پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹
  1    2    3    4  5
تفكر مذهبی شیعه

هر یك از مذاهب خداپرستی حتی وثنیت, پیروانی دارد كه از این راه سلوك می كنند. وثنیت و كلیمیت و مسیحیت و مجوسیت و اسلام عارف دارند و غیر عارف .
ظهور عرفان در اسلام
در میان صحابه پیغمبر اكرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ (كه نزدیك به دوازده هزار نفر از ایشان در كتب رجال ضبط و شناخته شده اند) تنها علی _ علیه السّلام _ است كه بیان بلیغ او از حقایق عرفانی و مراحل حیات معنوی به ذخایر بیكرانی مشتمل است . و در آثاری كه از سایر صحابه در دست است خبری از این مسائل نیست, در میان یاران و شاگردان او كسانی مانند سلمان فارسی و اویس قرنی و كمیل بن زیاد و رشید هجری و میثم تمار پیدا می شود كه عامه عرفا - كه در اسلام به وجود آمده اند - ایشان را پس از علی _ علیه السّلام _ در رأس سلسله های خود قرار داده اند و پس از این طبقه, كسان دیگری مانند طاووس یمانی و مالك بن دینار و ابراهیم ادهم و شقیق بلخی در قرن دوم هجری به وجود آمده اند كه بی آنكه به عرفان و تصوف تظاهر كنند, درزی زهاد و پیش مردم, اولیای حق و مردان وارسته بودند ولی در هر حال ارتباط تربیتی خود را به طبقه پیشین خود نمی پوشانیدند.
پس از این طبقه, طایفه دیگری در اواخر قرن دوم و قرن سوم مانند با یزید بسطامی و معروف كرخی و جنید بغدادی و نظایرشان به وجود آمدند كه به سیر و سلوك عرفانی پرداختند و به عرفان و تصوف تظاهر نمودند و سخنانی به عنوان كشف و شهود زدند كه به واسطه ظواهر زننده ای كه داشت, فقها و متكلمین وقت را برایشان می شورانید و در نتیجه مشكلاتی برایشان به وجود می آورد و بسیاری از ایشان را به دخمه زندان یا زیر شكنجه یا پای دار می كشانید.
با این همه در طریقه خود در برابر مخالفین خود سماجت كردند و بدین ترتیب روز به روز طریقت در حال توسعه بود تا در قرن هفتم و هشتم هجری به اوج وسعت و قدرت خود رسید و پس از آن نیز گاهی در اوج و گاهی در حضیض, تا كنون به هستی خود ادامه داده است[1] .
اكثریت مشایخ عرفان كه نامهایشان در تذكره ها ضبط شده است به حسب ظاهر مذهب تسنن را داشته اند و طریقت به شكلی كه امروز مشاهده می كنیم (مشتمل به یك رشته آداب و رسومی كه در تعالیم كتاب و سنت خبری از آنها نیست) یادگار آنان می باشد اگر چه برخی از آداب و رسومشان به شیعه نیز سرایت نموده است .
چنانكه گفته اند جماعت بر این بودند كه در اسلام برنامه برای سیر و سلوك بیان نشده است بلكه طریق معرفت نفس, طریقی است كه مسلمین به آن پی برده اند و مقبول حق می باشد مانند طریق رهبانیت كه بی اینكه در دعوت مسیح _ علیه السّلام _ وارد شده باشد, نصارا از پیش خود درآوردند و مقبول قرار گرفت[2].
از این روی هر یك از مشایخ طریقت آنچه را از آداب و رسوم صلاح دیده در برنامه سیر و سلوك گذاشته و به مریدان خود دستور داده است و تدریجا برنامه وسیع و مستقلی به وجود آمده است ؛ مانند مراسم سرسپردگی و تلقین ذكر و خرقه و استعمال موسیقی و غنا و وجد در موقع ذكر و گاهی در بعضی سلسله ها كار به جایی كشیده كه شریعت در سویی قرار گرفته و طریقت در سوی دیگر و طرفداران این روش عملاً به باطنیه ملحق شده اند ولی با ملاحظه موازین نظری شیعه, آنچه از مدارك اصلی اسلام (كتاب و سنت) می توان استفاده نمود خلاف این است و هرگز ممكن نیست بیانات دینی به این حقیقت راهنمایی نكند یا در روشن كردن برخی از برنامه های آن اهمال ورزد یا در مورد كسی (هر كه باشد) از واجبات و محرمات خود صرف نظر نماید.
راهنمائی كتاب و سنت به عرفان نفس و برنامه آن
خدای متعال در چندین جا از كلام خود امر می كند كه مردم در قرآن تدبر و دنباله گیری كنند و به مجرد ادراك سطحی قناعت ننمایند و در آیات بسیاری جهان آفرینش و هر چه را كه در آن است (بی استثنا) آیات و علامات و نشانه های خود معرفی می كند.
