تجلیات قرآنی در شعر شاعران
تجلّى قرآن در شعر شاعران بر چند گونه است:
1. تجلّى واژگانى
در این شیوه شاعر از پاره اى از واژه ها و ترکیب هاى واژگانى قرآنى وام مى گیرد و بر شیوایى و فصاحت و بلاغت و بلندى معناى شعر خود مى افزاید، واژگانى را از قرآن مى گیرد که ریشه قرآنى داشته باشند، حال مستقیم و یا غیرمستقیم که مى تواند از شعر شاعران دیگر گرفته باشد. تجلّى واژگانى خود به دو شیوه تجلّى واژگانى مستقیم و تجلّى واژگانى مترجم، تقسیم مى شود.
الف. تجلّى واژگانى مستقیم
در این شیوه، واژه یا ترکیبى قرآنى با همان ترکیب و ساختار عربى خویش، بى هیچ دگرگونى یا با اندک تفاوتى در شعر راه مى یابد، مانند این بیت:
نوشته اند بر ایوان جنة المأوی * * * که هر که عشوه دنیا خرید واى بر او(حافظ)
که ترکیب جنة المأوى ترکیبى است قرآنى و برگرفته از آیه شریفه: (ولقد رءآه نزلة أخرى. عند سدرة المنتهى. عندها جنة المأوى) (نجم/13 ـ 15).
ب. تجلّى واژگانى مترجم
در این شیوه شاعر از گردانیده شده و یا پارسى شده ترکیب قرآنى استفاده نموده از آن در شعر خود بهره مى گیرد، مثلاً:
آن شب قدرى که گویند اهل خلوت امشب است * * * یا رب این تأثیر از سوى کدامین کوکب است
که واژه شب قدر در حقیقت پارسى شده واژه لیلة القدر است که در قرآن آمده است.
2. تجلّى اقتباسى
در این شیوه، شاعر، عبارت قرآنى یا عبارت روایى و یا بیت معروفى از دیگر شاعران در شعر خود مى آورد، بدان سبب که معلوم باشد قصد اقتباس است نه سرقت. باید توجه داشت که اگر نص آیه یا حدیث یا بیت آورده شود، آن را (درج) گویند، مانند این بیت معروف رضى الدین نیشابورى که اقتباس از آیه 139 سوره اعراف است :
چو رسى به طور سینا (ارنى) مگو و بگذر * * * که نیرزد این تمنّا به جواب (لن ترانى)
3. تجلى تضمینى
در این شیوه شاعر، آیتى از قرآن و یا حدیثى یا مصراعى یا بیتى از شعر در سروده خود مى آورد مانند:
چه خوش گفت فردوسى پاکزاد * * * که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار مورى که دانه کش است * * * که جان دارد و جان شیرین خوش است (سعدى)
و یا:
بسم الله الرحمن الرحیم * * * هست کلید در گنج حکیم (نظامى/ مخزن الاسرار)
4. تجلى حلّ یا تحلیل
در این شیوه، شاعر براى آذین بندى سخن خویش از آیه و یا حدیثى بهره مى جوید و به ناچار بیش از پیش ساختار آن را در هم مى ریزد و طرحى دگر مى اندازد که این شیوه بیشتر در اشعار مولوى به چشم مى خورد، مانند:
گفت موتوا کلکم من قبل أن * * * یأتى الموت تموتوا بالفتن(مولوى)
که گزارشى است بس در هم ریخته از حدیث مشهور (موتوا قبل أن تموتوا).
5. تجلى گزارشى (ترجمه ـ تفسیر)
در این شیوه، شاعر، مضمون آیه یا حدیثى را به صورت ترجمه و یا تفسیر به زبان پارسى بیان مى کند، مانند:
قیمت هر کس به قدر علم اوست * * * این چنین گفتا امیرالمؤمنین (ناصر خسرو)
که ترجمه این حدیث امیرمؤمنان على(ع) است: (قیمة کلّ امرء ما یعلم) .
