پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹
  1    2  3
فهم قرآن از دیدگاه امام خمینی (ره)
شيوه مطلوب تفسير، اين نيست كه‏همچون سكاكي و شيخ طوسي در لابلاي آيه‏هاي قرآن به دنبال كشف و تبيين‏جنبه‏هاي فصاحت و بلاغت و محسنات لفظي و معنوي بود و يا همانند سيبويه وخليل به تبيين تصاريف كلمات و دستور زبان آن همت گمارد و يا مانند مسعودي وابن خلكان به شرح و بسط وقايع و بيان جزئيات حوادث تاريخي پرداخت.
امام از مفسراني كه استفاده از قرآن را منحصر به ضبط و جمع اختلاف قرائات ومعاني لغات و تصاريف كلمات و محسنات لفظي و معنوي و وجوه اعجاز قرآن ومعاني عرفي مي‏دانند و از دعوات قرآن و جهات روحي و معارف الهي آن غافلند، به‏شدت انتقاد كرده است[1].
بعلاوه از يكسو نگري در تفسير قرآن گله و شكوه دارد و از تفسير نگاران يك سونگر كه قرآن كريم را تنها بر پايه تخصص ويژه و مشرب خاص خويش تفسير نموده‏و به تخطئه مشربهاي ديگران پرداخته‏اند، خرده مي‏گيرد[2].
در منظر امام خميني، مفسر واقعي كسي است كه «مقصد نزول‏» را بفهماند; نه‏سبب نزول را[3].
اهداف و مقاصد قرآن
از آنجا كه هر صاحب اثري مقصد خود را در اثر خود بهتر از ديگران مي‏داند، خداي‏تعالي كه صاحب اين اثر يعني قرآن كريم است، هدف خود را از فرو فرستادن آن بهتراز ديگران آگاه است.
امام معتقد است كه بايد هدف از تنزيل كتاب الهي را- قطع نظر از راه عقل و برهان- از خود قرآن دريافت [4]. با توجه به آيات شريفه هدف از نزول قرآن كريم‏هدايت و تربيت، شفاي امراض قلبي انسان و سير او به سوي خداست[5].
امام «ره‏» قرآن را درسنامه سلوك الي الله و يكتا كتاب تهذيب نفوس و بزرگترين‏وسيله ارتباط خالق و خلق و عروة‏الوثقي و حبل المتين تمسك به عز ربوبيت‏مي‏شمارد[6] و آن را كتابي مي‏خواند كه به شئون الهيه دعوت مي‏كند; لذا شيوه مفسربايد به گونه‏اي باشد كه شئون الهيه را به مردم تعليم دهد[7].
قرآن كريم در نگاه امام «ره‏» كتاب معرفت، اخلاق، و دعوت به سعادت و كمال‏است; از اين‏رو كتاب تفسير نيز بايد عرفاني، اخلاقي و بيان كننده ديگر جهات دعوت‏به سعادت باشد[8].
از نظر امام خميني(ره) مفسري كه به اين شيوه قرآن را تفسير نكند، مقصود قرآن‏و منظور اصلي انزال كتب و ارسال رسل را ناديده گرفته و مردم را از استفاده از قرآن‏محروم و راه هدايت را بروي آنان مسدود كرده است[9].
او به مفسران قرآن چنين سفارش مي‏كند: «علما و مفسرين، تفاسير فارسي وعربي بنويسند و مقصود آنها بيان تعاليم و دستورات عرفاني و اخلاقي و بيان كيفيت‏ربط مخلوق به خالق و بيان هجرت از دارالغرور به دارالسرور و الخلود باشد; بطوري‏كه در اين كتاب شريف به وديعت گذاشته شده ... . چه خسارتي بالاتر از اين كه سي‏چهل سال كتاب الهي را قرائت كنيم و به تفاسير رجوع كنيم و از مقاصد آن بازمانيم‏»[10].

[1] . همان و 171 و 194 و شرح حديث جنود عقل و جهل ص 11.
[2] . همو; صحيفه نور، ج 1، ص 235.
[3] . همو; آداب الصلوة 193-192.
[4] . همان 193.
[5] . همان 184.
[6] . همان 194.
[7] . همان.
[8] . همان 192.
[9] . همان 194.
[10] . همان.
محمدعلي تجري
  1    2  3