پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹
منابع لغوی سومین منبع تفسیر
سومین منبع تفسیر، منابع لغوی است. مقصود از منابع لغوی، هرگونه منبعی است كه ما را در فهم معنا و كاربرد واژگان قرآن در زمان نزول یاری دهد. بر این اساس، قرآن مجید، روایات، سخن صحابیان، فرهنگ عامّه مردم در دوران نزول، همه از منابع لغوی تفسیر به شمار می‌آیند به این معنا كه با مراجعه به آنها، معانی و كاربردهای واژه‌های قرآنی در عصر نزول روشن می‌گردد. شایان ذكر است كه از قرآن، روایات و سخن صحابیان، گاه در فهم مقاصد قرآن و گاه در فهم كاربردهای واژگان قرآن، استفاده می‌كنیم. آنچه در این جا مدّ نظر است، نوع دوم استفاده است.
راه‌های دستیابی به مفاد واژگان قرآن
الف. قرآن كریم
قرآن كریم علاوه بر این كه یكی از منابع تفسیری است كه به كمك آن می‌توان به مقاصد و مراد جدّی آیات آگاه شد، یكی از منابع لغوی مفردات قرآن نیز هست؛ زیرا یكی از راه‌های پی بردن به معانی و كاربردهای واژگان قرآنی، بررسی موارد استعمال آن واژه‌ها در خود قرآن كریم است چرا كه در بسیاری از موارد با توجه به قراین، سیاق و مانند آن، معنایی كه واژه‌ها در آن به كار رفته معلوم است و از این طریق می‌توان پی برد كه یك واژه در چه معناهایی به كار رفته است و حتی در برخی از موارد ممكن است از كثرت استعمال واژه در معنایی به حقیقت بودن آن واژه برای آن معنا آگاه شویم ولی باید توجه داشت كه به كار رفتن یك واژه در یك یا چند معنا دلیل آن نیست كه این واژه در كلیه مواردی كه در قرآن به كار رفته، به این معنا است، بلكه وارسی موارد استعمال، تنها ما را با معانی كاربردی واژه‌ها و معناهایی كه ممكن است واژه‌ها در آنها به كار رود، آشنا می‌كند، ولی تعیین این كه از واژه‌های به كار رفته در آیه مورد تفسیر چه معنایی اراده شده، تنها از طریق قراین متصل و منفصل انجام می‌گیرد.
ب. روایات پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)
روایات پیامبر (ص) را از دو منظر می‌توان از منابع لغوی تفسیر به شمار آورد. اول آن كه گفته‌های آن حضرت، خود بخشی از فرهنگ مردم آن زمان به حساب می‌آید و با دست یافتن به موارد كاربرد واژه‌ها در كلام ایشان، به معانی واژه‌ها در عرف آن زمان پی می‌بریم؛ آن گونه كه در خصوص اشعار عرب جاهلی یا معاصر صدر اسلام نیز مطرح است و با توجه به این كه قرآن نیز نوعاً واژه‌ها را با همان معانی در بیان مقصود خود به كار گرفته است، می‌توان معانی كاربردی واژه‌های قرآنی را به دست آورد و یا با توجه به قراین، معنای خاص یا مورد خاص مدنظر قرآن را شناسایی كرد. دوم آن كه طبق بیان آیات شریف قرآن كریم، پیامبر اكرم(ص) معلم و مبین قرآن است و بنابراین، یكی از راههای دستیابی به معانی واژه‌های قرآن بهره‌گیری از بیانات آن حضرت در تفسیر واژه‌هاست هر روایت مستند و معتبر نبوی كه درباره بیان معنای واژه‌های قرآن یافت شود، منبع مناسبی برای فهم واژگان قرآن است. البته چنان‌كه در فصل اول یاد‌آور شدیم، در استفاده از روایات نبوی در منظر اول نیازی به اثبات اعتبار سندی روایات نیست، ولی در منظر دوم استفاده از روایات در گرو اعتبار سندی روایات است.
اما روایات غیر معتبر تنها بیان‌گر یك معنای احتمالی است كه باید در مورد آن كاوش كرد و چنان‌چه مؤید داشت، می‌توان مفاد آن را در فهم واژگان آیات دخالت داد.
اهل بیت(ع) نیز كه وارثان علم پیامبرند، موارد دیگری را در زمانهای پس از صدر اسلام بیان نموده‌اند. این روایات نیز از دو جهت مورد استفاده‌اند: نخست، مواردی كه توضیح و تفسیر واژه‌ای را از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند و یا به معنای آن در عصر نزول اشاره دارند و دوم آن كه خود معلم و مبین قرآنند و سخن آنان دلیل بر مدعاست. و در هر دو جهت به روایاتی می‌توان اعتماد كرد كه اعتبار سندی آنها محرز شود و روایاتی كه سند معتبری نداشته باشند، صرفاً مؤید برداشت و فهم از آیه می‌توانند باشند.
