تفسیر نمونه : سوره ماعون آیات 7 – 1


تفسير نمونه ج : 27ص :354


تفسير نمونه ج : 27ص :355


( 107 )سوره ماعون اين سوره در مكه نازل شده و داراى 7 آيه است



تفسير نمونه ج : 27ص :356


محتوى و فضيلت سوره ماعون


اين سوره به عقيده بسيارى از مفسران از سوره‏هاى مكى است ، و لحن آيات آن كه در مقاطع كوتاه و كوبنده ، از قيامت و اعمال منكران آن سخن مى‏گويد گوياى همين مطلب است.


رويهمرفته در اين سوره صفات و اعمال منكران قيامت در پنج مرحله بيان شده ، كه آنها به خاطر تكذيب اين روز بزرگ چگونه از انفاق در راه خدا ، كمك به يتيمان ، و مسكينان .


سرباز مى‏زنند ، و چگونه در مورد نماز مسامحه‏كار و رياكارند ، و از كمك به نيازمندان رويگردانند ؟ در شان نزول اين سوره بعضى گفته‏اند : در باره ابو سفيان نازل شده كه هر روز دو شتر بزرگ نحر مى‏كرد ، و خود و اطرافيان يارانش از آن استفاده مى‏نمودند اما روزى يتيمى آمد و تقاضاى چيزى كرد او با عصايش بر او زد و او را دور كرد بعضى ديگر گفته‏اند كه آيه در باره وليد بن مغيره يا عاص بن وائل نازل شده است.


در فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از امام باقر (عليه‏السلام‏) آمده است كه من قرأ أ رأيت الذى يكذب بالدين فى فرائضه و نوافله قبل الله صلاته و صيامه ، و لم يحاسبه بما كان منه فى الحياة الدنيا : هر كس اين سوره را در نمازهاى فريضه و نافله‏اش بخواند خداوند نماز و روزه او را قبول مى‏كند ، و او را در برابر كارهائى كه در زندگى دنيا از او سرزده است مورد محاسبه قرار نمى‏دهد .



تفسير نمونه ج : 27ص :357


سورة الماعون‏


بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَ رَءَيْت الَّذِى يُكَذِّب بِالدِّينِ‏(1) فَذَلِك الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ‏(2) وَ لا يحُض عَلى طعَامِ الْمِسكِينِ‏(3) فَوَيْلٌ لِّلْمُصلِّينَ‏(4) الَّذِينَ هُمْ عَن صلاتهِمْ ساهُونَ‏(5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ‏(6) وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ‏(7)


ترجمه:


بنام خداوند بخشنده مهربان


1 -آيا كسى كه روز جزا را پيوسته انكار مى‏كند مشاهده كردى ؟


2 -او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند.


3 -و ديگران را به اطعام مسكين تشويق نمى‏كند.


4 -پس واى بر نمازگزارانى كه...


5 -نماز خود را به دست فراموشى مى‏سپارند.



تفسير نمونه ج : 27ص :358


6 -آنها كه ريا مى‏كنند.


7 -و ديگران را از ضروريات زندگى منع مى‏نمايند.


تفسير : اثرات شوم انكار معاد


در اين سوره نخست پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انكار روز جزا را در اعمال منكران بازگو مى‏كند.


آيا ديدى كسى را كه روز جزا را پيوسته انكار مى‏كند ؟ ! ( أ رأيت الذى يكذب بالدين).


سپس بى آنكه در انتظار پاسخ اين سؤال بماند مى‏افزايد.


او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند ! ( فذلك الذى يدع اليتيم).


و ديگران را به اطعام مسكين و مستمند تشويق نمى‏كند ( و لا يحض على طعام المسكين).


منظور از دين در اينجا جزا يا روز جزا است ، و انكار روز جزا و دادگاه بزرگ آن ، بازتاب وسيعى در اعمال انسان دارد كه در اين سوره به پنج قسمت از آن اشاره شده است از جمله : راندن يتيمان با خشونت ، و عدم تشويق ديگران به اطعام افراد مسكين است يعنى نه خود انفاق مى‏كند و نه ديگران را دعوت به اين كار مى‏نمايد .


بعضى نيز احتمال داده‏اند كه منظور از دين در اينجا قرآن يا تمام آئين اسلام است ، ولى معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد ، و نظير آن را در سوره انفطار آيه 9 كلا بل تكذبون بالدين ، و سوره تين آيه 7 فما يكذبك بعد بالدين نيز


تفسير نمونه ج : 27ص :359


آمده است كه به قرينه آيات ديگر آن سوره‏ها منظور از دين روز جزا است .


