توسعه ایران، شرایط و اوضاع آن در دو مقطع زمانی پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی
در خصوص توسعۀ اقتصادي و مقايسۀ دوران پس از انقلاب با قبل از انقلاب می توان گفت؛ افزايش صادرات غير نفتي، توسعة فعاليتهاي عمراني و رفاهي در روستاها از قبيل تأسيس خانه بهداشت، ساخت راه، برق، آب لوله كشي، تأسيس مدارس تا سطح دبيرستان، توسعة ظرفيت پالايشگاهها و خودكفايي در تأمين فرآورده هاي نفتي علي رغم افزايش شديد مصرف و جمعيت، افزايش قابل توجه توليد برق، توسعه ظرفيت پتروشيمي و افزايش توليد آن تا بيش از بيست برابر و... مسئله افزايش صادرات غير نفتي يك توفيق راهبردي است كه مي تواند در آينده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشيده و آسيب پذيري امنيت اقتصادي كشور را مانع شود، در حالي كه در سالهاي 1356 و 1357 صادرات غير نفتي ايران تنها درصد اندکی از سهم صادرات ایران را تشکیل می داد و روز به روز از حجم آن کاسته می شد، در سالهاي اخير صادرات غير نفتي رشد بي سابقه اي داشته است به گونه اي که در در سال 90 با احتساب میعانات گازی به 44 میلیارد دلار و بدون احتساب میعانات گازی به 32 میلیارد دلار رسید و در 6 ماهه سال 91 به سمت صادرات 37 میلیون تن کالا با ارزش 21 میلیارد دلار رسيد،[8] اين آمار و مقايسه آن با قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نشانة افزايش توان اقتصاد فعلي كشور است و اين علامت بسيار اميدوار كننده اي بر رشد و استقلال اقتصادي ماست.
بازدید : 130
منبع : سید روح الله لطیفی ـ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم ,

تأمل دقیق در اوضاع و احوال و شرایط دو دوره نشان می دهد ارائه برخی اعداد و ارقام به تنهایی نمی تواند به درد مقایسه دو دوره بخورد و به عبارت دیگر مؤلفه هایی در مقایسه دو دوران مطرح می شوند که تفاوت آنها در دو مقطع، باعث می شود تا به راحتی نتوان دو دوره را با یکدیگر مقایسه نمود:
نخستين مؤلفه، بحث جمعیت است که جمعیت ایران در دوران پهلوی بر اساس آخرین سرشماری های رسمی، حدود 33 میلیون نفر بود، در حالی که امروزه جمعیت ایران بیش از هشتاد میلیون نفر است که بیش از دو برابر آخرین سرشماری رژیم پهلوی می باشد و با توجه به تفاوت فاحش آمار جامعه هدفی که باید از طریق درآمدهای نفتی به آنها خدمات رسانی صورت گیرد نمی توان نتیجه گرفت که عملکرد رژیم پهلوی در این خدمات رسانی بهتر بوده است، البته برخی ممکن است استدلال نمایند که علیرغم تفاوت آمار جمعیت، قیمت نفت و میزان درآمد حاصل از آن در دوران جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از دوران پهلوی و در حدود ده برابر است و در نتیجه افزایش نزدیک به 2.5 برابری جمعیت تأثیری در این مساله ایجاد نمی کند و حتی به بالا رفتن توقع خدمات رسانی با افزایش درآمد نفتی در این دوران منجر می شود، چنین نگاهی به موضوع در واقع ناشی از یک نگاه سطحی و عامیانه به محاسبات مربوط به مداخل ومخارج نفتی است و مثلاً از اینکه کشور تا سال 1357، حدود صد میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است و در دوران پس از انقلاب