ج. سخنان عربهای عصر نزول قرآن (فرهنگ عامه زمان نزول)
عرب زبانان عصر نزول، به ویژه گروهی كه زمان جاهلیت را هم درك كرده بودند، هم زبانان قرآنند؛ قرآن به زبان آنان سخن گفته تا مفاهمه امكان‌پذیر باشد. بنابراین، یكی از راههای فهم معانی كاربردی واژه‌های قرآن جستجو و تفحص از معانی آن واژه‌ها در سخنان عربهای عصر نزول است[1].
گفته‌های یاد شده، در دو بخش نثر و نظم خلاصه می‌شود. در زمینه نثر، جز آن چه در كتابهای تاریخی در ضمن بیان واقعه‌ها مطرح شده و یا در فرهنگعامه وجود داشته و نقل شده است، مانند: ضرب‌المثلها و جمله‌هایی كه صحابه در پی فهم واژه‌ها از آن استفاده كرده‌اند، چیز دیگری در دست نیست[2] و این نیز بسیار اندك است؛ ولی شعرهای زیادی از شاعران[3] از آن دوران نقل شده، كه در بیان معنا و كاربرد واژه‌ها در زبان عربی آن روزگار گواه خوبی است. از این رو، در منابع لغوی و تفسیری شاهدیم كه برای مستند سازی توضیح واژه‌ها، از اشعار عرب زیاد استفاده می‌شود؛[4] چنان كه قبلاً نیزاشاره شد، به كار رفتن واژه‌ای در نثر یا نظم آن دوره به تنهایی مشخص كننده مقصود قرآن از آن واژه نیست؛ چون تنها موارد استعمال واژه‌ها را روشن می‌كند و برای رسیدن به مفاد استعمالی و مراد جدی، باید مكمّلهایی بدان افزود. در هر حال، گفته‌های عربهای عصر نزول، در فهم معانی واژه‌ها در عصر نزول مؤثر است و می‌توانند مفسر را در این زمینه یاری دهند و به همین دلیل یكی از منابع تفسیر قرآن به شمار می‌آید.
د. سخنان صحابیان
سخنان صحابیان درباره معنای واژه‌های قرآن نیز، یكی از منابعی است كه مفسّر را در رسیدن به معنای رایج در زمان نزول كمك می‌كند[5]. حتی اگر در نقش سخن صحابیان در فهم مراد جدی خداوند از آیات قرآن و واژه‌های به كار رفته در آن تردید روا داریم، اما در این كه سخن صحابیان ما را به معانی كاربردی واژه‌ها در زمان نزول راهنمایی می‌كند، تردید نیست. البته باید انتساب آن سخنان به صحابیان، از طرق معتبر به اثبات برسد. در این خصوص، قول صحابیان ـ به ویژه آنان كه ساكن جزیره‌العرب خصوصاً مكه و مدینه بوده و سالیان زیادی را در فضای نزول زیسته‌اند ـ به مراتب از دیگر شواهد و از جمله اشعار جاهلی مفید‌تر است؛ زیرا فرهنگ عمومی آنان تا حدود بسیار زیادی فرهنگ قرآن است و با توجه به اهمیت قرآن و محوریتش در زندگی آنان، ملاحظه می‌كنیم كه آنها با زبان قرآن سخن گفته‌اند و از میان معانی متعدد واژه‌های قرآن در زمان نزول، معانی مورد نظر قرآن یا متقارب با آن را بیشتر به كار برده‌اند. سخنان یاد شده، در آغاز سینه به سینه نقل می‌شد؛[6] بعدها این فرهنگ گفتاری به نوشتار تبدیل شد؛ یعنی در زمان تابعان به بعد، عده‌ای در صدد نوشتن كتابهایی در شرح واژه‌های دشوار قرآن بر آمدند كه در اصطلاح، «غریب القرآن»[7] نامیده شده‌اند و قسمتی از سخنان صحابیان را در بردارند.
هـ. فرهنگهای واژگان عربی
تردید نیست كه در ریشه‌یابی واژگان قرآن، نیازمند فرهنگهایی هستیم كه از اتقان لازم برخوردار بوده و به طور جدی و همه جانبه به بررسی واژه‌ها و موارد كاربرد آن‌ها پرداخته باشد. فرهنگ‎های واژگان عربی، بعد از پیدایش اسلام و نزول قرآن نوشته شده و به طور طبیعی از فرهنگ قرآنی متأثر است. به گونه‌ای كه برخی واژه شناسان، به آیه‌های قرآن اشاره و استشهاد كرده و یا هنگام معنا كردن واژه مورد نظر، كاربرد قرآنی آن را هم یاد‌آور شده است[8]. و از این رو، فرهنگ‌های معتبر واژگان عربی یكی از منابع لغوی واژه‌های قرآن به شمار می‌آید.
