عزاداری از دیدگاه علما
الف) عزاداری از دیدگاه علمای شیعه
از دید فقهای شیعه، جزع و نوحه‌سرایی به باطل و دروغ، پاره كردن گریبان و برخی اعمال دیگری كه یادآوری می‌شود مكروه است.
مرحوم صاحب جواهر می‌نویسد: «لا ریب فی جواز البكاء علی المیت نصاً و فتوی الاخبار التی لاتقصر عن التواتر معنی من بكاء النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ علی حمزه و ابراهیم و غیرهما و فاطمه ـ علیها السلام ـ علی ابیها و اختها و علی بن الحسین علی ابیه حتی عدّوه و فاطمه من البكائین الاربعه»؛[1] شكی نیست كه گریه بر میت به خاطر روایات متعددی كه به حد تواتر معنوی رسیده و فتاوای فقها جایز است و آن روایات عبارت است از گریه‌پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر حمزه سید‌الشهدا و فرزندش ابراهیم و غیر آنها؛ همچنین فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بر پدر و خواهرش گریه كرد. امام سجاد بر پدر بزرگوارش گریست؛ به گونه‌ای كه حضرت فاطمه و امام سجاد از چهار گریه‌كننده معروف گردیدند.
نوحه‌سرایی در صورتی كه همراه با باطل یا دروغ نباشد جایز است و در غیر این صورت اشكال دارد.
روایت است كه حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بر پدر نوحه كرد: «فقالت یا أبتاه من ربه ما أدنا یا ابتاه الی جبرئیل انعاه یا ابتاه أجاب ربا دعاه».
از امام علی ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه حضرت فاطمه یك مشت از خاك قبر پیغمبر برداشت و بر چشمان خود نهاد، آنگاه چنین گفت:
ماذا علی المشم تربه احمد
ان لا یشم مدی الزمان غوالی
صبت علی مصائب لوانها
صبت علی الایام صرن لیایا
همچنین روایت شده است كه ام سلمه همسر پیامبر با اجازه آن حضرت بر پسر عمویش مغیره، ندبه و نوحه‌سرایی كرد كه پیش از این به آن اشاره شد.
صاحب جواهر در ادامه می‌گوید: «همه این موارد گویای این واقعیت است كه ندبه و نوحه‌سرایی بر كسانی كه دارای ویژگی‌های برجسته‌اند، مانعی ندارد، بلكه مستحب است تا در پرتو این مجالس عزا، فضایل و خوبی‌های آنان نشر یابد و دیگران سرمشق و الگو بگیرند».[2]
امام خمینی (ره) می‌نویسد: «یجوز البكاء علی المیت بل قد یستحب عند اشتداد الحزن و لكن لا یقول ما یسخط الرب و كذا یجوز النوح علیه بالنظم و النثر لولم تشتمل علی الباطل من الكذب و غیره من المحرمات بل والویل و الثبور علی الاحوط و لا یجوز اللطم و الخدش و جز الشعر و نتفه و الصراخ الخارج عن حد الاعتدال علی الاحوط و لا یجوز شق الثوب علی غیر الاب و الاخ بل فی بعض الامور المزبوره یجب الكفاره ففی جز المرأه شعر فی المصیبه كفاره شهر رمضان وفی نتفه كفاره الیمین»؛ گریه كردن بر اموات ـ نه تنها ـ رواست بلكه در هنگام شدت حزن و اندوه مستحب می‌باشد ولی سخنی كه باعث غضب پروردگار شود نگوید. و جایز است نوحه‌سرایی، خواه با شعر یا یا نثر؛ امّا با این شرط كه همراه با دروغ و محرمات دیگر نباشد. همچنین بنابر احتیاط در وای گفتن. و بنا بر احتیاط جایز نیست سیلی زدن به صورت، زخمی كردن. بریدن و كندن موی و فریادی كه بیرون از حد اعتدال باشد. همچنین پاره كردن لباس روا نیست؛ جز برای پدر و برادر. و در برخی از امور یاد شده نظیر بریدن موی سر توسط خانم‌ها در هنگام مصیبت، كفاره ماه رمضان و در كندن آن، كفاره یمین واجب می‌شود. امام خمینی (ره) در جای دیگر می‌نویسد: «ما باید حافظ این سنت‌های اسلامی، حافظ این دسته‌جات مبارك اسلامنی كه در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می‌افتند تأكید كنیم كه مبیشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكاری سیدالشهداء ـ سلام الله علیه ـ است كه اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده‌های