تا به امروز حدود هزار میلیارد دلار، چنین تصور رفته است که پس درآمد نفتی کشور و در نتیجه قدرت سرمایه گذاری در بخش های مختلف، ده برابر شده است، به عبارت دیگر در این نگاه، چنین تصور شده است که دلار ارز واحدی است که قدرت خرید آن همواره ثابت است، در حالی که اینگونه نیست و قدرت خرید دلار پس از دوران پیروزی انقلاب اسلامی، کاهش داشته است به طوری که گفته می شود قدرت خرید آن، در مقطع نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی، پنج برابر کنونی بوده است، ضمن اینکه آماری که از میزان درآمد نفتی ایران در دوران پیش از انقلاب اسلامی ارائه می شود حدود 150 تا 200 میلیارد دلار بوده است[1] که اگر با قدرت خرید پنج برابری دلار ضرب شود درآمد واقعی کشور در آن دوران به نرخ امروزین، حدود 750 تا هزار میلیارد دلار می شود که معادل میزان درآمدی می شود که پس از پیروزی انقلاب، عاید کشور شده است، به عبارت دیگر خدماتی که رژیم پهلوی در آن مقطع برای جمعیتی که حداکثر در سال 1355 به 33 میلیون رسید انجام داده است، با هزارمیلیارد دلار امروزین انجام داده است که با توجه به عقب ماندگی وسیعی که در اواخر دوران پهلوی مشهود بوده و در ادامه بدان اشاره خواهد شد عملاً گویا جز یک سری تغییرات  به ظاهر با ادعای پیشرفت همچون کارخانه ها و صنایع مونتاژ، کار زیر بنایی مهمی صورت نگرفته است.
مؤلفه دیگری که دو مقطع زمانی مورد نظر را غیر قابل مقایسه می سازد توجه به هزینه های غیر مترقبه ای است که در دو مقطع بر کشور تحمیل شده است، به این معنا که در مقطع پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، درآمدهای نفتی محل هزینه ای جز امور جاری اداره کشور نداشت و اگر هم هزینه اضافی برای کشور ایجاد می شد ناشی از جاه طلبی های شاهانه همچون برگزاری جشن های پرهزینه و یا همراهی با سیاست های غرب مثل مشارکت در اهداف تجاوزکارانه آمریکا در جهان و ... بود، این در حالی است که اگر بالا رفتن هزینه های اداره کشور در دوران پس از پیروزی انقلاب را نادیده بگیریم، فقط جنگ به تنهایی برای بلعیدن بخش عمده درآمد های نفتی کفایت می کند، چراکه کارشناسان جمع خسارات وارده بر ایران در جریان جنگ تحمیلی را معادل 765.353 میلیارد ریال و حدود هزار میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. از این مبلغ 430.811 میلیارد ریال خسارت‌های مستقیم و میزان 334.542 میلیارد ریال خسارت‌های غیر مستقیم جنگ است. اقتصاد ایران در طول 8 سال جنگ جمعاً 3 /27 درصد از تولید ناخالص خود را از دست داد[2] و این یعنی هزینه ای که باید صرف توسعه و پیشرفت کشور می شد جملگی در اثر تحمیل جنگ بر ملت ایران، در این مسیر صرف شد و در نتیجه عملاً بودجه چندانی برای رشد و پیشرفت کشور باقی نمانده بود، در نتیجه سطح انتظارات از رشد و شکوفایی کشور در این مقطع باید به شدت پایین بیاید، با این حال همانگونه که آمارها نیز در ادامه گواهی خواهند داد، شاهد رشد و پیشرفتی شگرف در کشور هستیم که با در نظر گرفتن هدر رفت بخش اعظم منابع نفتی در اثر جنگ، این پیشرفت حتی در سطوح بسیار پایین تر از این، قابل تحسین می باشد.