با كمی تعمق و تدبر در معنای آیه و نشانه, روشن می شود كه آیه و نشانه از این جهت آیه و نشانه است كه دیگری را نشان دهد نه خود را؛ مثلاً چراغ قرمز كه علامت خطر, نصب می شود كسی كه با دیدن آن متوجه خطر می شود چیزی جز خطر در نظرش نیست و توجهی به خود چراغ ندارد و اگر در شكل چراغ یا ماهیت شیشه یا رنگ آن فكر كند در متفكره خود صورت چراغ یا شیشه یا رنگ را دارد نه مفهوم خطر را.
بنابراین, اگر جهان پدیده های جهان و همه و از هر روی آیات و نشانه های خدای جهان باشند هیچ استقلال وجودی از خود نخواهند داشت و از هر روی كه دیده می شوند جزء خدای پاك را نشان نخواهند داد و كسی كه به تعلیم و هدایت قرآن با چنین چشمی به چهره جهان و جهانیان نگاه می كند چیزی جز خدای پاك درك نخواهد كرد و به جای این زیبایی كه دیگران در نمود دلربای جهان می یابند وی زیبایی و دلربایی نامتناهی خواهد دید كه از دریچه تنگ جهان, خودنمایی و تجلی می نماید و آن وقت است كه خرمن هستی خود را به تاراج داده دل را به دست محبت خدایی می سپارد.
این درك چنانكه روشن است به وسیله چشم و گوش و حواس دیگر یا به وسیله خیال یا عقل نیست ؛ زیرا خود این وسیله ها و كار آنها نیز آیات و نشانه ها می باشند و در این دلالت و هدایت مغفول عنه هستند[3] .
این راهرو كه هیچ همتی جز یاد خدا و فراموش نمودن همه چیز ندارد وقتی كه می شنود خدای متعال در جای دیگر از كلام خود می فرماید:ای كسانی كه ایمان آورده اید! نفس خود را دریابید وقتی كه شما راه را یافتید دیگران كه گمراه می شوند به شما زیانی نخواهند رسانید[4], خواهد فهمید كه یگانه شاهراهی كه هدایتی واقعی و كامل را در بر دارد, همان راه نفس اوست و راهنمای حقیقی وی كه خدای اوست او را موظف می دارد كه خود را بشناسد و همه راهها را پشت سر انداخته راه نفس خود را در پیش گیرد و به خدای خود از دریچه نفس خود نگاه كند كه مطلوب واقعی خود را خواهد یافت . و از این روی پیغمبر اكرم _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ می فرماید:هر كه خود را شناخت خدا را شناخت[5].
و نیز می فرماید:كسانی از شما خدا را بهتر می شناسد كه خود را بهتر شناسد[6] .
و اما برنامه سیر و سلوك این راه, آیات قرآنی بسیاری است كه به یاد خدا امر می كند مانند اینكه می فرماید:مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم[7] و غیر آن . و اعمال صالحه ای است كه كتاب و سنت تفصیل داده اند و در اختتام آن فرموده اند:از پیغمبر خود پیروی كنید[8], و چگونه ممكن و متصور است اسلام راهی را راه خدا تشخیص ‍ دهد و مردم را به پیمودن آن توصیه نكند یا آن را بشناساند ولی از بیان برنامه آن غفلت كند یا اهمال ورزد و حال آنكه خدای متعال در كلام خود می فرماید:ما قرآن را به سوی تو نازل كردیم در حالی كه بیان روشنی است نسبت به هر چیزی كه به دین و دنیای مردم ارتباط دارد[9] .

[1] . به كتب تراجم و تذكره الاولیاء و طرائق و غیر آن مراجعه شود.
[2] . خداى متعال ، مى فرماید:و رهبانیتى كه نصارا از خود درآورده بودند ما آن را در حقشان ننوشته بودیم جز اینكه در این كار رضاى خدا را منظور داشتند، (سوره حدید، آیه 27)
[3] . على (ع) مى فرماید:خدانیست آنكه خود تحت احاطه معرفت درآید، اوست كه دلیل را به سوى خود هدایت مى كند، (بحار، ج 2، ص 186).
[4] . سوره مائده ، آیه 105.
[5] . (مَنْ عَرَفَ نَفْسَهْ، فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ)، (غررالحكم ، ج 2، ص 665)
[6] . اَعْرَفُكُمْ بِنَفسِهِ، اَعْرَفُكُمْ بِرَبِّهِ.
[7] . سوره بقره ، آیه 152.
[8] . سوره احزاب ، آیه 21.
[9] . سوره نحل ، آیه 89.
علامه سيد محمد حسين طباطبائي(ره)- شيعه در اسلام
  1    2    3    4  5