و یا این بیت:
آدمى مخفى است در زیر زبان * * * این زبان پرده است بر درگاه جان(مولوى)
که ترجمه سخن مولاى متقیان على (ع) است که فرمود: (المرء مخبوء تحت لسانه).
در تجلى گزارشى نیز تفسیر و تفصیل یک یا چند آیه در یک غزل یا قصیده یا چند بیت آورده مى شود و نمونه هاى آن فراوان است.
6. تجلّى تلمیحى
در این شیوه، شاعر پارسى گوى، سخن خویش را بر پایه نکته اى قرآنى یا روایى بنا مى نهد، اما آن را به عمد با اشاره و نشانه اى همراه مى سازد تا خواننده اهل معرفت را به آنچه خود نظر داشته، رهنمون گرداند.
مانند:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه * * * چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند(حافظ)
این بیت اشاره اى به روایت پیامبر اسلام(ص) دارد که آن حضرت فرمود: (انّ امّتى ستفترق بعدى على ثلاثة و سبعین فرقة، فرقة منها ناجیه و اثنتان و سبعون فى النار).
7. تجلى تأویلى
در این شیوه، شاعر یک آیه یا روایت را مدّ نظر داشته و به تأویل و تفسیر آن مى پردازد، مانند حدیثى که مى فرماید: (حبّ الوطن من الایمان). در این حدیث وطن را تأویل به وطن آن سویى و ملکوتى انسان کرده اند، مانند این ابیات مرحوم شیخ بهایى در نان و حلوا:
قم توجه شطر اقلیم النعیم * * * واذکر الاوطان و العهد القدیم
گنج علم ما ظهر مع ما بطن * * * گفت از ایمان بود حبّ الوطن
این وطن مصر و عراق و شام نیست * * * این وطن شهرى است کان را نام نیست
زآن که از دنیاست این اوطان تمام * * * مدح دنیا کى کند خیر الأنام
حبّ دنیا هست رأس هر خطا * * * از خطا کى مى شود ایمان عطا
اینک پس از این مقدمه و تعریف انواع تجلى قرآن در شعر، سرى به دیوان حضرت امام خمینى(ره) خواهیم داشت و انواع تجلّى قرآن را در شعر ایشان همراه با نمونه هایى خواهیم آورد.
* غزلیات
همه در عید به صحرا و گلستان بروند * * * من سرمست ز میخانه کنم رو به خدا
آیه شریفه (فجعلهم جذاذاً الا کبیراً لهم لعلّهم الیه یرجعون) (انبیاء/58) به صورت تفسیرى در این بیت تجلى نموده است. در تاریخ آمده است که ابراهیم(ع) آن گاه که قوم او براى انجام مراسم عید به صحرا رفته بودند به بتخانه رفت و همه بتها را جز بت بزرگ شکست و تبر خود را بر دوش بت بزرگ نهاد.
عاشق روى توام اى گُل بى مثل و مثال * * * بخدا غیر تو هرگز هوسى نیست مرا
در این بیت، آیه شریفه (لیس کمثله شیئ) (شورى/11) به نحو واژگانى مترجم تجلى نموده است.
پرده از روى بینداز به جان تو قسم * * * غیر دیدار رُخت ملتمسى نیست مرا
در این بیت آیه شریفه (و لمّا جاء موسى لمیقاتنا و کلّمه ربّه قال ربّ أرنى أنظر الیک قال لن ترانى) (اعراف/143) به صورت تلمیحى تجلّى نموده است.
همه جا منزل عشق است که یارم همه جاست * * * کور دل آن که نیــابد به جهان جــاى تو را
در این بیت آیه شریفه (فأینما تولّوا فثمّ وجه الله) (بقره/115) به صورت تلمیحى تجلّى کرده و تفسیرى از آن آیه شریفه ارائه شده است.
