جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹
1  2  
ضابطه تشخیص قرائت صحیح
بزرگان فن قرائت، برای تشخیص قرائت صحیح و جدا ساختن آن از قرائت غیرصحیح، ضابطه ای مشخص كرده اند كه در این جا ذكر می گردد در این باره سه شرطرا یادآور شده اند:
شرط اول: صحت سند قرائت باید قرائت شناخته شده، دارای سند صحیح تایكی از صحابه باشد.
شرط دوم: با رسم الخط مصحف توافق داشته باشد.
شرط سوم: با قواعد ادبی عرب توافق داشته باشد.
هرگاه قرائتی دارای این سه شرط باشد، صحیح و مورد قبول است اگر یكی ازاین شروط را نداشته باشد غیر صحیح و مردود است اصطلاحا به قرائتی كه فاقدشروط مذكور است، شاذ گویند.
این شروط سه گانه را اركان قرائت مورد قبول نام نهاده اند در توضیح این اركان (شرایط سه گانه) گفته اند: قرائت لازم نیست با فصیح ترین قواعد عربی تطابق داشته باشد كافی است كه با یكی از لغت های عرب ـ گرچه نامشهور باشد ـ مطابقت كند، زیرا علمای نحو، بسیاری از قرائت ها را با قواعد مخالف دیده اند، در حالی كه قرائت مذكور از یكی از قرا سبعه و مورد قبول می باشد در توجیه این گونه قرائات گفته اند: تطبیق با قواعد مشهور ضرورتی ندارد، بلكه اگر قرائت با برخی از لغت های قبائل عربی تطابق داشته باشد كافی است. [1]
در این باره باید گفت: قرآن با فصیح ترین لغات عرب نازل گردیده و هرگزلغت های شاذ و غیر معروف عرب، معیار درستی قرائت نمی تواند باشد لذااین گونه سخن گفتن از امثال ابن جزری، پایین آوردن قدر و منزلت قرآن كریم است اینان چون قرائات سبع را پذیرفته بودند، به ناچار این گونه سخنانی را روامی دارند این گونه اظهارات هرگز درباره قرآن روا نباشد.
هم چنین ابن جزری گوید: «مقصود از موافقت با رسم الخط مصحف، موافقت بارسم الخط هر یك از مصاحف عثمانی كافی است تا ملاك صحت قرائت قرارگیرد» در صورتی كه می دانیم مصاحف هفت گانه عثمانی، خود دارای اختلاف بودندو موجب اختلاف گردیدند پس چگونه می تواند ملاك صحت و قبولی قرائت گردد.
در رابطه با سند، قبلا اشارت رفت كه بیش تر سندهای قرا تشریفاتی اند و برای تقویت بنیه قرائت ها ساخته و پرداخته شده بودند حقیقت این است كه شیوخ واساتید قرائت را كه هر یك از قرا نزد آنان شاگردی كرده بودند، به عنوان سند مطرح كرده اند.
ضابطه مورد قبول
اما آن چه ما آن را ضابطه قبولی قرائت می دانیم، عبارت است از: موافقت باقرائت جمهور مسلمین جدا از قرائت قرا زیرا قرآن در دو مسیر طی طریق نموده، نخست طریقه مردمی كه مسلمانان سینه به سینه از پدران و اجداد خود، از شخص شخیص پیامبر(ص) تلقی نموده و اخذ كرده اند و برای همیشه دست به دست داده تا به امروز برای ما رسانده اند.
این قرائت مردمی، موافق با ثبت (نوشته) تمامی مصحف های موجود[2] درتمامی قرون است و نمایان گر آن، قرائت حفص است، زیرا حفص همان قرائت جمهور را قرائت كرده و علی (ع) نیز همان را قرائت كرده كه توده عظیم مردمی از پیامبر(ص) شنیده اند این مسیر، مسیر تواتر است و قرآن به گونه تواتر به مارسیده است ولی مسیر قرا و قرائات مسیر اجتهاد است (جز قرائت عاصم) كه اجتهاد در نص قرآن روا نباشد و فاقد حجییت شرعی است.
اینك برای تشخیص قرائت صحیح و متواتر كه بر دست جمهور نقل و ضبطشده، سه شرط ارائه می نماییم:
شرط اول: توافق با ثبت مصحف های موجود، كه در تمامی قرون بر دست توانای مردمی ثبت و ضبط شده است تمامی قرآن های خطی و چاپی، مخصوصا درگستره شرق اسلام، بدون هیچ گونه اختلافی ارائه شده و می شود.
