جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹
1  2  
درآمدی بر رابطه قرآن و علوم
نيم‌نگاهي به قلمرو قرآن:
قرآن كلام خدا و تجلّي اسم جامع، محيط و اعظم حق تعالي است كه همة انديشه‌‌هاي حقيقت‌‌جوو خردورز را به دل‌سپاري فرا مي‌خواند: «كتابٌ انزلناه اليكَ مباركٌ ليدَبروا آياته و ليتذكَّرِ اولوالالباب»،‌(ص؛ 29) قرآن معجزة جاودانة رسول گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ و تنها نسخة شفاف و فرجامين وحي آسماني است كه راه و رسم زندگي توحيدي و سعادت‌آفرين را به انسان مي‌آموزد: «يا ايُّها الّذين آمنوا استجيبوا للّهِ و للرَّسولِ اذا دعاكم لما يُحييكم» (انفال:24)
قرآن به عنوان پيام هدايت الهي براي انسان، همة ساحت‌هاي حيات مادي و معنوي را در بر مي‌گيرد. در اين كتاب جامع،‌ تمام قلمروهاي زندگي مادي و معنوي، فردي، اجتماعي، اخلاقي و حقوقي، دنيايي و آخرتي و جز آن‌، از آغاز آفرينش و مبدأشناسي تا مسير و برنامة زندگي و سرمنزل نهايي، همه مورد توجه تشريع الهي است. فضاي بي‌كران معارف قرآن در راستاي رسيدن انسا‌ن‌ها به كمال، از جنين تا جنان و از ملك تا ملكوت و از ذرّه تا كهكشان را فرا مي‌گيرد و در يك كلام، همة لوازم هدايت و تربيت انسان را در خود نهفته دارد: «و نزّلنا عليكَ الكتابَ تبياناً لكلِّ شيءٍ» (نحل: 89)
جايگاه علم[1] در قرآن و روايات:
از سوي ديگر، قرآن با برابر نهادن علم و برهان قطعي عقلي با وحي و نبوت آسماني و نيز هدايت و شهود عرفاني[2] در جهت كشف حقايق و شناخت معارف و ارائة سه طريق به سوي مطلق علم[3] و نيز سرزنش كساني كه بدون بهره‌مندي از يكي از اين راه‌ها به مجادله برمي‌خيزند (و مِن النّاسِ مَن يُجادلُ في اللهِ بغيرِ علمٍ و لاهديْ و لاكتابٍ منيرٍ) (حج: 22) و همچنين با تكيه بر منابع شش‌گانه شناخت و دعوت ضمني به لزوم به كارگيري آنها، و نيز دعوت انسان‌ها به مطالعة آيات آفاقي و انفسي، به عنوان مهم‌ترين راه شناخت خدا، و با تكريم و بزرگداشت مقام علم[4] و نكوهش جهل و جاهلان، [5] ضمن ايجاد انگيزه براي كسب علم و معرفت، رويكرد علمي خود را نيز نمايان ساخته است.
در احاديث متعددي قرآن به عنوان كتاب حاوي علم و اخبار و هر آنچه در جهان رخ داده و خواهد داد[6] مطرح مي‌شود، هرچند خرد آدميان قادر به درك همة اين علوم نباشد.[7] بنابراين، يكي از ويژگي‌هاي ممتاز و منحصر به فرد قرآن كريم، عمق و ژرفاي شگفت‌آور آن است؛ چنان كه قرآن ناطق،‌ امام علي ـ عليه السّلام ـ دربارة آن فرمود: «و بحراً لا يُدركُ قعره» و تاريخ نشان داده است كه راز جاودانگي و ماندگاري قرآن در جاي زمان، تازگي و طراوت هميشگي آن براي افكار و انديشه‌هاي بشر همين عمق و ژرفاي آن است كه همچون درياي بي‌كران،‌غوّاصان فكر و فهم را در خود مي‌پذيرد و هيچ‌گاه به نقطة پايان نمي‌رساند.