مؤلفه دیگری که باعث می شود تا استفاده از میزان درآمدهای نفتی ایران در دو مقطع پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای مقایسه این دو دوره غیر قابل توجیه شود بالا رفتن هزینه های جاری و عمرانی کشور فراتر از رشد جمعیت، در اثر سازندگی و حرکت کشور در مسیر رشد و پیشرفت واقعی و به ویژه سیاست های محرومیت زدایی می باشد که باعث توجه به تمام کشور گردید و این در حالی است که در دوران پیش از پیروزی انقلاب، کشور در داغ محرومیتی عجیب می سوخت، به طوری که به جز برخی مناطق کلان شهرها که محل رفت و آمد سرمایه داران و اصحاب قدرت و ثروت داخلی و خارجی بود، سایه فقر و عقب ماندگی به طرز عجیبی بر سر اکثریت شهرها حکمفرما بود و حتی برخی مناطق کشور، به کلی از یادها رفته بودند و مردمانشان نیز تا حد زیادی با سایر مناطق کشور ارتباطی نداشتند، البته شاه نیز در این مطقع تحرکاتی به ظاهر پسند در راستای منافع روستائیان انجام داد که از جمله آنها تصویب لایحه اصلاحات ارضی بود، این مصوّبه علیرغم اینکه عده ای از روستائیان فاقد زمین را زمیندار کرد ولی این لایحه به دلایل متعدد باعث شد تا عملاً کشاورزی ایران نابود شده وکشاورزان مسیر مهاجرت از روستاها به شهرها را در پیش بگیرند و در نهایت ساختار اقتصادی ایران که کشاورزی بخش عمده آن را تشکیل می داد به سمت اقتصاد نفتی متمایل شود که آثار آن همچنان در کشور ما مشهود است و رژیم پهلوی نیز به رژیمی رانتیر که خود را به هیچ کس پاسخگو نمی دانست تبدیل گردد، به هر حال با توجه به اینکه روند توسعه در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسعه همه جانبه و متوازن بود و نه صرفاً نمایش مظاهری از توسعه مثل چند کارخانه و پالایشگاه و ... توجه نظام اسلامی به همه ملت بود و نه قشر خاصی از مردم، لذا همین نگاه باعث بالا رفتن هزینه های جاری و عمرانی کشور در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی شده است و به همین دلیل در محاسبه میزان مداخل و مخارج نفتی نظام، باید این عامل هم مورد محاسبه قرار گیرد.
در این میان نوع توسعه ای هم که در دو مقطع پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما رخ داده است با یکدیگر متفاوت می باشد، به طوری که با دقت نظر و تأمل در کارکرد رژیم پهلوی در دوران پیش از انقلاب، در می یابیم ماهیت توسعه در این مقطع به گونه ای بود که حتی اگر رژیم دهها کارخانه و پتروشیمی دیگر نیز افتتاح می کرد فاقد ارزش بود، چرا که توسعه این دوران از نوع توسعه وابسته بود؛ توسعه ای که مختص کشورهای به اصطلاح پیرامون[3] بود یعنی کشورهایی که توليد كننده موادخام و محصولات كشاورزى هستند و دولتهاى اين كشورها از نظر نظامى و سازماندهى تحت نفوذ دولت های مركز قرار دارند و بخش اعظم كشورهاى آسيايى ، آفريقايى و آمريكاى لاتين در اين دسته قرار مى گيرند.
توسعه وابسته ضعف های مهمی دارد از جمله اينكه باعث از بين رفتن استقلال كشور در تصميم گيرى هاى خود مى شود به گونه اى كه حتى قادر به تصميم گيرى مستقل در امور داخلى خود نيز نمى باشد،[4] اشكال دیگر توسعه وابسته اين است كه به محض كوچكترين تحول در كشورهاى مركز كل كشورهاى وابسته نيز تحت تاثير قرار مى گيرد و حتى آثار منفى اين تحولات بيش از كشورهاى مركز ، كشورهاى وابسته را تحت تاثير قرار مى دهد چرا كه كشورهاى مركز با توجه به قدرت اقتصادى كه دارند از طريق طرحهاى مختلف از قبيل تزريق پول به بخشهاى مختلف صنعتى و . . . تا حدودى مى توانند جبران مافات نمايند در حالى كه كشورهاى پيرامون كه توسعه نيم بند دارند فاقد چنين ابزارهاى حمايتى هستند و سرانجام در آتشى كه ديگرى آن را افروخته و خود دخالتى در آن ندارند مى سوزند.