شرط دوم: توافق با فصیح ترین و معروف ترین اصول و قواعد لغت عرب، زیراقرآن با فصیح ترین لغت نازل شده و هرگز جنبه های شذوذ لغوی در آن یافت نمی شود.
شرط سوم: توافق با اصول ثابت شریعت و احكام قطعی عقلی، كه قرآن پیوسته پایه گذار شریعت و روشن گر اندیشه های صحیح عقلی است و نمی شود كه با آن مخالف باشد.
در این زمینه شرح و بسط بیش تری در التمهید (ج2) داده ایم به علاوه سخنانی ازائمه معصومین در این رابطه وجود دارد كه در ذیل یادآور می شویم:
سخنانی از اهل بیت (ع) درباره قرائت قرآن[3]
از ائمه اهل بیت (ع) سخنانی درباره قرآن كریم وارد شده كه به مهم ترین موضوعاتی كه مورد بحث واقع شد، اشاره دارد، و حاكی از دقت نظر وژرف اندیشی است كه ائمه اطهار(ع) درباره این كتاب مقدس رعایت داشته اندهم چنین نشان دهنده میزان عنایت و اهتمام آنان به حفظ و حراست نص قرآن و جلوگیری از تحریف و تاویل آن است گزیده ای از این سخنان در زیر نقل می شود:
1. محمد بن وراق می گوید: مجلدی را كه حاوی قرآن بود، به جعفربن محمدالصادق (ع) نشان دادم كه علایم و نشانه گذاری آن با طلا و یكی از سوره های آخرین آن نیز با طلا نوشته شده بود كاستی در آن یاد ننمود جز آن كه فرمود: «دوست ندارم كه قرآن با رنگی جز رنگ سیاه نوشته شود، همان گونه كه در اولین بار نوشته شده است».[4]
این سخن، نشانه دقت و علاقه شدید امام نسبت به حفظ و سلامت قرآن است تا آن جا كه در رنگ خط نیز ترجیح داده شده كه به همان نحوی كه اول بارنوشته شده، محفوظ و باقی بماند، تا بدین وسیله قرآن با چیزی غیر از قرآن، مانند زوائد و تحسینات اخیر، اشتباه نشود.
2. امام محمدبن علی الباقر(ع) فرموده: «قرآن واحد است و از پیش گاه خدای یگانه و واحد فرود آمده است و این اختلافات از راویان برآن واردمی شود» [5] این سخن، بدین معنا است كه قرائت نازل شده از جانب خدا یكی است و قرآن به نص واحد نازل گشته است و اختلاف در روایت این نص بر حسب اجتهاد قاریان است حدیث بعدی، این معنا را توضیح می دهد:
3. امام جعفر بن محمد الصادق (ع) می فرماید: «قرآن بر حرف واحد و از نزدخدای واحد نازل گشته است» [6] منظور نفی قرائت های متداولی است كه مردم آن ها را متواتر از پیامبر(ص) پنداشته اند امام چنین مطلبی را انكار می كند، زیرا قرآن به نص واحد نازل شده است اما اختلاف لهجه ها (برحسب تفسیری كه از حروف سبعه داشته ایم) از طرف امام نفی نمی شود، چنان كه در روایات دیگر آمده و قبلانقل شد.
4. سالم بن سلمه گوید: شخصی در محضر امام صادق (ع) آیاتی از قرآن را قرائت كرد و به طوری كه من شنیدم، قرائت او غیر از قرائت دیگر مردم بود ابوعبداللّه (ع)به وی گفت: «از این قرائت خودداری كن و همان گونه كه مردم می خوانند تو هم بخوان» [7] شاید این شخص بر حسب تفنن قرا، قرآن را به وجوه مختلف قرائت كرده است و از آن جا كه این قبیل قرائت ها، به منزله بازی با نص قرآن كریم است، امام وی را نهی كرده است و دستور داده كه همان قرائت معروفی را كه مردم ملتزم به آن هستند اختیار كند، زیرا قرائت صحیح كه در شریعت بدان امر شده، همان قرائتی است كه هر نسلی از نسل پیش تا از پیامبر(ص) و او از جبرئیل و او ازخدای عزوجل، اخذ كرده است و توجهی به قاریانی كه فن قرائت را همانند یك نوآوری و صنعت حرفه خود قرار داده اند، نباید كرد و تنها قرائتی كه با قرائت عامه مسلمانان موافق باشد، باید مورد توجه قرار گرفته شود.