مردم با همان ترتیب سابق كه دسته‌جات مخطم و منظم، دسته‌جات عزاداری، به عنوان عزاداری راه می‌افتاد، باید بدانید كه اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنّت‌ها را حفظ كنید؛ البتّه اگر چنانچه یك چیزهای ناروایی بوده است سابق و دست اشخاص بی‌اطلاع از مسایل اسلام بوده،‌ آنها باید یك قدری تصفیه بشود، لكن عزاداری به همان وقت خودش باید باقی بماند و گویندگان پس از این‌كه مسایل روز را گفتند، روضه را همان‌طور كه سابق می‌خواندند و مرثیه را همان كه سابق می‌خواندند، بخوانند و مردم را مهیا كنند برای فداكاری».[3]
سید محمد كاظم یزدی می‌نویسد: «یجوز البكاء علی المیت و لو كان مع الصوت بل قد یكون راجحاً كما اذا كان مسكناً للحزن و حرقه القلب بشرط أن لا یكون منافیاً للرضا بقضاء الله... و امّا البكاء المشتمل علی الجزع و عدم الصبر فجائز ما لم یكن مقروناً به عدم الرضا بقضاء الله. نعم یوجب حبط الاجر... یجوز النوح علی المیت بالنظم و انثر مالم یتضمن الكذب و لم یكن مشتملاً علی اویل و الثبور لكن یكره فی اللیل و لا تجوز اللطم و الخدش و جز الشعر بل و الصراخ الخارج عن حدّ الاعتدال علی الاحوط»؛[4] گریه بر مرده هر چند با صدا همراه باشد جایز است بلكه در صورتی كه برای تسكین و تألم و سوزدل باشد رحجان دارد البتّه به این شرط كه با رضای به قضای الهی منافات نداشته باشد و همچنین گریه‌همراه با جزع و بیتابی نیز جایز است؛ چنانكه نوحه بر میت همراه با اشعار و غیر آن در صورتی كه با ویل و شیون همراه نباشد جایز است گرچه در شب كراهت دارد و جایز نیست زدن صورت، خراشیدن و كندن موی و بلند كردن صدا بیش از حد معمول خلاف احتیاط است.
آیت‌الله خویی می‌نویسد «احتیاط واجب آن است كه در گریه‌ بر میت صدا را خیلی بلند نكنند.
اگر زن در عزای میت صورت خود را بخراشد و خونین كند یا موی خود بكند بنا بر احتیاط مستحب، یك بنده آزاد كند یا ده فقیر را طعام دهد و یا بپوشاند و همچنین اگر در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره كند».[5]
مرحوم محقق نایینی كه از بزرگان و فقهای معروف معاصر است در پاسخ به پرسش اهل بصره درباره‌حكم هیأت‌های عزاداری مطالب مفیدی به این شرح ایراد فرموده‌اند:
«قد تورات علینا برقیاتكم و كتبكم المتضمنه للسئوال عن الحكم المواكب العزائیه و... فها نحن نحرر الجواب عن تلك السؤالات ببیان مسائل. الاولی خروج المواكب العزائیه فی عشره عاشورا و نحوها الی الطرق و الشوارع مما لاشبهه‌فی جوازه و رجحانه و كونه من اظهر مصادیق ما یقام به عزاء المظلوم و ایسر الوسائل لتبلیغ الدعوه الحسینیه الی كل قریب و بعید لكن لازم تنزیه هذا الشعار العظیم عما لایلیق بعباده مثله من غناء او استعمال آلات اللهو و التدافع فی التقدم و التأخر بین اهل محلتین و لو اتفق شیئی من ذلك فذالك الحرام الواقع فی البین هو المحرم و لا نسری حرمته الی الموكب العزائی»؛[6] از شما پرسش‌های فراوانی درباره موكب‌های عزا كه در خیابان‌ها حركت می‌كند و.. به ما رسیده است كه به آن پاسخ می‌دهیم. نخست، شكی نیست كه حركت موكب عزا در عاشورا و مانند آن به سوی خیابان‌ها و راه‌ها، جایز است، بلكه رجحان دارد و از آشكارترین مواردی است كه ـ به واسطه آن ـ عزای سید مظلومان بپاداشته می‌شود و آسان‌ترین وسیله‌ تبلیغ دعوت حسینیه به دور و نزدیك عالم می‌باشد؛ امّا شایسته این شعایر بزرگ آن است كه آنچه مناسب آن نیست، نظیر غنا و استعمال آلات لهو و رقابت ببین دوهیأت در سبقت و تأخر، داخل این شعار بزرگ اسلامی نشود چنانچه یكی از این امور پیش آید حرام است ولی حرمتش به عزادای و حركت موكب‌ها سرایت نمی‌كند و تنها خود این امور حرام است.