سرزلفت به کنارى زن و رخسارگشا * * * تا جهان محو شود، خرقه کشد سوى فنا
این بیت را مى توان تجلّى تلمیحى این آیه شمرد: (فلمّا تجلّى ربه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسى صعقاً) (اعراف/143)
رسم آیا به وصال تو که در جان منى؟ * * * هجر روى تو که در جان منى نیست روا
در این بیت دو آیه: (و نحن اقرب الیه من حبل الورید) (ق/16) و (و هو معکم اینما کنتم) (حدید/4) تجلّى تلمیحى دارند که در این آیه شریفه معیّت حق تعالى به انسان ها معیّت قیّومیّه تلقّى مى شود یعنى لحظه اى نیست که از انسان ها به دور باشد.
جز عشق تو هیچ نیست اندر دل ما * * * عشق تو سرشته گشته اندر گل ما
این بیت با تجلى تلمیحى آیه شریفه: (فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحى) (حجر/29) ظهور دارد که حق تبارک و تعالى اندر گِل بشر از روح خودش که از عالم امر است دمیده است و انسان ها را جان بخشیده است.
گر نوح ز غرق سوى ساحل ره یافت * * * این غرق شدن همى بود ساحل ما
در این بیت نیز اشاره اى به داستان نوح و نشستن در کشتى و نجات از طوفان است که در آیات چندى از قرآن آمده است.
اى جلوه ات جمال ده هر چه خوبرو * * * اى غمزه ات هلاک کن هر چه شیخ و شاب
این بیت را شاید بتوان تجلى گزارشى تفسیرى از آیه نور دانست: (الله نور السموات و الأرض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح… )(نور/35)

هر کجا پا بنهى حسن وى آنجا پیداست * * * هر کجا سر بنهى سجده گه آن زیباست
این بیت تجلى تلمیحى از این آیه است: (ولله المشرق و المغرب فأینما تولّوا فثمّ وجه الله إن ّالله واسع علیم) (بقره/115).
جمله خوبان برِ حسن تو سجود آورند * * * این چه رنجى است که گنجینه پیر و برنا است
این بیت تجلى تلمیحى از آیه 34 بقره است: (و إذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس أبى و استکبر و کان من الکافرین).
واى اگر پرده ز اسرار بیفتد روزى * * * فاش گردد که چه در خرقه این مهجور است
این بیت تجلّى تلمیحى است از آیه شریفه: (یوم تبلى السرائر) (طارق/9)
با مدعى بگو که تو و جّنت النعیم * * * دیدار یار حاصل سرّ نهان ماست
این بیت تجلّى اقتباسى یا تجلى واژگانى مستقیم با همان ترکیب قرآنى از آیه شریفه: (و لو أنّ اهل الکتاب آمنوا و اتّقوا لکفّرنا عنهم سیّئاتهم و لأدخلناهم جنّات النعیم) (مائده/65) است.
ما عاشقان ز قلّه کوه هدایتیم * * * روح الامین به سدره پى جست وجوى ماست
گلشن کنید میکده را اى قلندران * * * طیر بهشت مى زده در گفت وگوى ماست
با مطربان بگو که طرب را فزون کنند * * * دست گداى صومعه بالا به سوى ماست
این ابیات تجلّى تفسیرى از داستان معراج است که در اول سوره اسراء بدان اشاره شده است، و در بیت اول نیز تجلّى اقتباسى از آیات شریفه (نزل به الروح الأمین. على قلبک) (شعراء/193 و 194) و (و لقد رآه نزلة اخرى. عند سدرة المنتهى. عندها جنة المأوى. اذ یغشى السدرة ما یغشى. مازاغ البصر و ما طغى) (نجم/13 ـ 17) مى باشد.
هر کسى از گنهش پوزش و بخشش طلبد * * * دوست در طاعت من غافر و توّاب من است
این بیت تجلى گزارش مترجم از آیه (واستغفره انّه کان توّاباً) (نصر/3) است.
عارفان رخ تو جمله ظلومند و جهول * * * این ظلومى و جهولى سرو سوداى من است
در این بیت تجلّى اقتباسى از این آیه است: (انّا عرضنا الأمانة على السموات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان انّه کان ظلوماً جهولاً) (احزاب/72).