يدع از ماده دع ( بر وزن حد ) به معنى دفع شديد و راندن توأم با خشونت و عنف است.


و يحض از ماده حض به معنى تحريض و ترغيب ديگران بر چيزى است ، راغب در مفردات مى‏گويد : حص تشويق در حركت و سير است ، ولى حض چنين نيست.


از آنجا كه يحض و يدع به صورت فعل مضارع آمده نشان مى‏دهد كه اين كار مستمر آنها است در مورد يتيمان و مستمندان.


باز در اينجا اين نكته جلب توجه مى‏كند كه در مورد يتيمان مساله عواطف انسانى بيشتر مطرح است تا اطعام و سير كردن ، چرا كه بيشترين رنج يتيماز دست دادن كانون عاطفه و غذاى روح است ، و تغذيه جسمى در مرحله بعد قرار دارد.


و باز در اين آيات به مساله اطعام مستمندان كه از مهمترين كارهاى خير است برخورد مى‏كنيم ، تا آنجا كه مى‏فرمايد : اگر خود قادر به اطعام مستمندى نيست ديگران را به آن تشويق كند.


تعبير به فذلك ( با توجه به اينكه فا در اينجا معنى سببيت را مى‏بخشد ) اشاره به اين نكته است كه فقدان ايمان به معاد سبب اين خلافكاريها مى‏شود ، و به راستى چنين است ، آنكس كه آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل ، و آن حساب و كتاب و پاداش و كيفر را در اعماق جان باوركرده باشد ، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر مى‏شود ، ولى آنها كه ايمان ندارند اثر آن در جرأتشان بر گناه و انواع جرائم كاملا محسوس است.


در سومين وصف اين گروه ، مى‏فرمايد : واى بر نمازگزاران ( فويل للمصلين).



تفسير نمونه ج : 27ص :360


همان نمازگزارانى كه نماز خود را به دست فراموشى مى‏سپرند ( الذين هم عن صلاتهم ساهون).


نه ارزشى براى آن قائلند ، و نه به اوقاتش اهميتى مى‏دهند ، و نه اركان و شرائط و آدابش را رعايت مى‏كنند.


ساهون از ماده سهو در اصل به معنى خطائى كه از روى غفلت سرزند ، خواه در فراهم كردن مقدماتش مقصر باشد يا نه ، البته در صورت اول معذور نيست ، و در صورت دوم معذور است ، ولى در اينجا منظور سهو توأم با تقصير است .


بايد توجه داشت كه نمى‏فرمايد در نمازشان سهو مى‏كنند چون سهو در نماز به هر حال براى هر كس واقع مى‏شود ، بلكه مى‏فرمايد از اصل نماز سهو مى‏كنند و كل آن را به دست فراموشى مى‏سپرند.


روشن است اين مطلب اگر يك يا چند بار اتفاق بيفتد ممكن است از قصور باشد ، اما كسى كه پيوسته نماز را فراموش مى‏كند و آن را به دست فراموشى مى‏سپارد ، پيدا است كه براى آن اهميتى قائل نيست ، و يا اصلا به آن ايمان ندارد ، و اگر گهگاه نماز مى‏خواند از ترس زبان مردم و مانند آن است .


در اين كه منظور از ساهون در اينجا چيست ؟ علاوه بر آنچه در بالا گفتيم تفسيرهاى ديگرى نيز كرده‏اند ، از جمله اينكه منظور تاخير انداختن نماز از وقت فضيلت است.


و يا اينكه منظور اشاره به منافقانى است كه نه براى نماز ثوابى معتقد بودند و نه براى ترك آن عقاب.


يا اينكه منظور كسانى است كه در نمازهاى خود ريا مى‏كنند ( در حالى


تفسير نمونه ج : 27ص :361


كه اين معنى در آيه بعد مى‏آيد).


البته جمع ميان اين معانى ممكن است هر چند تفسير اول مناسبتر به نظر مى‏رسد .


به هر حال وقتى فراموش كنندگان نماز شايسته ويل هستند آنها كه به كلى ترك نماز گفته و تارك الصلوة هستند چه حالى خواهند داشت ؟ ! در چهارمين مرحله به يكى ديگر از بدترين اعمال آنها اشاره كرده ، مى‏فرمايد : آنها كسانى هستند كه پيوسته ريا مى‏كنند ( الذين هم يراءون).


و در آخرين مرحله مى‏افزايد : آنها ديگران را از ضروريات زندگى منع مى‏كنند ( و يمنعون الماعون).