راز اين حقيقت با عنايت به تشابه تجلّي با تجلّي كننده روشن مي‌شود. قرآن تجلّي خداست و مخاطب آن فطرت زوال‌ناپذير آدمي در هر عصر و نسل و نژاد، بدين‌روي، پيام‌هاي قرآن در بردارندة محتوايي ژرف، فرازماني، فرامكاني و جهان شمول هستند. از سوي ديگر، در چند قرن اخير و در پي رشد چشمگير علوم تجربي در غرب، بيش‌ترين معارضه با كتاب‌هاي آسماني و متون ديني به نام «علم» صورت گرفته است. با التفات به بخش‌هاي گوناگون علوم، از اخترشناسي كوپرنيك و زيست‌شناسي داروين گرفته، تا روان‌شناسي فرويد، ادعا بر اين بوده كه برخي اكتشافات علمي، بعضي از آموزه‌هاي بنيادين كتاب‌هاي آسماني را ابطال و يا ـ دست‌كم ـ تضعيف مي‌كنند و اين ادعا موجب شد كه جمعي به جداكردن كامل حوزه‌هاي علم و كتاب‌هاي آسماني روي آورند: مانند نظريات كانت، اگزيستاليست‌ها و پوزيتيويست‌ها، و عده‌اي ديگر به توجه و تأويل گزاره‌هاي متون ديني پرداختند تا بدين‌وسيله، از بي‌اعتباري قطعي آن و سرخوردگي متديّنان جلوگيري كنند. در جهان اسلام نيز يكي از پرسش‌هايي كه در ارتباط با قرآن مطرح شده مسأله رابطه قرآن به عنوان آخرين و كامل‌ترين هدية آسماني و علوم، يعني محصول تلاش فكري انديشمندان جهان، اعم از علوم انساني و علوم طبيعي است كه از مدت‌ها پيش، ذهن و تفكر فرهيختگان را به خود مشغول ساخته و در عمل، افراط و تفريط‌هايي را در پي داشته است. به گونه‌اي كه برخي بيش از سيصد آيه قرآن را با علوم تجربي تطبيق كرده‌اند [8] و در بسياري موارد، ادعاي ارتباط تنگاتنگ قرآن را با علوم نموده‌اند و برخي ديگر هر نوع ارتباط قرآن با علوم را منكر شده و برداشت مطالب علمي از قرآن را تحميل بر قرآن و «تفسير به رأي» دانسته‌اند. گرچه بي‌انصافي است اگر تلاش‌هاي خالصانه و اعتدال‌گرايانه‌اي كه از سر دين‌داري و عشق خالصانه به ساحت قرآن و حسّ دفاع از حريم آن و يا در جهت اثبات اعجاز علمي آن صورت گرفته است، ناديده انگاشته شود، اما به هر حال، مسألة رابطة قرآن و علوم مشكلي جدّي است و در اين باره سؤالات و پرسش‌هايي اساسي مطرح مي‌باشند.
اين سؤالات و نظاير اين‌ها در زمينة برداشت گزاره‌هاي علمي از قرآن و زبان‌شناسي و نيز انتظار از قرآن و قلمرو آن و همچنين بحث‌هاي ديگري كه در اين زمينه مطرح هستند، نيازمند كاوش مستقلي مي‌باشند كه با استفاده از عقل و منطق و نيز به دور از هرگونه علم‌زدگي و پرهيز از قشريگري و ظاهرنگري و با جمع‌آوري ديدگاه‌هاي دانشمندان و نظريات جديد معاصر در مورد «هرمنوتيك» و مسائل زبان‌شناسي، تدوين اصول و مباني روشن تفسير صحيح از متن جاودانة قرآن را ضروري مي‌نمايند تا به عنوان مبنايي براي تمامي گروه‌هاي پژوهشي، قرآني علمي در جهت برداشت‌هاي صحيح و مستند از قرآن و نيز معيارهاي براي سنجش و ارزيابي تحقيقات محققان مورد استفاده قرار گيرد و در نهايت، در بالندگي معرفت ديني و علمي و كشف حقيقت مؤثر بوده و پاسخي براي چالش‌ها بين برخي دستاوردهاي علمي و باورهاي قرآني باشد. بحث دربارة خلقت كامل انسان كه منشأ آن را نه از خاك، بلكه از حيوان انسان‌نما مي‌داند و نظرية «روان‌كاوي فرويدي» كه حقايق آسماني را عامل سركوب اميال دانسته، حقايق آن را مخدوش مي‌سازد و نظرية كيهان‌شناسي نيوتن ماكس پلانك و «نسبيت» انيشتين با تلّقي جديد از عليّت و زمان كه نحوة ارتباط خداوند با جهان را متحوّل مي‌نمايد و نيز پيشرفت‌هاي جديد رايانه‌اي و هوش مصنوعي يا كشف مولكول‌هاي DNA كه نگرش انسان‌شناسي قرآن را مخاطره‌آميز مي‌نمايد؛[9] نمونه‌هايي هستند كه راه‌حل‌ها و پاسخ‌هايي در خور را طلب مي‌كنند.