بر این اساس با بررسی وضعیت اقتصادی و روند توسعه رژیم پهلوی می توانیم دریابیم که این رژیم با سیاست های اقتصادی که در پیش گرفته بود ایران را جزء کشورهای پیرامون قرار داده بود، چرا که مهم ترین شاخصه کشورهای پیرامون این بود که اقتصاد آنها متکی بر تولید یک محصول خاص غیر استراتژیک و صادرات آن به صورت خام بود که در کشور ما این محصول، عبارت بود از «نفت» که با بالارفتن قیمت آن به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل، روند تولید آن نیز افزایش یافت و کار به جایی رسید که به تدریج سایر محصولات غیر نفتی که در کنار نفت بخشی از اقتصاد کشور را تشکیل می دادند به مرحله حذف شدن نزدیک شدند که آمار و ارقام مؤید این موضوع می باشد، به عنوان نمونه صادرات نفت و گاز در سالهاي 1341، 1351و 1356 به ترتيب 77، 85 و 98 درصد بود در حاليكه صادرات ساير كالاها در همان سالها به ترتيب 23، 15 و 2 درصد بود، ملاحظه مي فرمائيد كه در سال 1356 يعني آخرين سال حكومت شاه فقط دو درصد صادرات كشور غير نفت و گاز بود[5]، از طرفی یکی از ویژگی های توسعه یافتگی کشورهای پیرامون این است که این کشورها با صادرات مواد اولیه خام، صرفاً مصرف کننده مصنوعات کشورهای دیگر هستند و اگر کارخانه ای نیز در کشورشان احداث می شود عمدتاً کارخانه های مونتاژ می باشد و یا اینکه فناوری های کارخانه به صورت کامل در اختیار نیروهای داخلی قرار نمی گیرد، بر این اساس اگر چه طی سال های اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 شاهد راه اندازی برخی صنایع و معدود کارخانه هایی بودیم امّا با کمال تاسف این کارخانه ها صرفاً کارخانه های مونتاژ کاری بوده و هرگز فناوری های آنها در اختیار متخصصان و تکنیسین های داخلی قرار داده نمی شد، همچنین بخش عمده صنایعی که در این دوره گسترش یافتند به دلیل نقش فزاینده دولت در آن و متکی بودن آن به درآمدهای نفتی فاقد کارآمدی لازم بودند و با توجه به اینکه منابع نفتی به جای اینکه در بخش های مورد نیازتر همچون کشاورزی هزینه شود در چنین بخش هایی هزینه می شد که در پی آن اقتصاد کشور هر چه بیشتر وابسته به درآمدهای نفتی می شد، به طور کلی کمک صنایع نفت به اقتصاد ایران در خلال 15 سال آخر رژیم پهلوی تأثير گذار بود ولی اساسی نبود، چرا که بخش اصلی آن یا در راه تقویت ماشین جنگی و دیوانسالاری نظامی رژیم و یا صرف امور غیر تولیدی و خرید سهام شرکت های ورشکسته خارجی می شد[6] و با توجه به روند رو به رشد قیمت نفت و نیز سهم آن در اقتصاد ایران نسبت به سایر محصولات غیر نفتی، می توان چنین نتیجه گرفت که روند توسعه اقتصادی کشور نه تنها به سمت استقلال و شکوفایی کشور حرکت نمی کرد بلکه به سمت وابستگی هر چه بیشتر در حرکت بود، بنا به گفته یکی از صاحب نظران:
ایران در آستانه ورود به دهه 1980م./1360ش. نه تنها با یک ژاپن جدید بسیار فاصله داشت بلکه حتی عضو قطعی کشورهای نیمه حاشیه ای به حساب نمی آمد، اگر ایران را با کشورهایی مثل برزیل، کره جنوبی و تایوان، یعنی مدعیان رسیدن به مرحله نیمه حاشیه ای مقایسه کنیم، می بینیم هم به اندازه آنها صنعتی نشده بود و هم مانند آنها بخش سرمایه انحصاری و مالی نداشت، در عوض به درآمدهای دولتی و نفتی اتکا داشت و این رویه باعث شد تا کشاورزی و صنعت، یعنی دو بخشی که توسعه بلند مدت را تضمین می کنند، عقب بمانند.[7]

توسعه اقتصادي و مقايسه دوران پس از انقلاب با قبل از انقلاب