عالم و جاهل و زاهد همه شیداى تواند * * * این نه تنها رقم سرّ سویداى من است

این بیت تجلّى تلمیحى است از آیه (سبّح لله ما فى السموات و الأرض) (حدید/1)
من چه گویم که جهان نیست بجز پرتو عشق * * * ذوالجلال است که بردهر و زمان حاکم اوست
این بیت تجلى اقتباسى است از آیه: (و یبقى وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام) (رحمن/27)
من به یک دانه به دام تو به خود افتادم * * * چه گمان بود که در ملک جهان دامم نیست
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از داستان آدم و حوّا است که هنگامى که از درخت ممنوعه تناول کردند به خود آمدند و عریان بودن خودشان را مشاهده کردند.
گر سلیمان بر غم مور ضعیفى رحمت آرد * * * در بر صاحبدلان والاى و سرافراز گردد
این بیت تجلى تفسیرى از داستان حضرت سلیمان است که هنگام لشگرکشى به سبا از وادى مورچگان عبور مى کرد: (حتى اذا أتوا على واد النمل قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لایحطمنّکم سلیمان و جنوده و هم لایشعرون) (نمل/17 ـ 18)
ییاد روى تو غم هر دو جهان از دل برد * * * صبح امید، همه ظلمت شب باطل کرد
این بیت شاید تجلّى تأویلى از آیه شریفه: (ألیس الصبح بقریب) (هود/81) باشد که از آن تعبیر شده به صبح امیدوارى، صبح پیروزى و صبحى که شب دیجور را زدود، و صبحى که حضرت لوط پیامبر و اهلش به جز همسر کافرش که همراه با قوم لوط شبانگاه به هلاکت رسیدند، نجات یافتند.
آتشى را که ز عشقش به دل و جانم زد * * * جانم از خویش گذر کرد و خلیل آسا شد
در این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از داستان حضرت ابراهیم(ع) است راجع به شکستن بت ها که به سوزاندن حضرت ابراهیم انجامید و فرمان خداوند متعال که فرمود: (یا نار کونى برداً و سلاماً على ابراهیم) (انبیاء/69) او را از آتش خشم بت پرستان نجات داد.
معجز عشق ندانى تو زلیخا داند * * * که برش یوسف محبوب چنان زیبا شد
در این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از داستان حضرت یوسف و زلیخاست که زلیخا آن چنان شیفته او شد که مورد اعتراض دیگر زنان قرار گرفت و در سوره یوسف به تفصیل آمده است.
گر تو آدم زاده هستى علّم الأسما چه شد * * * قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنى چه شد
این بیت تجلّى اقتباسى از آیات شریفه قرآن کریم است که فرمود: (و اذ قال ربّک للملائکة انّى جاعل فى الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدّماء و نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک قال انّى أعلم ما لاتعلمون. و علّم آدم الأسماء کلّها…) (بقره/30 ـ 33) و آیه شریفه: (فکان قاب قوسین أو أدنى) (نجم/9)

مرشد از دعوت به سوى خویشتن بردار دست * * * لا الـهت را شنیـدستـم ولى الاّ چـه شـد
این بیت تجلّى اقتباسى از آیات شریفه اى همچون: (الله لا اله الاّ هو) (بقره/255) مى باشد.
دنباله صبح لیلة القدر * * * خور با رخ آشکار آمد
این بیت هم تجلى اقتباسى و هم تجلى گزارش تفسیرى ازسوره قدر است که آیه اول آن (انا انزلناه فى لیلة القدر) و پایان آن (سلام هى حتى مطلع الفجر) مى باشد.
او بود و کسى نبود با او * * * یکتا و غریب وار آمد
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از سوره مبارکه اخلاص (قل هو الله أحد) مى باشد.