تنوع فرهنگ‌های واژه‌شناسی و تقسیم واژگان عربی به اسم و فعل وحرف، به نوعی در شكل‌گیری و تقسیم منابع لغوی تأثیر داشته است. در این تقسیم، بخشی از كتاب‌های نحویان و صرفیان نیز در زمره منابع لغوی به شمار می‌آید، كه به بحث از معانی حروف یا هیئت و ساختار افعال می‌پردازد. بنابراین، در پی جویی از معنای حرفها و هیئت فعل‌ها، باید به كتاب‌های صرف و نحو نیز مراجعه كرد[9]. درباره اسم‌ها و فعل‌ها هم كتابهای ویژه‌ای نوشته‌اند[10]؛ ولی از آن‌جا كه بیشتر كتابهای واژه‌شناسی، اسم و فعل و حرف را در بردارند، نیازی به مراجعه به كتاب‌های ویژه اسم یا فعل نیست. برخی از واژه‌شناسان كتاب‌هایی درباره بیان تفاوتهای برخی از واژگان قریب المعنا یا هم معنا نوشته‌اند، كه مراجعه به آنها نیز ضرورت دارد[11].
و. فرهنگ‌های ویژه واژگان قرآن
منبع بودن فرهنگ‌های ویژه قرآن (غریب القرآن) و بحث‌های لغوی مفسران، برای فهم معانی واژه‌های قرآن بی‌نیاز از استدلال است؛ زیرا هدف اساسی مؤلفان آنها روشن نمودن معنای واژگان قرآن است و اگر سخن نهایی را نگفته باشند، بی‌گمان بسیاری از زوایای آن را شرح داده و كمك خوبی برای دست‌یابی به معنای صحیح‌اند؛ ولی با توجه به اجتهادی و استنباطی بودن بسیاری از سخنان آنان ـ كه گاه از گفته‌هایشان پیداست ـ پذیرش سخنان آنان بدون تحقیق خطاست.
میزان اعتبار فرهنگ‌های واژه‌شناسی
از آن‌جا كه هدف از ریشه‌یابی واژه‌های قرآن، دست‌یابی به معانی رایج آن‌ها در زمان نزول قرآن است، بهترین كتاب‌هایی كه ما را در این هدف كمك می‌كند، قدیمی‌ترین آن‌هاست؛ زیرا مؤلفان آن‌ها از نظر زمانی نزدیك به عصر نزول‌اند و واژه‌ها در آن هنگام كمتر دست‌خوش تغییر و تحویل شده است؛ ملاكهای دیگری كه باید در نظر گرفت عبارتند از: مستند سخن گفتن، دقیق معنا كردن، درصدد تمایز معانی حقیقی و مجازی بودن، كامل‌تر و جامع‌تر بودن؛ با این همه، تعبد داشتن به سخنان آنان و پذیرش بی‌چون و چرای آن نارواست؛ زیرا آنان گاهی به فهم خود تكیه داشته و در بررسی موارد كاربرد واژه‌ها، معنای حقیقی را با مجازی خلط كرده و توجهی به كاربرد قرآنی آن نداشته‌اند[12].

[1] . ر.ك: بلاغی، محمد جواد، آلاء الرحمان، ج 1، ص 32.
[2] . مانند آن چه از ابن عباس در بیان معنای «فاطر» در آیه «الحمد لله فاطر السموات» (سوره فاطر، آیه 1) و معنای «فتح» در آیه «ربّنا افتح بیننا و بین قومنا» (سوره اعراف، آیه 89) نقل شده است (ر.ك: الاتقان، ج 1، ص 345و 355).
[3] . مانند امرؤ القیس، نابغه ذبیانی، علقمه بن عبده، زهیر بن ابی سلمی، طرفه بن العبد، عنتره، خنساء، لبید و ...
[4] . به عنوان مثال ر.ك: مجمع البیان بخشهای «اللغه».
[5] . ر.ك:المنار، ج 1، ص 7.
[6] . در میان صحابه، از ابن عباس سخنان زیادی در تفسیر واژه‌های مشكل نقل شده كه به نثر یا نظم استشهاد كرده است؛ (ر.ك: الاتقان، ج 1، ص 355ـ416).
[7] . گاهی هم «معانی القرآن» و «مجاز القرآن» گفته شده است. ر.ك صقر، سید احمد، مقدمه تأویل مشكل القرآن، این قتیبه، ص «ج».
[8] . مانند خلیل بن احمد فراهیدی (م. 175 هـ) كه در كتاب العین فراوان به آیه‌ها اشاره كرده است.
[9] . ر.ك: ابو حیّان، الحر المحیط، ج 1 ص 14 و البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص 394؛ برخی از دانشمندان هم جداگانه آثاری در باب معانی حروف نوشته‌اند.
[10] مثالاً كسانی چون ابن قوطیه و ابن طریف و سرقنطی (سرقسطی) و ابن قطاع، كتاب‌هایی درباره افعال نوشته‌اند. ر.ك: البحر المحیط، ج 1، ص 14 و البرهان فی علوم القرآن، ج 1، ص 395.
[11] . مانند: الفروق اللغویه نوشته ابو هلال عسكری (م. 395 هـ) و فروق اللغات نوشته نورالدین بن نعمه الله حسینی جزایری (م. 1158 هـ).
[12] . ر.ك: بلاغی، محمد جواد، آلاء الرحمان، ج 1، ص 32 (درباره خلط معنی مسّ و لمس).
علي اكبر بابايي- روش‎شناسي تفسير قرآن