سلطنت پهلوی حکومتی منفور نزد مردم انقلابی ایران
حکومت پهلوی دیکتاتوری و استبدادش را به حدی رساند که برای تداوم حکومت خود، دست به هر جنایتی می زد و هيچ ابايی از انجام هر جنايتی نداشت حتی جنایت ها و قساوت های آن تا حدی رسیدکه در تاريخ تحولات انقلاب اسلامي دهها روز به عنوان روزهاي اوج خشونت رژيم شاه به ثبت رسيده است که فقط آمار کشتارهاي آن روزها خود به تنهايي براي اثبات ددمنشي اين رژيم کفايت مي کند.
بازدید : 127
منبع : مرکز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات ـ حوزه علمیه قم ,

بي‎توجهي به ارزش‎هاي ديني و مذهبي و مبارزه با هويت فرهنگي و باورهاي مردم و به عبارتی ناديده گرفتن و زير پا گذاشتن ارزش‎ها و سنت‎هاي ديرين اجتماعي و مذهبي مردم توسط شاه از جمله مواردی است که موجبات نفرت مردم انقلابی را برانگيخت، چرا که رژيم شاه به ارزش‎ها، سنت‎ها و معتقدات جامعه كه عميقاً ريشه مذهبي داشت نه تنها بي‎اعتنا بود بلكه به طرق مختلف، سعی در از بين بردن ارزش‎هاي دينی جامعه و نيز جايگزينی ارزش‎هاي بيگانه داشت،[1] شاه تاريخ شمسي را به تاريخ شاهنشاهي مبدّل ساخت و در تبديل تعطيلي روز جمعه به روز يكشنبه، احياي سنن زردشتي و خرافات[2] ، ترويج فرهنگ ابتذال غرب و  مسائلی در همين راستا که می توانست هويت دينی و مردمی کشور را تغيير دهد، سعي و اهتمام داشت.
هم چنين ايجاد مراكز فحشا و فساد در جامعه، بي‎بند و باري، استفاده ابزاري از زنان و استفاده از آنان در فعاليت‎هاي اجتماعي نامناسب، تشكيل مجالس عيش و نوش، مراکز توليد و مصرف مشروبات الكلي و ايجاد مراكز قمار از جمله مواردی بود که رژيم پهلوی در ترويج و گسترش آن اقدام نمود ، برپايي جشن‎هاي سلطنتي به عناوين مختلف، با هزينه‎هاي گزاف و تبليغات بسيار[3]به بهانه اين که اين مراسم پرخرج و پرشكوه به منظور پيوند دادن هر چه بيش‎تر تاريخ ايران به دوران باستان پيش از اسلام است، انجام می گرفت  ولی در واقع آن « ارضاي بخشي از خصوصيات رواني شخص شاه و تأمين منافع اطرافيانش و هم چنين ايجاد تصويري از ثبات و اقتدار براي دوستان خارجي اش بود و اين در حالی بود که اين برنامه‎ها در تقابل كامل با روحيات، باورها و عقايد مردم بود لذا با تداوم اين برنامه‎ها نفرت و انزجار مردم نسبت به خاندان پهلوي به اوج رسيد».[4]
ديگر اين که محمدرضا پهلوي از همان روزي که به حکومت رسيد به فکر ثروت ‌اندوزي افتاد، پس از آن که قيمت نفت به شکل سرسام‌آوري بالا رفت، شاه به بهانه‌هاي مختلف هر روز بر ثروت، املاک و کاخ هاي خود و اطرافيانش در داخل و خارج مي افزود، وی در سال 1337 براي عادي جلوه دادن فعاليت‌هاي اقتصادي به پيشنهاد علم، سازماني اقتصادي را تحت عنوان «بنياد پهلوي» تأسيس کرد، اين بنياد با استفاده از موقعيت و اقدامات غيرقانوني خود نظير کازينوهاي قماربازي و کاباره‌ها، رانت‌خواري و استفاده‌هاي انحصاري از امکانات، معاملات، صنايع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتيقه و... منابع مالي سرشاري را عايد خانواده پهلوي نمود،[5] مطبوعات آمريکايي اموال و دارايي شاه را تا 35 ميليارد دلار برآورد کرده‌اند، اشرف پهلوي نيز توانست از راههاي غيرقانوني و سوء استفاده از موقعيتش يکي از «ثروتمندترين افراد خاندان پهلوي و از سرمايه‌داران بزرگ جهان» شود، وی در