تفسير نمونه ج : 27ص :344
تفسير نمونه ج : 27ص :345
( 106 )سوره قريش اين سوره در مكه نازل شده و 4 آيه دارد
تفسير نمونه ج : 27ص :346
محتوى و فضيلت تلاوت سوره قريش
اين سوره در حقيقت مكمل سوره فيل محسوب مىشود و آيات آن دليل روشنى بر اين مطلب است.
محتواى اين سوره بيان نعمت خداوند بر قريش و الطاف و محبتهاى او نسبت به آنهاست ، تا حس شكرگزارى آنها تحريك شود و به عبادت پروردگار اين بيت عظيم كه تمام شرف و افتخارشان از آن است قيام كنند.
همانگونه كه در آغاز سوره و الضحى گفتيم آن سوره و سوره ا لم نشرح در حقيقت يك سوره محسوب مىشود ، همچنين سوره فيل و سوره قريش چرا كه اگر درست در محتواى آن دو دقت كنيم پيوند مطالب آنها بقدرى است كه مىتواند دليل بر وحدت آن دو بوده باشد .
به همين دليل براى خواندن يك سوره كامل در هر ركعت از نماز اگر كسى سورههاى فوق را انتخاب كند بايد هر دو را با هم بخواند.
براى توضيح بيشتر در اين زمينه به كتب فقهى ( كتاب صلاة بحث قرائت ) مراجعه شود.
در فضيلت تلاوت اين سوره همين بس كه در حديثى ( از پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نقل شده كه فرمود : من قرأها اعطى من الاجر عشر حسنات ، بعدد من طاف بالكعبة ، و اعتكف بها : كسى كه آن را بخواند به تعداد هر يك از كسانى كه
تفسير نمونه ج : 27ص :347
در گرد خانه كعبه طواف كرده ، يا در آنجا معتكف شده ، ده حسنه به او مىدهد.
مسلما چنين فضيلتى از آن كسانى است كه در پيشگاه خداوندى كه پروردگار كعبه است سر تعظيم فرود آورده ، او را عبادت كنند ، و احترام اين خانه را پاسدارى كرده و پيامش را با گوش جان بشنوند و به كار بندند.
تفسير نمونه ج : 27ص :348
سورة قريش
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لايلَفِ قُرَيْشٍ(1)إِلَفِهِمْ رِحْلَةَ الشتَاءِ وَ الصيْفِ(2) فَلْيَعْبُدُوا رَب هَذَا الْبَيْتِ(3) الَّذِى أَطعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَ ءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ(4)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده مهربان
1 -(مجازات اصحاب الفيل ) به خاطر اين بود كه قريش ( به اين سرزمين مقدس ) الفت گيرند ( و مقدمات ظهور پيامبر فراهم شود).
2 -الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه است.
3 -پس ( به شكرانه اين نعمت بزرگ ) بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند.
4 -همانكس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ناأمنى رهائى بخشيد.
تفسير نمونه ج : 27ص :349
تفسير : پروردگار اين خانه را بايد عبادت كرد
از آنجا كه در سوره گذشته ( سوره فيل ) شرح نابودى اصحاب الفيل و و لشكريان ابرهه كه به قصد نابود كردن خانه كعبه و متلاشى ساختن اين كانون مقدس الهى آمده بودند آمد ، در اولين آيه اين سوره كه در واقع تكمله اى است براى سوره فيل مىفرمايد : ما لشكر فيل را نابود كرديم ، و آنها را همچون كاه درهم كوبيده شده متلاشى ساختيم تا قريش به اين سرزمين مقدس الفت گيرند و مقدمات ظهور پيامبر اسلام (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) فراهم گردد ( لايلاف قريش).
ايلاف مصدر است و به معنى الفت بخشيدن ، و الفت به معنى اجتماع توأم با انسجام و انس و التيام است ، و اينكه بعضى ايلاف را به مؤالفت و عهد و پيمان تفسير كردهاند ، نه تناسبى با اين واژه دارد كه مصدر باب افعال است ، و نه به محتواى آيات اين سوره .
به هر حال منظور ايجاد الفت ميان قريش و سرزمين مقدس مكه ، و خانه كعبه است ، زيرا آنها و تمام اهل مكه به خاطر مركزيت و امنيت اين سرزمين در آنجا سكنى گزيده بودند ، بسيارى از مردم حجاز هر سال به آنجا مىآمدند ، مراسم حج را بجا مىآوردند ، و مبادلات اقتصادى و ادبى داشتند ، واز
تفسير نمونه ج : 27ص :350
بركات مختلف اين سرزمين استفاده مىنمودند.
همه اينها در سايه امنيت ويژه آن بود ، اگر با لشكركشى ابرهه و امثال او اين امنيت خدشهدار مىشد يا خانه كعبه ويران مىگشت ديگر كسى با اين سرزمين الفتى پيدا نمىكرد.
واژه قريش به طورى كه بسيارى از مفسران و ارباب لغت گفتهاند در اصل به معنى نوعى از حيوانات بزرگ دريائى است كه هر حيوانى را به آسانى مىخورد ! اين عبارت از ابن عباس معروف است كه وقتى از او سؤال كردند : چرا قريش را قريش مىنامند ؟ در پاسخ چنين گفت : لدابة تكون فى البحر من اعظم دوابه يقال لها القريش ، لا تمر بشىء من الغث و السمين الا اكلته ! : اين به خاطر آن است كه در اصل نام حيوانى از بزرگترين حيوانات دريا است كه به هيچ حيوان لاغر و چاقى نمىگذرد مگر اينكه آن را مىبلعد ! سپس از اشعار عرب براى سخن خود شاهد مىآورد .