در این خصوص می توان گفت؛ افزايش صادرات غير نفتي، توسعة فعاليتهاي عمراني و رفاهي در روستاها از قبيل تأسيس خانه بهداشت، ساخت راه، برق، آب لوله كشي، تأسيس مدارس تا سطح دبيرستان، توسعة ظرفيت پالايشگاهها و خودكفايي در تأمين فرآورده هاي نفتي علي رغم افزايش شديد مصرف و جمعيت، افزايش قابل توجه توليد برق، توسعه ظرفيت پتروشيمي و افزايش توليد آن تا بيش از بيست برابر و... مسئله افزايش صادرات غير نفتي يك توفيق راهبردي است كه مي تواند در آينده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشيده و آسيب پذيري امنيت اقتصادي كشور را مانع شود، در حالي كه در سالهاي 1356 و 1357 صادرات غير نفتي ايران تنها درصد اندکی از سهم صادرات ایران را تشکیل می داد و روز به روز از حجم آن کاسته می شد، در سالهاي اخير صادرات غير نفتي رشد بي سابقه اي داشته است به گونه اي که در در سال 90 با احتساب میعانات گازی به 44 میلیارد دلار و بدون احتساب میعانات گازی به 32 میلیارد دلار رسید و در 6 ماهه سال 91 به سمت صادرات 37 میلیون تن کالا با ارزش 21 میلیارد دلار رسيد،[8] اين آمار و مقايسه آن با قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نشانة افزايش توان اقتصاد فعلي كشور است و اين علامت بسيار اميدوار كننده اي بر رشد و استقلال اقتصادي ماست.[9]
خوب است به منظور ملموس شدن هر چه بیشتر پیشرفت های ایران پس از دوران پیروزی انقلاب اسلامی از باب نمونه وضعیت برخی از صنایع را در دو مقطع پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی مقایسه کرده و آنگاه به پاره ای دیگر از این پیشرفت ها اشاره نمائیم که از برخی از آنها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نشانی وجود نداشت:

نفت، گاز و پتروشیمی
در مورد وضعیت پالایشگاه ها در دو مقطع پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا باید اشاره نماییم که پالایشگاه ها در مجموع به دو بخش پالایشگاه های نفتی و گازی تقسیم می شوند که در زمینه بخش نخست، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد بهره برداری از 6 پالایشگاه بودیم که دو مورد از آن، اساساً ارتباطی با حکومت های پیش از انقلاب نداشته و مربوط به مقطعی است که نفت ایران توسط انگلیسی ها اداره می گردید، از جمله پالایشگاه آبادان که در سال 1288 و کرمانشاه که در سال 1301 به بهره برداری رسیدند و در این میان تنها 4 پالایشگاه در طول مدت 53 ساله حکومت پهلوی ها تاسیس شده است که اولاً اکثر آنها توسط خارجی ها ساخته و اداره می شدند و در کنار ساخت و مدیریت آنها نیز هیچ فناوری وارد کشور نمی شد و ثانیاً ظرفیت مجموع همه این پالایشگاه ها بسیار کمتر از مقدار کنونی بود که در ادامه مورد اشاره قرار خواهد گرفت، این در حالی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در طول مدت کمتر از 40 سال، حداقل 4 پالایشگاه به بهره برداری رسیده و در حال حاضر نیز حداقل هفت پالایشگاه در حال ساخت در کشور به ثبت رسیده است که با بهره برداری از آنها از منظر تعداد پالایشگاه ها، این دو مقطع کاملاً غیر قابل مقایسه خواهند شد، اما نکته مهم تر از تعداد پالایشگاه ها این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و علیرغم خارج شدن خارجی ها از گردونه اداره پالایشگاه ها و نیز شرایط جنگی که بسیاری از پالایشگاه های کشور را دچار آسیب های جبران ناپذیر کرده بود، اولاً کار ساخت و مدیریت اکثر قریب به اتفاق پالایشگاه ها بر عهده نیروهای بومی قرار گرفت