گلزار ز عیش لاله باران شد * * * سلطان زمین و آسمان آمد
این بیت تجلى تلمیحى از این آیه شریفه است (و لله ملک السموات و الأرض) (آل عمران/189)
یوسفى باید که در دام زلیخا دل نبازد * * * ور نه خورشید و کواکب در برش مفتون نداند
مصراع اول این بیت، تجلى گزارشى تفسیرى است از آیه شریفه (و راودته التى هو فى بیتها عن نفسه و غلّقت الأبواب و قالت هیت لک قال معاذ الله إنّه ربى أحسن مثواى إنّه لایفلح الظالمون. و لقد همّت به و همّ بها لولا أن رآى برهان ربّه کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء انّه من عبادنا المخلصین) (یوسف/23 و 24)
آن که بشکست همه قیدظلوم است وجهول * * * و آن که از خویش و همه کون و مکان غافل بود
مصراع اول این بیت نیز تجلى تلمیحى از آیه امانت است که پیش از این یاد شد.
طلوع صبح سعادت فرا رسد که شبش * * * یگانه یار به خلوت بداد اذن ورود
این بیت تجلى تلمیحى است از آیه شریفه: (تنزّل الملائکة و الروح فیها بإذن ربّهم من کلّ أمر. سلام هى حتّى مطلع الفجر) (قدر/4 ـ 5)
موسى اگر ندید به شاخ شجر رخش * * * بى شک درخت معرفتش را ثمر نبود
این بیت تجلى تلمیحى و گزارشى تفسیرى از داستان حضرت موسى (ع) است هنگامى که آتش را از دور دید و رفت تا خبرى از آن بیاورد. قرآن در این زمینه مى فرماید: (انّى آنست ناراً لعلّى آتیکم منها بخبر أو جذوة من النار لعلّکم تصطلون. فلما أتیها نودى من شاطىء الواد الأیمن فى البقعة المبارکة من الشجرة أن یا موسى إنّى أنا الله ربّ العالمین) (قصص/29 ـ 30)
بلقیس وار گر در عشقش نمى زدیم * * * ما را به بارگاه سلیمان گذر نبود
این بیت تجلّى گزارشى تفسیرى از آیات شریفه سوره نمل و داستان حضرت سلیمان (ع) است که در آیه هاى 38 تا 44 این سوره آمده است.
خواست شیطان بد کند با من ولى احسان نمود * * * از بهشتم بـرد بیـرون بسته جانــان نمـود
این بیت نیز تجلّى تلمیحى از داستان خلقت حضرت آدم و حوّاست که خداوند متعال آن دو را از خوردن میوه شجره منع فرمود، اما شیطان بر آنان غالب آمد و آن دو نیز دچار وسوسه هاى شیطانى شدند و از آن میوه ها تناول کردند و خداوند از بهشت شان بیرون برد. در این بیت امام(ره) مى فرماید: این عمل شیطان باعث شد که آدم و آدمیان خود را به خداوند متعال وابسته تر بینند و با او بیشتر راز و نیاز کنند. این داستان در چند سوره از قرآن وارد شده است.
غمزه ات در جان عاشق برفروزد آتشى * * * آن چنـان کـز جلوه اى بـا موسى عمـران نمود
این بیت تجلّى تلمیحى از آیات 29 ـ 35 سوره قصص داستان حضرت موسى(ع) است که فرموده: (فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله آنس من جانب الطور ناراً )
ابن سینا را بگو در طور سینا ره نیافت * * * آن که را برهـان حیران سـاز تو حیران نمود
این بیت تجلّى واژگانى مترجم است از آیه شریفه: (وشجرة تخرج من طور سیناء) (مؤمنون/20)
از اقامتگه هستى به سفر خواهم رفت * * * به سـوى نیستیم رخت کشــان خواهى دیـد
این بیت تجلى گزارش تفسیرى از آیه شریفه: (کلّ نفس ذائقة الموت) (آل عمران/185) است.
