بدون ملاحظه شرایط و رعایت سفارشات دین، حرام عظیمی رخ میدهد و داده است كه قطعاً مرضی دین نیست.
راه حل صحیح این است كه حریمها و حرمتها و سدها را نشكنیم كه در آن صورت قبل از هر كس، خودمان را هلاك كردهایم.
دوم: آیا مشكل من و شما و جامعه ما و زنان محترم ما این است كه نمیتوانند در خیابان دوچرخه سواری كنند!؟ بنده گمان ندارم كه هیچ زن مسلمانی، مشكلش این باشد كه نمیتواند در كنار مردان و پسران نامحرم و در كوچه و خیابان و بازار، جست و خیز كند. بهتر است ما مردان فكر خود و دین خود باشیم و برای هوای دیگران خدای خود را نفروشیم و كاسه داغتر از آش نباشیم.
سوم: لازم است اشارهای كوتاه به نظر عالمان متخصص دین در این زمینه داشته باشیم.
در پاسخ سؤالی كه میگوید: برخی در مورد مسائل زنان اظهار نظرهای نامناسبی را ابراز میكنند، مانند بحث دوچرخه سواری یا ورزش بانوان، یا در مورد حجاب اظهار میدارند كه به نظر ما كت و دامن جهت حجاب كفایت میكند. نظر حضرتعالی در این زمینهها چیست؟
حضرت آیت الله خامنهای میفرماید: «اظهار نظر در مسایل دینی و احكام شرعی بر كسانی كه صاحب نظر نیستند جایز نیست و بر مؤمنین واجب است در تمام احكام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.»[1]و حضرت آیت الله صافی گلپایگانی و بهجت و مكارم شیرازی نیز منع میفرمایند.[2] چهارم: برای اظهار نظر در هر زمینه علمی و تخصصی، باید در آن مورد كارشناس و خبره بود. مع الأسف امروزه در نظام جمهوری اسلامی كسانی به خود اجازه میدهند كه براحتی در زمینه معارف دینی سخن برانند و كسی هم در مقابل نمیپرسد كه آقا شما به چه مجوزی در این مطلب، داوری میكنید. و باز هم متأسفانه بسیاری از این افراد در بخشی از مملكت اسلامی، متصدی امر یا اموری هستند كه علی القاعده در نظام مبتنی بر یك ائولوژی خاص، باید متصدیان امور بالاترین آشنایی را با آن مكتب داشته باشند. بهر حال سخن مهم این است كه در امثال این امور كه ابعاد دینی و شرعی پیدا میكند غیرمتخصصین باید از عالمان دینی تبعیت كنند نه از میل خود و از اینگونه اظهارنظرها تا معلوم میشود كه گویندگان، كارشناس این فن نیستند
[1] - مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سیدمحسن محمودی، قم، ناصر، 1379، ص 145.
[2] - همان، ص 146.