و این نیروها با عزم و اراده ای که داشتند به تدریج یا از طریق واردات تکنولوژی و یا مهندسی معکوس، فناوری ساخت پالایشگاه ها را خود به دست آوردند و ثانیاً در این مقطع اگر چه تاکنون، تعداد پالایشگاه ها در ظاهر تغییر زیادی نکرده است امّا با همت و تلاشی که صورت گرفته خروجی همان پالایشگاه های موجود به همراه پالایشگاه های جدید به نحو چشمگیر افزایش یافته است به طوری که بنا به برخی آمارها تا سال 1391 یعنی طی تنها 34 سال، محصولات 5 پالایشگاه اصلی کشور، به تنهایی، نسبت به کل دوران عمر پالایشگاه در ایران تا پیش از انقلاب یعنی نزدیک 70 سال، با رشدی بالغ بر ۱۴۴ درصدی حدود ۲,۴ برابر شده است.[10]
در زمینه پالایشگاه گازی باید گفت که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تنها یک پالایشگاه یعنی بید بلند به بهره برداری رسیده بود و مقدمات بهره برداری از دو پالایشگاه دیگر نیز انجام شده بود که کار تکمیل و عملیاتی شدن آنها در سال های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و به همت تکنیسین های بومی صورت گرفت، این در حالی است که در مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد افتتاح حداقل 5 پالایشگاه گازی دیگر بودیم و به این ترتیب از این منظر می توان گفت دو دوره قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اساسا قابل مقایسه نیستند.
مقایسه شاخصهای مهم بخش پتروشیمی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۱ تائیدی دیگر است بر دستاوردهای صنعت نفت و گاز ایران در طی سالهای پس از انقلاب اسلامی، در طی این مدت تولید محصولات پتروشیمی از یک میلیون و ۶۰۴ هزار تن در سال به ۴۱ میلیون تن در سال، افزایش نشان می دهد[11] و این یعنی افزایش بیش از 25 برابری که یک رکورد به حساب می آید و شاهد دیگری بر این مدعاست که حتی اگر تعداد پالایشگاه ها و مراکز تولید پتروشیمی در دوران بعد از پیروزی انقلاب افزایش نمی یافت، اما میزان تولیدات و بهره وری همان موارد موجود، در دوران بعد از پیروزی انقلاب به اندازه ای بالا رفته است که خروجی دو دوره را با یکدیگر غیر قابل مقایسه می سازد.
بررسی شاخصهای مهم بخش گاز و گازرسانی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۱ نیز برگ زرین دیگری است از همت تلاشگران عرصه نفت و گاز کشور است، آمارهای ثبت شده در این دوره حاکی از افزایش مصارف داخلی گاز طبیعی (خانگی، تجاری، صنایع عمده و نیروگاهی) از ۶,۸ میلیون متر مکعب در روز به ۴۱۵.۴ میلیون متر مکعب در روز است.
همچنین بررسی آمارهای سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۰ نشان دهنده افزایش احداث خطوط انتقال گاز طبیعی از ۲۹۰۰ کیلومتر به ۳۴ هزار و ۱۵۴ کیلومتر، افزایش تعداد انشعابات نصب شده از ۵۰ هزار انشعاب به بیش از ۸ میلیون و ۷۳۰ هزار انشعاب، افزایش خانوارهای تحت پوشش گاز طبیعی از ۵۱ هزار خانوار به بیش از ۱۴ میلیون و ۸۰۰ هزار خانوار است.[12]

صنایع
بخش صنایع نیز از جمله بخش هایی است که پس از انقلاب اسلامی شاهد رشد چشمگیری از آن هستیم، در این دوره رشد صنعت در کشور به قدری سریع و پرشتاب بوده که علاوه بر احداث شهرک‌های صنعتی متعدد در حاشیه شهرهای کشور، ساخت مجموعه‌های تولیدی در روستاها نیز به یک برنامه مستمر تبدیل شده است، علاوه بر افزایش تعداد کارخانجات باید به محصولات متنوعی که در این مجموعه‌ها تولید و در بسیاری از موارد به خارج از کشور صادر می شود هم اشاره نمود .