قدسیان را نرسد تا که به ما فخر کنند * * * قصه علّم الأسمــا به زبـان است هنوز
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى و نیز تجلى اقتباسى است ازخلقت آدم و اراده حق تعالى از خلقت آدم که ملائکه زبان حال به اعتراض گشودند و گفتند: (أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء) (بقره/30) و حق تعالى پاسخ فرمود: (إنّى أعلم ما لاتعلمون)… و (علّم آدم الأسماء کلّها ثمّ عرضهم على الملائکة فقال أنبئونى بأسماء هؤلاء إن کنتم صادقین) و ملائکه گفتند: (سبحانک لاعلم لنا إلاّ ما علّمتنا إنّک أنت العلیم الحکیم) (بقره/31 ـ 32)
هر طرف رو کنم تویى قبله * * * قبله، قبله نما نمى خواهم
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از آیه شریفه: (فأینما تولّوا فثمّ وجه الله) (بقره/115) است.
در آتش عشق تو خلیلا نه خزیدیم * * * در مسلخ عشّاق تو فرزانه و فردیم
در این بیت تجلى گزارشى تفسیرى از داستان حضرت ابراهیم و به آتش افکندن آن حضرت در آتش برافروخته نمرودیان مى باشد که ذکرش در سوره مبارکه انبیاء آمده است.
تو خطا کارى و حق آگاه است * * * حیله گر زهد نمایى بس کن
این بیت تجلّى گزارشى تفسیرى از این آیه است: (وانّ ربّک لیعلم ماتکنّ صدورهم و ما یعلنون) (نمل/74) و نیز آیه: (انّ الله علیم بذات الصدور) (مائده/7).
حق غنیّ است، برو پیش غنی * * * نزد مخلوق، گدایى بس کن
این بیت تجلى تلمیحى است از آیه شریفه: (واعلموا انّ الله غنیّ حمید) (بقره/267).
زد خلیل عالم چون شمس و قمر را به کنار * * * جلـوه دوست نبــاشـد چو مـن و آفـل مـن
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى و یا تلمیحى است از آیه شریفه: (فلمّا رأى القمر بازغاً قال هذا ربّى فلمّا أفل قال لئن لم یهدنى ربى لأکوننّ من القوم الضالّین. فلمّا رأى الشمس بازغة قال هذا ربّى هذا أکبر فلمّا أفلت قال یا قوم انّى برىء ممّا تشرکون) (انعام/ 77 ـ 78)
طور سینا را بگو ایام صعق آخر رسید * * * موسى حق در پى فرعون باطل آمده
در این بیت واژه هاى طور سینا، صعق، موسى، تجلى واژگانى مترجم دارند، اما تجلى گزارش تفسیرى نیز در این بیت مشاهده مى شود، آیه (ولکن انظر الى الجبل فان استقرّ مکانه فسوف ترانى فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسى صعقاً… )(اعراف/143) دلالت تفسیرى بر این بیت دارد.
زاده اسماء را با جنة المأوى چه کارى * * * در چم فردوس مى مـاندم اگر شیطان نبودى
این بیت تجلّى تأویلى است از آیه: (و علّم آدم الأسماء کلّها) که تأویل به زاده اسماء شده است و واژه جنة المأوى تجلّى واژگانى مستقیم یا اقتباسى از آیه شریفه (عندها جنّة المأوى) (نجم/15) است، و نیز در مصراع دوم این بیت، تجلّى گزارشى تفسیرى از آیه (ولاتقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین) (بقره/35) به چشم مى خورد.
یوسفا از چاه بیرون آى تا شاهى نمایى * * * گر چه از این چـاه بیرون آمدن آسـان نبودى
این بیت تجلّى گزارشى تفسیرى از داستان حضرت یوسف است که برادران بر اثر حسادت بر یوسف او را در چاه انداختند و به تقدیر الهى سرانجام عزیز مصر شد، و این تجلّى تأویلى نیز دارد که مقصود از (یوسف) روح پاک و پاکیزه بشر است و (چاه) در اینجا زندان تن است یعنى تعلقات مادى.