5. سفیان بن السمط می گوید: در مورد تنزیل قرآن از امام صادق (ع) پرسیدم، وی گفت: «همان گونه كه آموخته اید، بخوانید» [8].
وی از نص اصلی كه برای نخستین بار نازل شده سئوال كرده است، زیرا دیده است كه قرا در این زمینه اختلاف دارند و امام پاسخ می دهد كه نص اصلی همان است كه امروز میان مردم متداول است و فرموده او (همان گونه كه آموخته ایدبخوانید) به این معنا است كه بر شما (یعنی عامه مسلمانان) واجب است قرآن راهمان گونه كه خلفا عن سلف از پیامبر(ص) فرا گرفته اید، بخوانید.
6. علی بن الحكم می گوید: عبداللّه بن فرقد و معلی بن خنیس برای من نقل كردند كه ما در محضر امام صادق (ع) بودیم و ربیعه الرای نیز با ما بود در آن جاپیرامون فضل قرآن سخن به میان آمد امام صادق (ع) فرمود: «اگر ابن مسعود قرآن راطبق قرائت ما نمی خوانده است، گم راه بوده است» ربیعه گفت: گم راه؟
امام (ع)گفت: «بلی، گم راه» امام صادق (ع)، اضافه كرد: «ما قرآن را طبق قرائت ابی می خوانیم».[9]
شاید در آن مجلس درباره قرائت های غیر متعارف ابن مسعود بحث می شده وامام (ع) به آنان تذكر داده كه این قرائت ها جایز نیست و قرائت صحیح، همان قرائت عامه مسلمانان است و كسی كه ازاین روش متداول عامه تخطی كند گم راه است، زیرا چنین كسی از روش مسلمانان كه نسلا بعد نسل از پیامبر فرا گرفته اند، عدول وتخطی كرده است و اگر ابن مسعود قرآن را بر خلاف روش مسلمانان قرائت می كرده است (به فرض صحت نسبت) گم راه است، زیرا طریق میانه، طریقی است كه جامعه مسلمانان در آن مشی می كنند و كسی كه از این راه میانه گام برون نهد، هركس كه باشد گم راه خواهد بود.
اما این گفته امام كه ما قرآن را بر طبق قرائت ابی می خوانیم، اشاره است به دوران یك سان شدن مصحف ها در عهد عثمان كه ابی بن كعب قرآن را املا می كرد، وگروهی آن را بر وفق املا او می نوشتند و هرگاه در مورد نص اصلی اختلاف داشتند، برای رفع اختلاف به وی مراجعه می كردند و مصحف موجود كه مورد قبول عامه مسلمانان است، بر طبق املا ابی بن كعب است و قرائت منطبق بر قرائت ابی بن كعب، كنایه از التزام به چیزی است كه هم اكنون عامه مسلمانان برآنند.
[1]. ر ك: ابن جزری، النشر فی القراات العشر، ج1، ص 10.
[2]. در مراكزی كه نشر و پخش مصاحف و قرائات از آن جا نشات گرفته، مانند كوفه و بصره و دیگر مناطق گ گ شرق بلاد اسلامی.
[3]. این سخنان از كافی، تالیف ثقه الاسلام كلینی، استخراج شده است ر ك: به جلد دوم كافی، كتاب فضل القرآن، باب النوادر، شماره های 8 و 12 و 13 و 15 و 23 و 27، ص 627.
[4]. «لا یعجبنی ان یكتب القرآن الا بالسواد كما كتب اول مره» .
[5]. «القرآن واحد نزل من عند واحد و لكن الاختلاف یجی من قبل الرواه» .
[6]. «ولكنه نزل علی حرف واحد من عند الواحد».
[7]. «كف عن هذه القراه اقرا كما یقرا الناس».
[8]. «اقرؤوا كما علمتم» .
[9]. «ان كان ابن مسعود لا یقرا علی قراتنا فهو ضال» فقال ربیعه: ضال؟ فقال علیه السلام: «نعم، ضال» ثم گ گ قال ابوعبداللّه (ع): «اما نحن فنقرا علی قراه ابی» .
1  2