ساخت هواپیما و بالگرد سبک و نیمه سنگین( شخصی و عمومی) و همچنین ساخت کشتی و تولید انواع قایق که برای اولین بار در تاریخ کشور رخ داده است، افزایش قابل توجه تولید فولاد از نیم میلیون تن قبل از انقلاب به 38 میلیون تن در سال و کسب رتبه 14 جهانی، افزایش تولید سیمان از 3/6 میلیون تن به حدود 80 میلیون تن، افزایش تولیدات معدنی از 20 میلیون تن به 220 میلیون تن، افزایش و توسعه تولید و صادرات خودرو با انواع خودروهای سبک و سنگین، افزایش و توسعه انواع کارخانجات لوازم خانگی و صنعتی و دهها مورد مشابه، از دیگر افتخارات صنعتی کشور به شمار می روند.
علاوه بر این؛ ساخت انواع نیروگاههای بادی، گازی، فسیلی و ساخت اولین نیروگاه هسته‌ای در بوشهر و اولین نیروگاه انرژی‌های زیرزمینی در اردبیل و قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در ردیف چهارمین کشور سازنده سد و ارائه انواع خدمات فنی، عمرانی و تخصصی در زمینه‌های مختلف به سایر کشورها نیز، برگ زرین دیگری از کتاب پر افتخار انقلاب اسلامی است، در مجموع این رویکرد مبارک باعث شده تا نسبت حجم صادرات نفتی به غیر نفتی از 2% قبل از انقلاب اسلامی، به بیش از 45% در شرایط فعلی رسیده و توازن نسبی برای صادرات سایر اقلام ایجاد شود.[13]
در این میان یکی از صنایعی که پس از انقلاب رشد داشته است صنعت خودرو بوده است که به شهادت آمار و ارقام، قابل مقایسه با پیش از انقلاب اسلامی نبود، چرا که اولاً در آن مقطع، اگر هم اقدامی در این بخش می شد همچون بسیاری از بخش های دیگر، صرفاً مونتاژ کاری هایی بود که فاقد هر گونه ارزش افزوده و یا کمک به تقویت توانمندی های داخلی بود، در همین زمینه علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال های 1341 تا 1348 نیز در خاطرات شفاهی خود اینگونه می گوید: «مثلاً اتومبیل، برای اینکه ممنوع کردن ورود اتومبیل در عمل باعث آن چیزی شده بود که به نام مونتاژ اتومبیل در ایران انجام می دادند، تمام قطعات را از بیرون وارد می کردند و همان ارز اتومبیل و شاید بیشتر هم خرج می شد و عدة به خصوصی بدون هیچ جهتی پولدار می شدند، بدون اینکه در داخل کشور یک کار درست و حسابی انجام بدهند، مونتاژی که به آن صورت وجود داشت یکی از بلا های کشور بود.... بدون اینکه ارزش افزوده ای در داخل کشور به دست بیاید یک چیز هایی را بردارند و بیاورند. مثلا فیات را در ایران مونتاژ می کردند و علامت ساخت ایران هم پشتش بود، ولی حتی این علام « ساخت ایران » را هم در ایتالیا ساخته بودند وآورده بودند.[14]» و این در حالی است که امروزه صنعت خودرو صرفاً مونتاژکاری نبوده و تحقیقات خوبی در زمینه تولید موتورها و خودروهای بومی صورت می گیرد و قراردادهایی هم که با شرکت های خارجی بسته می شود متضمن بندهایی برای واردات فناوری در کنار واردات محصولات و قطعات می باشد.
ثانیاً تعداد خودروهایی هم که تولید می شد به نحو شگرفی با دوران کنونی تفاوت داشت به عنوان مثال در دوران پیش از انقلاب، 11 کارخانه با ظرفیت تولید 1700 دستگاه خودرو فعالیت می کردند،[15] در حالی که بنا به آخرین آمارها در سال 1395 و تنها در یازده ماه سال، شاهد تولید یک میلیون و 87 هزار و 958 دستگاه خودرو بودیم.[16]

آموزش، پژوهش و تولید علم
در زمینه نرخ سواد در کشور باید بگوییم نرخ باسوادی جمعیت بالای 6 سال کشور در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حدود 47.5 درصد[17] بود که این میزان در سال های اخیر به 87.6 درصد رسیده است[18].