بنابر اين انتخاب اين نام براى قبيله فوق به خاطر قدرت و قوت اين قبيله ، و سوء استفادههايشان از اين قدرت بوده است.
ولى بعضى آن را از ماده قرش ( بر وزن فرش ) به معنى اكتساب دانستهاند چرا كه اين قبيله غالبا به تجارت و كسب مشغول بودند.
بعضى نيز اين ماده را به معنى بازرسى و تفتيش مىدانند ، و از آنجا كه قريش از حال حجاج خبر مىگرفتند ، و گاه به كمك آنها مىشتافتند ، اين واژه براى آنها انتخاب شده .
قرش در لغت به معنى اجتماع نيز آمده است ، و چون اين قبيله از اجتماع و انسجام خاصى برخوردار بودند اين نام براى آنها انتخاب شده.
تفسير نمونه ج : 27ص :351
ولى به هر حال نام قريش امروز هرگز مفهوم جالبى را تداعى نمىكند ، و با اينكه آنها قبيله پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) بودند ، از سر سختترين دشمنان اسلام محسوب مىشدند ، كه از هيچ كارشكنىو عداوت و دشمنى فروگذار نكردند ، حتى آن روز كه قدرت آنها با پيروزى اسلام درهم شكست به توطئههاى پنهانى ادامه دادند ، و بعد از رحلت پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نيز حوادث دردناكى آفريدند كه تاريخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد كرد ، مىدانيم بنى اميه و بنى عباس كه بارزترين نمونههاى حكومت جبار و طاغوتى بودند از قريش برخاستند.
قرائن نيز نشان مىدهد كه در جاهليت عرب نيز سعى و تلاش در استثمار و استعمار مردم داشتند ، و به همين دليل هنگامى كه اسلام آزادىبخش طلوع كرد و منافع نامشروع آنها به خطر افتاد با تمام قدرت به مبارزه برخاستند ، اما قدرت عظيم اسلام سرانجام آنها را درهم كوبيد .
در آيه بعد مىافزايد : هدف اين بود كه خداوند قريش را در سفرهاى زمستانه و تابستانه الفت بخشد ( ايلافهم رحلة الشتاء و الصيف ) و 2)
تفسير نمونه ج : 27ص :352
ممكن است منظور الفت بخشيدن قريش به اين سرزمين مقدس باشد كه آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به اين كانون مقدس را از دل نبرند ، و به خاطر امنيتش به سوى آن بازگردند ، نكند تحت تاثير مزاياى زندگى سرزمين يمن و شام واقع شوند و مكه را خالى كنند.
و يا اينكه منظور ايجاد الفت ميان قريش و ساير مردم در طول اين دو سفر بزرگ است ، چرا كه بعد از داستان ابرهه مردم با ديده ديگرى به آنها مىنگريستند ، و براى كاروان قريش احترام و اهميت و امنيت قائل بودند.
قريش هم نياز به اين امنيت در طول راه داشت ، و هم نياز به آن در سرزمين مكه ، و خداوند در سايه شكست لشكر ابرهه هر دو امنيت را به آنها بخشيد.
مىدانيم زمين مكه باغ و زراعتى نداشت ، دامدارى آن نيز محدود بود ، بيشترين درآمد از طريق همين كاروانهاى تجارى تامين مىشد ، در فصل زمستان به سوى جنوب يعنى سرزمين يمن كه هواى آن نسبة گرم بود روى مىآوردند ، و در فصل تابستان به سوى شمال و سرزمين شام كه هواى ملايم و مطلوبى داشت ، و اتفاقا هم سرزمين يمن و هم سرزمين شام از كانونهاى مهم تجارت در آن روز بودند ، و مكه و مدينه حلقه اتصالى در ميان آن دو محسوب مىشد .
البته قريش با كارهاى خلافى كه انجام مىدادند مستحق اينهمه لطف و محبت الهى نبودند ، اما چون مقدر بود از ميان قبيله ، و از آن سرزمين مقدس ، اسلام و پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) طلوع كند ، خداوند اين لطف را در حق آنها انجام داد.
در آيه بعد چنين نتيجه مىگيرد كه قريش با اينهمه نعمت الهى كه به بركت
تفسير نمونه ج : 27ص :353
كعبه پيدا كردهاند بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند نه بتها را ( فليعبدوا رب هذا البيت).
همان خداوندى كه آنها را از گرسنگى نجات داد و اطعام كرد ، و از ناأمنى رهائى بخشيد و امنيت داد ( الذى اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف).
از يكسو به آنها رونق تجارت عطا فرمود ، و جلب منفعت نمود ، و از سوى ديگر ناأمنى را از آنها دور كرد و دفع ضرر فرمود ، و اينها همه با شكست لشگر ابرهه فراهم گشت ، و در حقيقت استجابت دعاى ابراهيم بنيانگذار كعبه بود ، ولى آنها قدر اينهمه نعمت را ندانستند ، و اين خانه مقدس را به بتخانهاى تبديل كردند ، و عبادت بتان را بر پرستش خداى خانه مقدم داشتند ، و سرانجام ثمره شوم اينهمه ناسپاسى را ديدند .
خداوندا ! ما را توفيق عبادت و بندگى و سپاسگزارى نعمتها ، و پاسدارى اين بيت عظيم ، مرحمت فرما.
پروردگارا ! اين مركز بزرگ اسلامى را روز به روز پر شكوهتر ، و حلقه اتصال مسلمين جهان قرار ده.
بار الها ! دست همه دشمنان خونخوار و آنها كه از اين مركز بزرگ سوء استفاده مىكنند از آن قطع كن ! آمين يا رب العالمين .
پايان سوره قريش.