راز ماندگاري قرآن:
اما بدون ترديد، به عنوان يك اصل موضوعي و مسلّم، پذيرفته شده است كه قرآن كريم تنها نسخة بي‌دليل وحي است كه از تحريف و تصرّف بشري محفوظ مانده؛ اگرچه نقش اصلي و اساسي آن هدايت انسان و رساندن او به معارف حقيقي است و نازل شده تا آنچه را انسان‌ها در راه تكامل حقيقي، كه همان تقرّب به خداي متعال است، نياز دارند و به آن‌ها بياموزد. اين كتاب سترگ، با آن كه كتاب فيزيك، كيهان‌شناسي، زمين‌شناسي و مانند آن نيست و نيز در صدد بيان مسائل علمي نمي‌باشد، با اين همه نه تنها با حقايق علمي و يافته‌هاي قطعي علمي (كه به قطع عقلي برمي‌گردند) تعارضي ندارند، بلكه اگر تعارضي هم به چشم مي‌خورد، ابتدايي و بدوي است و با دقت و تأمّل رفع مي‌شود. قرآن حاوي گزاره‌هايي از علوم نيز مي‌باشد و نكات علمي بسياري را مطرح ساخته است[10] كه به صراحت يا ظهور قابل برداشت مي‌باشند و با تازه‌ترين قوانين و نظريات اثبات شدة علمي هماهنگي دارند؛ براي نمونه، مي‌توان به مواردي همچون حركت خورشيد،[11] حركت كوه‌ها و زمين،[12] لقاح گياهان[13] و زوجيت‌ آن‌ها،[14] حرمت گوشت خوك و خون[15] اشاره كرد.
اين مفاهيم بيانگر واقعيت هستند، نه اين كه طبق فهم و عرف زمانه ارائه شده باشند و مدار برداشت از قرآن بر محور كشف قصد و ارادة الهي از آيات قرآن و معناداري و فهم‌پذيري متن آن است كه عقل، نصّ وحي،[16] سنّت و منش پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ و سيرة جاري مسلمانان شاهد و گواه آن مي‌باشد. افزون بر اين، اعتقاد به فهم‌ناپذيري قرآن با توصيف‌هايي كه در آيات وحي براي قرآن آمده، مانند هدايت، موعظه، ذكر، شفا و نورناسازگار مي‌باشد. بر اين اساس، تفسير وسيله‌اي براي نزديك شدن و كشف معاني و مدلولات قرآن و فهم آن است و شرط انتساب سخني به قرآن، آن است كه به گونه‌اي روشمند از متن قرآن كشف شود و نحوة استناد آن به متن نشان داده شود؛ زيرا قرآن اگرچه به هدف فهم مردم نازل شده، اما در عين حال، كتابي در نهايت فصاحت و بلاغت و شيوايي و محشون از كنايه، استعاره، تمثيل، تشبيه، اشاره، رمز و بدايع ادبي است و نيز به اقتضاي فرايند نهضت اسلام و شكل‌گيري جامعة‌ اسلامي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نازل شده و فهم آن مستلزم نسل‌هاي بعدي از فضاهاي نزول آيات و آگاهي از قراين پيوسته و ناپيوسته متن قرآن مي‌باشد.