نيويورک، پاريس، رم، مونت‌کارلو و چند نقطه مصفاي ديگر جهان هم اقامتگاههاي مجلل و باشکوه داشت »،[6] از سوي ديگر شاه و دربارش با مسافرتهاي پرخرج به داخل و خارج از کشور هزينه‌هاي سرسام‌آوري را به بودجه کشور تحميل مي‌کردند، در سال 1348 که درآمد عمومي ايران حدود يک ميليارد دلار بوده است، شاه دويست هزار دلار خرج يک مسافرت به آمريکا نمود و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزينه اين مسافرتها به دهها برابر افزايش يافت، به عنوان نمونه در يک سفر اشرف پهلوي به آمريکا در سال 1356 نيم ميليون دلار هزينه به بيت‌المال تحميل شد،[7] افزون بر اين شاه و درباريان او با دست و دل‌بازي بي‌حد حصر خود بيت‌المال را به کساني مي‌بخشيدند که هرگز سزاوار نبودند، از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، يونان، آلباني و بلغارستان و همسرانشان گرفته[8] تا مقامات آمريکايي و اروپايي و بالآخره نديمه ها ، معشوقه هاي شاه و درباريان و اين دست و دلبازيها زماني است که اکثر روستاهاي ايران از آب آشاميدني بهداشتي و برق و راه محروم بودند و در حاشيه تهران حلبي‌آباد روئيده بود، جشن هاي 2500ساله شاهنشاهي كه بيش از سيصد ميليون دلار هزينه در بر داشت‌ و با ولخرجي‌ها و إتلاف بي حد و حصر سرمايه‌هاي ملي کشورمان انجام شد و این درحالي بود كه متجاوز از نيمي از جمعيت كشور در روستاها و حومه شهرهاي بزرگ در فقر و فلاكت و تنگدستي به سر مي‌بردند و در اكثر شهرها و روستاهاي كشور، اثري از وسايل اوليه و مقدماتي رفاه عمومي و حداقل امتيازات زندگي ساده براي عامه مردم وجود نداشت‌.[9]
اگر چه با بالارفتن قيمت نفت قدرت پولي و اقتصادي رژيم افزايش چشم‎گيري پيدا كرد ولي عدم وجود برنامه‎هاي عمراني و اقتصادي صحيح بر نارضايتي‎ها افزود، عقب افتادگي، محدوديت قشر عظيمي از مردم، نبود فضاي آموزشي بهداشت مناسب، بي‎سوادي، عدم حمايت از توليدات داخلي از معضلات آن زمان است که شکاف طبقاتی را به همراه داشت.[10]
باز می توان گفت از جمله عواملی که باعث شد رژيم پهلوی نزد مردم منفور گردد در واقع وابستگي كامل او به بيگانگان بود، چون «تكية رژيم شاه به رضايت قدرت‎هاي بيگانه به ويژه انگليس و آمريكا بود، نفوذ انگليس و به تبع آن آمريكا، در دستگاه اداري و نظامي و حتي پليس مخفي عميق غير قابل انكار بود، در واقع شاه تاج و تخت خود را مديون آن‎ها دانسته و دوام و بقاي آن را نيز وابسته به حمايت آن‎ها مي‎ديد،[11] به عنوان نمونه اصلاحات ارضي شاه كه طرح آن توسط دولت آمريكا در زمان «كندي» ريخته شده بود ايران را از جهت تأمين مواد غذايي وابسته به خارج کرد، «اين وابستگي به بيگانگان علاوه بر اين كه سبب تسلط بيگانگان برمنابع اقتصادي خصوصاً نفت شد، بلكه قدرت‎هاي بزرگ خصوصاً آمريكا تلاش نمودند تا از راه اشاعة فرهنگ مبتذل غربي و وارد كردن تكنولوژي و وسائل لوكس زمينة و گسترش سياست مصرف زدگی و وابستگي بيش‎تر و همه جانبه را فراهم نمايند».[12] هم چنين « فساد و رشوه‎خواري که بر سيستم اداري حاكم بود و هم چنين بوروكراسي شديد سبب شده بود تا دستگاه اداري كارآيي و توان اجراي خويش را از دست بدهد و سبب نارضايتي مردم شود به خصوص حاکميت مستشاران آمريکايی و سيطره روحيه تملق و چابلوسی حتی به رغم نوسازی و گسترش آن توسط رژيم قدرت اداره امور را نداشت.