رسد جانم به فوق قاب قوسین * * * که خورشید شب تارم تو باشى
این بیت تجلى واژگانى مستقیم است از آیه شریفه: (فکان قاب قوسین أو ادنى) (نجم/ 9)
* رباعیات
طى شد شب هجر (قدر) و مطلع فجر نشد * * * یــارا دل مـرده تشنـه پـــاسخ تـو است
این بیت تجلى واژگانى مترجم است از آیه شریفه: (سلام هى حتى مطلع الفجر) (قدر/5)
فردا که به صحنه مجازات روم * * * گویند که هنگام ندامت بگذشت
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى است از آیه شریفه (آلآن و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین) (یونس/91)
تا جلوه او جبال را دکّ نکند * * * تا صعق تو را ز خویش مندکّ نکند
پیوسته خطاب لن ترانى شنوی * * * فانى شو تا خود از تو منفکّ نکند
این ابیات تجلى واژگانى مستقیم و مترجم و نیز اقتباسى است ازاین آیه شریفه: (و لمّا جاء موسى لمیقاتنا و کلّمه ربّه قال ربّ أرنى أنظر الیک قال لن ترانى و لکن انظر الى الجبل فإن استقرّ مکانه فسوف ترانى فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسى صعقاً… ) (اعراف/143).
ذرات جهان ثناى حق مى گویند * * * تسبیح کنان لقاى او مى جویند
ما کور دلان، خامششان پنداریم * * * با ذکر فصیح راه او مى پویند
این ابیات تجلى گزارشى تفسیرى از این آیه است: (تسبّح له السموات السبع و الأرض و من فیهنّ و إن من شىء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم إنّه کان حلیماً غفوراً) (اسراء/44).
جز فیض وجود او نباشد هرگز * * * جز عکس نمود او نباشد هرگز
مرگ است اگر هستى دیگر بینی * * * بودى جز بود او نباشد هرگز
این ابیات تجلّى گزارش تفسیرى و نیز تجلّى تأویلى از آیات شریفه: (فأینما تولّوا فثمّ وجه الله)(بقره/115) و نیز (الله نور السموات و الأرض)(نور/35) است، زیرا نور موجب دیده شدن اجسام مى باشد و نیز با نور است که عکس همه اجسام در چشم ایجاد مى شود.
اى یاد تو روح بخش جان درویش * * * اى مهر جمال تو دواى دل ریش
این بیت تجلى گزارشى تفسیرى است از آیه شریفه: (ألا بذکر الله تطمئنّ القلوب) (رعد/28)
او نور زمین و آسمان ها باشد * * * قرآن گوید، چنان نشان کى یابى
این بیت تجلّى تلمیحى است از آیه: (الله نور السموات و الأرض… )(نور/35)
هیهات که تا اسیر دیو نفسی * * * از راه (دنى) سوى (تدلّى) گذرى
این بیت تجلى اقتباسى است از آیه شریفه: (ثمّ دنى فتدلّى) (نجم/8)
دکّ کن جبل خودى خود چون موسی * * * تا جلوه کند جمال او بى أرنى
این بیت تجلّى اقتباسى است از آیه شریفه: (فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسى صعقاً…) (اعراف/143)
* قصاید
لم یلدم بسته لب و گرنه بگفتم * * * دخت خدایند این دو نور مطهّر
این بیت تجلّى اقتباسى و تفسیرى است ازسوره مبارکه توحید (لم یلد و لم یولد)
امرش قضا حکمش قدرحبّش جنان بغضش سقر* * *خــاک رهش زیبد اگر بر طره سـاید حور عین
در این بیت تجلى واژگانى مستقیم و مترجم از آیه هاى چندى دیده مى شود مانند آیه شریفه: (و اذا قضى امراً فانّما یقول له کن فیکون) (بقره/117) و همچنین آیه شریفه: (و ان من شیئ الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم) (حجر/21) و آیه هاى: (سأصلیه سقر. و مأادراک ما سقر. لاتبقى و لاتذر) (مدثر/ 26 ـ 28) و نیز آیه شریفه: (ک
ذلک و زوّجناهم بحور عین) (دخان/54)
گو بیا بشنو به گوش دل نداى (انظرونى) * * * اى که گشتى بى خود از خوف خطاب (لن ترانى)
این بیت تجلّى اقتباسى و تجلى گزارشى تفسیرى است از آیه شریفه: (قال ربّ أرنى أنظر الیک قال لن ترانى) (اعراف/143)
* مسمّط
نورش از (کن) کرد بر پا هشت گردون مقرنس * * * نطق من هر جا چو شمشیر است و در وصف
شه اخرس
واژه (کن) در این بیت تجلّى واژگانى مستقیم از آیه (ان یقول له کن فیکون) است.