مسلما يكى از سرچشمه‏هاى تظاهر و رياكارى عدم ايمان به روز قيامت ، و عدم توجه به پاداشهاى الهى است ، و گرنه چگونه ممكن است انسان پاداشهاى الهى را رها كند و رو به سوى خلق و خوش آيند آنها آورد ؟ ! ماعون از ماده معن ( بر وزن شان ) به معنى چيز كم است ، و بسيارى از مفسران معتقدند كه منظور از آن در اينجا اشياء جزئى است كه مردم مخصوصا همسايه‏ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مى‏گيرند ، مانند مقدارى نمك ، آب ، آتش ( كبريت ) ظروف و مانند اينها .


بديهى است كسى كه از دادن چنين اشيائى به ديگرى خوددارى مى‏كند آدم بسيار پست و بى ايمانى است ، يعنى آنها به قدرى بخيل‏اند كه حتى از دادن اين اشياء كوچك مضايقه دارند ، در حالى كههمين اشياء كوچك گاه نيازهاى بزرگى را برطرف مى‏كند ، و منع آن ، مشكلات بزرگى در زندگى مردم ايجاد مى‏نمايد.



تفسير نمونه ج : 27ص :362


جمعى نيز گفته‏اند منظور از ماعون زكات است ، چرا كه زكات نسبت به اصل مال غالبا بسيار كم است ، گاه ده درصد ، و گاه پنج درصد ، و گاه دو و نيم درصد است.


البته منع زكات نيز يكى از بدترين كارها است ، چرا كه زكات بسيارى از مشكلات اقتصادى جامعه را حل مى‏كند.


در روايتى از امام صادق (عليه‏السلام‏) آمده است كه در تفسير ماعون فرمود : هو القرض يقرضه ، و المتاع يعيره ، و المعروف يصنعه : ماعون وامى است كه انسان به ديگرى مى‏دهد ، و وسائل زندگى است كه به عنوان عاريه در اختيار ديگران مى‏گذارد ، و كمكها و كارهاى خيرى كه انسان انجام مى‏دهد در روايت ديگرى از همان حضرت اين معنى نقل شده ، و در ذيل آن آمده است كه راوى گفت : ما همسايگانى داريم كه وقتى وسائلى را به آنها عاريه مى‏دهيم آن را مى‏شكنند و خراب مى‏كنند ، آيا گناه است به آنها ندهيم ؟ فرمود : در اين صورت مانعى ندارد .


در معنى ماعون احتمالات ديگرى نيز گفته‏اند ، تا آنجا كه در تفسير قرطبى بالغ بر دوازده قول در اين زمينه نقل شده كه بسيارى از آنها را مى‏توان در هم ادغام كرد و مهم همان است كه در بالا آورديم .


ذكر اين دو كار پشت سر يكديگر ( رياكارى و منع ماعون ) گوئى اشاره به اين است كه آنها آنچه براى خدا است به نيت خلق بجا مى‏آورند ، و آنچه براى خلق است از آنها دريغ مى‏دارند ، و به اين ترتيب هيچ حقى را به حق دارش نمى‏رسانند.


اين سخن را با حديثى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پايان مى‏دهيم ، فرمود:


تفسير نمونه ج : 27ص :363


من منع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامة ، و وكله الى نفسه ، و من وكله الى نفسه فما اسوء حاله ؟ ! : كسى كه وسائل ضرورى و كوچك را از همسايه‏اش دريغ دارد خداوند او را از خير خود ، در قيامت منع مى‏كند ، و او را به حال خود وامى‏گذارد ، و هر كسى خدا او را به خود واگذارد ، چه بد حالى دارد ؟ .


نكته‏ها:


1 -جمع‏بندى بحثهاى سوره ماعون


در اين سوره كوتاه ، مجموعه‏اى از صفات رذيله كه در هر كس باشد نشانه بى ايمانى و پستى و حقارت او است آمده ، و قابل توجه اينكه همه آنها را فرع بر تكذيب دين ، يعنى جزا يا روز جزا قرار داده است ، تحقير يتيمان ، ترك اطعام گرسنگان ، غفلت از نماز ، رياكارى ، و عدم همكارى با مردم حتى در دادن وسائل كوچك زندگى اين مجموعه را تشكيل مى‏دهد ، و به اين ترتيب افراد بخيل و خودخواه ، و متظاهرى را منعكس مى‏كند كه نه پيوندى با خلق دارند ، و نه رابطه‏اى با خالق افرادى كه نور ايمان و احساس مسؤوليت در وجودشان نيست نه به پاداش الهى مى‏انديشند و نه از عذاب او بيمناكند .