به هر حال حکومت پهلوی افزون بر آن چه که اشاره کردیم دیکتاتوری و استبدادش را به حدی رساند که برای تداوم حکومت خود، دست به هر جنایتی می زد و هيچ ابايی از انجام هر جنايتی نداشت حتی جنایت ها و قساوت های آن تا حدی رسیدکه در تاريخ تحولات انقلاب اسلامي دهها روز به عنوان روزهاي اوج خشونت رژيم شاه به ثبت رسيده است که فقط آمار کشتارهاي آن روزها خود به تنهايي براي اثبات ددمنشي اين رژيم کفايت مي کند، روزهايي همچون 15 خرداد 1342در نقاط مختلف کشور از جمله قم و تهران ، 19 دي 1356 قم ، 29 بهمن 56 تبريز ،9 و 10 فروردين 57 يزد ، رمضان 57 تهران ، 17 شهريور تهران که به جمعه سياه مشهور شد ، 13 آبان 57 تهران ،تاسوعا و عاشوراي 57 در اقصا نقاط کشور ،9 تا 11 دي 57 مشهد ، فاجعه به آتش کشيدن مسجد جامع کرمان و ... در اين ميان به عنوان نمونه به فاجعه 17 شهريور تهران يا جمعه سياه اشاره مي کنيم که عمق جنايت و فاجعه به اندازه اي زياد بود که رژيم نيز نتوانست اصل ماجرا را انکار کند به طوري که وزارت دادگستري آمار 95 نفري کشته شدگان را تاييد کرد[13] و رسانه هاي غربي همچون خبرگزاري فرانسه تا 200 کشته را در خروجي هاي خود قرار دادند[14] ، همچنين با وجود اينکه آمارهاي غير رسمي حاکي از هزاران کشته در اين روز داشت برخي محققان از جمله سيروس پرهام بنيانگذار و رئيس سازمان اسناد ملي پيش از انقلاب در کتابي که در زمينه انقلاب اسلامي نگاشته است به استناد آمار به دست آمده از بهشت زهرا ، حداقل چهار هزار و دويست و هشتاد نفر کشته را پذيرفته و اين احتمال را داده است که ششصد جسد ديگر نيز در گورستان هاي ديگر به خاک سپرده شده باشند.[15] همچنين بنابر اعلان رسمي ، فرمانداري نظامي مشهد ، کشتار 116 غير نظامي در روز هاي 9 تا 11 دي ماه 57 را رسما تاييد نموده بود[16] که قطعاً بيش از اين ها بوده است . همچنین راه اندازي برخي سازمان هاي مخوف مثل ساواک ، کميته مشترک ضد خرابکاري و برخي سازمان هاي شبه اطلاعاتي امنيتي ديگر که در آنها هزاران زن و مرد و پير و جوان به طرز وحشتناکي مورد شکنجه و آزار قرار مي گرفتند تا جايي که برخي از مبارزان در همين سياه چاله ها و زير شکنجه رژيم به شهادت رسيدند نشاني ديگر بر جنايت پيشگي شاه داشت و اين گونه اعمال و رفتارها باعث گردید که رژيم پهلوی نزذ مردم انقلابی منفور باشد و شعارهای انقلابی مردم هم حکایت از همين امر دارد.

 پی‌نوشت‌ها:
[1] . منوچهر محمدي،‌تحليلي بر انقلاب اسلامي، انتشارات امير كبير، تهران، 77، ص 86.
[2] . عبدالامير فولادزاده، شاهنشاهي پهلوي در ايران، كانون نشر انديشه اسلامي، قم، 1369، ج 2، ص 75 و 76.
[3] . جهت مطالعه بيشتر ر.ك: به كتاب پشت پردة تخت طاوس، مينو فرشچي، ترجمه حسين ابوترابيان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1374، از ص 110 تا 179؛ كتاب شاهنشاهي در ايران، نوشتة عبدالامير فولاد زاده، كانون نشر انديشه اسلامي، قم، 1369، ج 1، از ص 203 تا 319.
[4] . جواد منصوري، سير تكويني انقلاب اسلامي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، تهران، 1375، ص 234 ـ 235.
[5] راي آگاهي بيشتر از اموال بنياد پهلوي مراجعه کنيد به گراهام، رابرت؛ ايران سراب قدرت، ترجمه فيروزه فيروزنيا، کتاب تهران 1358، صص 208-204.
[6] رک:روح‌الله حسينيان ، فساد دربار ، سقوط
[7] همان
[8] اميراسدالله علم، گفت و گوهاي من با شاه، خاطرات محرمانه اميراسدالله علم، تهران : طرح نو، 1371، ص 770
[9] ر. ک : جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي ، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
[10] . جهت مطالعه بيشتر ر.ك: انقلاب اسلامي، ريشه‎هاي آن، عباسعلي عميد زنجاني، كتاب طوبي، تهران، 1376، از ص 311 تا 326.
[11] . منوچهر محمدي،‌تحليلي بر انقلاب اسلامي، انتشارات امير كبير، تهران، 77، ص 86.
[12] . عباسعلي عميد زنجاني، گزيدة كتاب انقلاب اسلامي و ريشه‎هاي آن، كتاب طوبي، تهران، 76، ص 312 و 313.
[13] سيدجلال الدين مدني ، تاريخ سياسي معاصر ايران ، ج2 ، ص 353
[14] همان ، ص 358
[15] همان ، ص 352
[16] همان ، ص 412

موارد مرتبط
ارسال نظر