شيوه مطلوب تفسير، اين نيست كههمچون سكاكي و شيخ طوسي در لابلاي آيههاي قرآن به دنبال كشف و تبيينجنبههاي فصاحت و بلاغت و محسنات لفظي و معنوي بود و يا همانند سيبويه وخليل به تبيين تصاريف كلمات و دستور زبان آن همت گمارد و يا مانند مسعودي وابن خلكان به شرح و بسط وقايع و بيان جزئيات حوادث تاريخي پرداخت.
امام از مفسراني كه استفاده از قرآن را منحصر به ضبط و جمع اختلاف قرائات ومعاني لغات و تصاريف كلمات و محسنات لفظي و معنوي و وجوه اعجاز قرآن ومعاني عرفي ميدانند و از دعوات قرآن و جهات روحي و معارف الهي آن غافلند، بهشدت انتقاد كرده است[1].
بعلاوه از يكسو نگري در تفسير قرآن گله و شكوه دارد و از تفسير نگاران يك سونگر كه قرآن كريم را تنها بر پايه تخصص ويژه و مشرب خاص خويش تفسير نمودهو به تخطئه مشربهاي ديگران پرداختهاند، خرده ميگيرد[2].
در منظر امام خميني، مفسر واقعي كسي است كه «مقصد نزول» را بفهماند; نهسبب نزول را[3].
اهداف و مقاصد قرآن
از آنجا كه هر صاحب اثري مقصد خود را در اثر خود بهتر از ديگران ميداند، خدايتعالي كه صاحب اين اثر يعني قرآن كريم است، هدف خود را از فرو فرستادن آن بهتراز ديگران آگاه است.
امام معتقد است كه بايد هدف از تنزيل كتاب الهي را- قطع نظر از راه عقل و برهان- از خود قرآن دريافت [4]. با توجه به آيات شريفه هدف از نزول قرآن كريمهدايت و تربيت، شفاي امراض قلبي انسان و سير او به سوي خداست[5].
امام «ره» قرآن را درسنامه سلوك الي الله و يكتا كتاب تهذيب نفوس و بزرگترينوسيله ارتباط خالق و خلق و عروةالوثقي و حبل المتين تمسك به عز ربوبيتميشمارد[6] و آن را كتابي ميخواند كه به شئون الهيه دعوت ميكند; لذا شيوه مفسربايد به گونهاي باشد كه شئون الهيه را به مردم تعليم دهد[7].
قرآن كريم در نگاه امام «ره» كتاب معرفت، اخلاق، و دعوت به سعادت و كمالاست; از اينرو كتاب تفسير نيز بايد عرفاني، اخلاقي و بيان كننده ديگر جهات دعوتبه سعادت باشد[8].
از نظر امام خميني(ره) مفسري كه به اين شيوه قرآن را تفسير نكند، مقصود قرآنو منظور اصلي انزال كتب و ارسال رسل را ناديده گرفته و مردم را از استفاده از قرآنمحروم و راه هدايت را بروي آنان مسدود كرده است[9].
او به مفسران قرآن چنين سفارش ميكند: «علما و مفسرين، تفاسير فارسي وعربي بنويسند و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورات عرفاني و اخلاقي و بيان كيفيتربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دارالغرور به دارالسرور و الخلود باشد; بطوريكه در اين كتاب شريف به وديعت گذاشته شده ... . چه خسارتي بالاتر از اين كه سيچهل سال كتاب الهي را قرائت كنيم و به تفاسير رجوع كنيم و از مقاصد آن بازمانيم»[10].
[1] . همان و 171 و 194 و شرح حديث جنود عقل و جهل ص 11.
[2] . همو; صحيفه نور، ج 1، ص 235.
[3] . همو; آداب الصلوة 193-192.
[4] . همان 193.
[5] . همان 184.
[6] . همان 194.
[7] . همان.
[8] . همان 192.
[9] . همان 194.
[10] . همان.