2 -تظاهر و ريا يك بلاى بزرگ اجتماعى


ارزش هر عمل بستگى به انگيزه آن دارد ، و يا به تعبير ديگر از ديدگاه


تفسير نمونه ج : 27ص :364


اسلام ، اساس هر عمل را ، نيت تشكيل مى‏دهد ، آن هم نيت خالص.


اسلام قبل از هر چيز پرونده نيت را مورد بررسى قرار مى‏دهد ، و لذا در حديث معروفى از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است كه : انما الاعمال بالنيات ، و لكل امرء ما نوى : هر عملى بستگى به نيت او دارد ، و بهره هر كس مطابق نيتى است كه در عمل دارد .


و در ذيل اين حديث آمده است : آن كس كه براى خدا جهاد كند اجرش بر خداوند بزرگ است ، و كسى كه براى متاع دنيا پيكار كند ، يا حتى نيت به دست آوردن عقال ( طناب كوچكى كه پاى شتر را با آن مى‏بندند ) كرده باشد بهره‏اش فقط همان است.


اينها همه به خاطر آن است كه نيت هميشه به عمل شكل مى‏دهد ، آن كس كه براى خدا كارى انجام مى‏دهد ، شالوده آن را محكم مى‏كند ، و تمام تلاش او اين است كه مردم از آن بهره بيشتر گيرند ، ولى كسى كه براى تظاهر و رياكارى عملى انجام مى‏دهد ، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى‏پردازد ، بى آنكه به عمق و باطن و شالوده و بهره‏گيرى نيازمندان اهميت دهد .


جامعه‏اى كه به رياكارى عادت كند ، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مى‏شود ، بلكه تمام برنامه‏هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى‏گردد ، و در يك مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى‏شود ، و چه دردناك است سرنوشت چنين انسان ، و چنين جامعه‏اى ؟ ! روايات در مذمت ريا بسيار زياد است ، تا آنجا كه آن را نوعى شرك ناميده‏اند ، و ما در اينجا به ذكر سه روايت تكان دهنده قناعت مى‏كنيم :


1 -در حديث از پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است : سياتى على الناس


تفسير نمونه ج : 27ص :365


زمان تخبث فيه سرائرهم ، و تحس فيه علانيتهم ، طمعا فى الدنيا لا يريدون به ما عند ربهم ، يكون دينهم رياء ، لا يخالطهم خوف ، يعمهم الله بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم ! : زمانى بر مردم فرا مى‏رسد كه باطنهاى آنها زشت و آلوده مى‏شود ، و ظاهرشان زيبا ، به خاطر طمع در دنيا اين در حالى كه علاقه‏اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دين آنها ريا مى‏شود ، و خوف خدا ، در دل آنها وجود ندارد ، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى‏كند ، و هر قدر خدا را مانند شخص غريق بخوانند هرگز دعايشان مستجاب نمى‏شود .


2 -در حديث ديگرى از امام صادق (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم كه به يكى از يارانش به نام زراره فرمود.


من عمل للناس كان ثوابه على الناس يا زراره ! كل رياء شرك ! : كسى كه براى مردم عمل كند ثوابش بر مردم است ، اى زراره ! هر ريائى شرك است ! .


3 -در حديث ديگرى از پيامبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است : ان المرائى يدعى يوم القيامة باربعة اسماء : يا كافر ! يا فاجر ! يا غادر ! يا خاسر ! حبط عملك ، و بطل اجرك ، فلا خلاص لك اليوم ، فالتمس اجرك ممن كنت تعمل له ! : شخص رياكار در روز قيامت با چهار نام صدا زده مى‏شود : اى كافر ! اى فاجر ! اى حيله‏گر ! واى زيانكار ! عملت نابود شد ، و اجرت باطل گشت ، امروز هيچ راه نجاتى ندارى ، پاداش خود را از كسى بخواه كه از براى او عمل كردى!.



تفسير نمونه ج : 27ص :366


خداوندا ! خلوص نيت ، سخت مشكل است ، خودت ما را در اين راه يارى فرما .


پروردگارا ! آنچنان ايمانى به ما مرحمت كن كه جز به ثواب و عقاب تو نينديشيم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما يكسان باشد.


بارالها ! هر خطائى در اين راه تاكنون كرده‏ايم بر ما ببخش.


آمين يا رب العالمين .


پايان سوره ماعون.

صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010