* ترجیع بند
اى موسى صعق دیده در عشق * * * از جلوه طور لامکانى
دراین بیت تجلى اقتباسى از واژگان قرآن کریم به چشم مى خورد، آیه شریفه (فلمّا تجلّى ربّه للجبل جعله دکّاً و خرّ موسى صعقاً) (اعراف/143) ، و آیه شریفه: (فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله آنس من جانب الطور ناراً) (قصص/29) تجلّى دراین بیت دارند.
اى اصل شجر ظهورى از تو * * * در پرتو سرّ سرمدانى
این بیت نیز تجلّى گزارشى تفسیرى است از آیه شریفه: (فلمّا أتیها نودى من شاطئ الواد الأیمن فى البقعة المبارکة من الشجرة أن یا موسى إنّى أنا الله ربّ العالمین) (قصص/30)
اى دور نماى پور آزر * * * نادیده افول حق ز منظر
این بیت تجلّى تفسیرىونیز اقتباسى است از آیه شریفه:(و اذ قال ابراهیم لأبیه آزر…)(انعام/74(
* قطعات و اشعار پراکنده
دعوى ایّاک نعبد یک دروغى بیش نیست * * * من که در جــان و سرم بــاشد هـواى بندگى
این بیت تجلّى اقتباسى است از آیه شریفه: (ایّاک نعبد و ایّاک نستعین) (حمد/4)
با عشق رخت خلیل را نارى نیست * * * جویاى تو با فرشته اش کارى نیست

این بیت تجلّى تفسیرى است از داستان حضرت ابراهیم(ع) که چون عشق به حق تعالى داشت، آتش درمقابل آتش عشق او ناچیز بود.

در غم دورى رویش همه در تاب و تبند * * * همه ذرّات جهان در پى او در طلبند
این بیت نیز شاید تجلّى تفسیرى باشد از آیه شریفه: (ثمّ استوى الى السماء و هى دخان فقال لها و للأرض ائتیا طوعاً او کرهاً قالتا أتینا طائعین) (فصلت/11) که آسمان و زمین در پى کمال حقند آن هم از روى اختیار.

همچنین در بسیارى از اشعار امام، آیات فراوانى تجلّى واژگانى مستقیم یا مترجم داشته اند. و واژه هایى مانند حور، قصور، صفا، فتح، مصباح، نور، فردوس، صنم، جن، ملک، آدم، آفاق، انفس، طور، جنّت و سقر در موادى به کار رفته اند، چنان که در بسیارى از اشعار امام به داستان موسى، نوح و آدم علیهم السلام اشارت رفته است.
کلیدواژه:
تجلیات قرآنی ، شعر شاعران، تجلّى واژگانى ،تجلّى واژگانى مستقیم،تجلّى واژگانى مترجم،تجلّى اقتباسى،تجلى تضمینى،تجلى حلّ یا تحلیل،تجلى گزارشى ،تجلّى تلمیحى،تجلى تأویلى، دیوان امام خمینى(ره) ،غزلیات،رباعیات،قصاید،مسمّط،ترجیع بند،قطعات و اشعار پراکنده.
هادي رستگار مقدم - پژوهش هاي قراني
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010