ب) عزاداری در نگاه علمای اهل‌سنت
برای تبیین نظر فقهای اهل‌سنت در مورد عزاداری، به نقل از سه كتاب مهم فقهی، الفتاوی الهندیه معروف به فتاوی عالمگیری و غیاثیه بسنده می‌كنیم. در فتاوی الهندیه چنین آمدهاست: «ویكره النوح و الصیاح و شق الجیوب فی الجنازه و منزل المیت فأمّا البكاء من غیر رفع الصوت فلا بأس و الصبر افضل»؛[7] در تشییع جنازه و در منزل میت نوحه، گریه، شیون و پاره كردن گریبان مكروه است امّا گریه بدون فریاد اشكالی ندارد؛ ولی صبر و شكیبایی بهتر است.
در جای دیگر می‌نویسد: «امّا النوح العالی فلا یجوز و البكاء مع رقه القلب لا بأس به و یكره للرجال تسوید الثیاب و تمزیقها للتعذیه و لا بأس بالتسوید للنساء و امّا تسوید الخدود و الایدی و شق الجیوب و خدش الوجوه و نشر الشعور و نشر التراب علی الرؤس و الضرب علی الفخذو الصدر و ایفاء النار علی القبور فمن رسوم الجاهلیه و الباطل و الغرور»؛[8] گریه و نوحه بلند روا نیست، امّا گریه‌ای كه از سوز قلب باشد، مانعی ندارد. لباس سیاه برای مردان مكروه است ولی برای خانم‌ها اشكالی ندارد. سیاه كردن گونه‌ها و دست‌ها، پاره كردن گریبان، زخمی كردن صورت، پریشان كردن موی، ریختن خاك بر سر، زدن بر سینه و ران و روشن كردن آتش بر سر قبرها، از رسومات دوران جاهلیت بوده و باطل است.
در فتاوی غیاثیه آمده است: «یكره النوح و الصیاح لنهی النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ و البكاء لابأس به كما روی ان النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ بكی ابنه ابراهیم»؛[9] شیون، زاری و فریاد زدن مكروه است و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن جلوگیری فرموده است امّا گریه اشكالی ندارد زیرا روایت است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مرگ فرزندش ابراهیم گریست.
فقهای اهل سنت گریه بدون فریاد زدن را مباح دانسته‌اند امّا گریه با صوت در بین ایشان محل اختلاف است. حاصل آن‌كه شافعیه و حنابله بر این باورند كه چنین گریه‌ای اشكال ندارد امّا مالكیه و حنفیه اجازه آن را نمی‌دهند.
عبدالرحمان الجزیری می‌گوید: «یحرم البكاء علی المیت برفع الصوت و الصیاح عند المالكیه و الحنفیه، و قال الشافعیه و الحنابله انه مباح امّا هطل الدموع بدون صیاح فانه مباح باتفاق»؛[10] از دید مالكیه و حنفیه گریه با صدا و فریاد زدن حرام است امااز نظر شافعیه و حنبلیها مباح و رواست، چنان كه اشك ریختن بدون صدا به اتفاق علما مباح است. سُبكی از محققان اهل‌سنت می‌گوید: «اگر گریه برای دلسوختن بر میت و ترس از عذاب خداوند باشد كراهت ندارد، امّا اگر برای جزع و تسلیم نشدن در برابر قضای الهی باشد مكروه و یا حرام است. این حكم در صورتی است كه گریه با صدا باشد امّا بدون صدا هیچ اشكالی ندارد». از روایات چنین به دست می‌آید كه گریه پیش از مرگ جایز است؛ چنانكه پس از مرگ نیز می‌باشد زیرا پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نزد قبر یكی از دخترانشان گریه كردند و همچنین در زیارت قبر مادر بزرگوارشان آمنه همراه اصحاب گریستند.[11]
[1] . جواهر الكلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج 4، ص 364 و مغنی ابن قدامه، ج 2، ص 547.
[2] . همان.
[3] . صحیفه نور، ج 9، ص 116.
[4] . عروه الوثقی، مكروهات دفن.
[5] . توضیح المسائل، مستحبات دفن.
[6] . عزاداری از دیدگاه مرجعیت، علی ربانی خلخالی.
[7] . فتاوی الهندیه فی مذهب الامام ابی حنیفه، مولانا الشیخ نظام و جماعه من علماء الهند، ج 1، ص 162.
[8] . همان.
[9] . فتوای غیاثیه، ص 45.
[10] . الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمان جزیری، ج 1، ص 484.
[11] . ارشاد الساری، ج 2، ص 414، باب قول النبی انا بك لمحزونون.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010