بنابراين، پژوهش و دست‌يابي به مفاهيمي كه در حوزة علوم گوناگون در قرآن كريم بيان شده‌اند، نيازمند كاوش‌هاي عميق و وسيع و روشمندي است كه علاوه بر اتقان، به واژه‌ها و الفاظ بسننده نكند، بلكه در معنا و مفهوم واژه‌ها، عبارت‌ها و پيام‌هاي قابل استفاده دقت شود و پس از مقايسه با اصول و بديهيات عقلاني و احراز عدم مخالفت با آن‌ها با ساير گزاره‌هاي يقيني قرآني، مورد استفاده قرار گيرد.
[1] . علم به معناي آگاهي و دانستن در مقابل جهل و ناداني كاربردهاي گوناگوني دارد؛ از جمله: اعتقاد يقيني مطابق با واقع در براب رجهل بسيط و مركّب؛ مجموعه فضايابي ك مناسبتي بين آنها در نظر گرفته شده؛ مجموعه قضاياي كلي، اعم از حقيقي و اعتباي؛ و مجموعه قضاياي كلي حقيقي، حسي و تجربي (Science). و در عرصه رابطه قرآن و علوم، علم به معناي علم تجربي، اعم از انساني و طبيعي، در نظر گرفته مي‌شود كه شامل مسائل هستي‌شناسي، رياضيات، هندسه، جامعه‌شناسي، زيست‌شناسي، مفاهيم طبيعي، كيهان‌شناسي، حقوق، پزشكي، گياه‌شناسي، تاريخ و مديريت مي‌شود.
[2] . عبدالله جوادي آملي، علوم انساني، اسلام و انقلاب فرهنگي، ص 58.
[3] . محمدحسين طباطبائي، تفسير الميزان، ج 28، ص 212.
[4] . مادة «علم» به صورت‌هاي گوناگون 750 بار در قرآن تكرار شده است. علامه طباطبائي در اين باره مي‌فرمايد: «تجليل و تمجيدي كه قرآن از علم و دانش نموده، در هيچ كتاب آسماني ديگر يافت نمي‌شود.» (قرآن در اسلام، ص 92).
[5] . مجادله: 11.
[6] . محمد بن يعقوب كليني، اصول افي، ج 1، ص 59، باب «الرد الي الكتاب و السّنة و انِّه ليس شيءُ من الحلال و الحرام و جميع ما يحتاج الناس اليه الا و قد جاء فيه او سنة».
[7] . همان، ج 1، ص 60، ج 7، ص 158.
[8] . محمدعلي رضايي اصفهاني، اعجاز علمي قرآن، ج 1، ص 15.
[9] . عبدالحسين خسروپناه، كلام جديد، ص 335، با تلخيص.
[10] . برخي از فرهيختگان مسلمان اعقتاد دارند كه همة علوم و معارف بشري از ظواهر آيات قرآن به دست مي‌آيند. براي نمونه، مي‌توان به امام محمّد غزّآلي، امام فخر رازي، محمدبن ابي الفضل المرسي، بدرالدين زركشي، جلال‌الدين سيوطي، محمّدبن احمد اسكندراين، ا ز قدما و همچنين عده‌اي از متأخران همچون شيخ محمد عبده شاگرد برجستة سيد جمال‌الدين اسدآبادي، و طنطاوي و كواكبي و استاد جوادي آملي ـ البته با تبيين‌هاي مختلف ـ اشاره كرد و نيز دينورت، دانشمند اروپايي كه مي‌گويد: «واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعي، فلكي، فلسفه و رياضيات، كه در اروپا شهري براي اسلام است. (سيد علي‌اكبر صداقت، كتاب قرآن و ديگران، با مقدمة دكتر بهشتي، قم، چاپ و نشر روح، ص 22.)
[11] . يس؛ 38-41.
[12] . نحل: 89.
[13] . حجر: 22.
[14] . يس: 36.
[15] . بقره: 173.
[16] . فخررازي 14‌آيه از قرآن را به عنوان دليل فهم‌پذيري آن ذكر مي‌كند. (التفسير الكبير، ج 2، ص 3).
علي‌رضا بيرجندي- مجله معرفت، ش71
1  2