پوشش تحصیلی دانش‌آموزان از حدود 78 درصد قبل از انقلاب به بیش از 98 درصد رسیده است و به لحاظ جنسیت نیز در حالی که قبل از انقلاب اسلامی ایران حدود 37 درصد دانش‌آموزان محصل در مدارس، دختر بودند، امروز این نسبت به 49 درصد رسیده است.[19]
فضاهای آموزشی نیز پس از انقلاب اسلامی تغییر چشمگیری نموده است، به عنوان مثال تعداد مدارس و فضاهای آموزشی در قبل از انقلاب اسلامی 14.7 میلیون مترمربع بود که شامل 46 هزار مدرسه و 195 هزار کلاس درس می‌شد، اما از زمان پیروزی انقلاب، این فضا با رشد 4 برابری به 63 میلیون مترمربع رسید که شامل 105 هزار پروژه آموزشی، ورزشی و پرورشی و 526 هزار کلاس درس است.[20]
از نظر تعداد دانشجویان نیز در حالی که در سال 1357، حدود 176 هزار دانشجو در دانشگاه های کشور در حال تحصیل بودند، اما این رقم در حال حاضر به حدود 4.5 میلیون نفر رسیده است، به عبارت دیگر در حالی که جمعیت کشور در حال حاضر نسبت به دوران پیش از انقلاب، کمی بیش از دوبرابر شده است، اما جمعیت کل دانشجویان، 27 برابر شده است[21]. البته رشد علمی کشور، تنها مربوط به افزایش کمّی دانشجویان نمی باشد، بلکه کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی از نظر شاخص های رشد علمی نیز توانسته است جایگاه بالایی را کسب کند، به عنوان مثال پیش از پیروزی انقلاب، دانشجویان ایرانی اساساً در المپیادهای علمی حضور نداشتند در حالی که سالهاست شاهد حضور دانشجویان ایرانی در المپیادهای علمی مطرح دنیا و کسب مدال های رنگارنگ از این المپیادها هستیم، همچنین از نظر مهم ترین شاخص سنجش رشد علمی کشور یعنی تعداد مدارک علمی نمایه شده در پایگاه های استنادی نیز رقم بالایی را داشته ایم به عنوان مثال پایگاه استنادی جهان اسلام، اطلاعات مدارک منتشر شده توسط پژوهشگران کشور را از سال 1197 هجری شمسی مستند کرده است که در جریان این کار مشخص شد در فاصله 160 سال قبل از انقلاب تنها 3071 مدرک از ایران نمایه سازی شده است، در حالیکه تعداد مدارک ثبت شده بعد از انقلاب اسلامی به 397 هزار و 212 مورد می رسد، بنابراین هر چند زمان یک چهارم بوده است، اما تولید علم حدود 130 برابر شده است[22]. البته این آمار تنها مستند به پایگاه های داخلی نبوده و منابع بین المللی نیز آن را تایید می کنند به عنوان مثال در محافل بین المللی رشد علمي کشور را بر اساس افزايش يا کاهش مقالات علمي منتشره هر کشوري در مجلات بين المللي  ISI  مي سنجند که بر اين اساس قبل از انقلاب، ايران فاقد مقالات علمي منشره در مجلات ISI بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اتمام جنگ تحميلي رشد علمي ايران آغاز شد و با گذر زمان به اوج خود رسيد . طبق يافته هاي مراکز علم سنجي بين المللي رشد علمي ايران با معيار جهاني تعداد مقالات منتشره ي در مجلات معتبر در فاصله ي بين سال هاي 1375 تا 1387 از 736 مورد به 13238 مورد ارتقا يافته است و طي مدت 12 سال به 18برابر رسيده است، يعني نرخ رشد توليد علم در ايران 11 برابر از ميانگين جهاني بالاتر است و ايران سريعترين رشد علمي را در بين کشورهاي جهان دارد.

پزشکی، بهداشت و سلامت
بخش بهداشت و درمان از جمله مهم ترین بخش هایی است که می تواند به عنوان شاخص رشد و پیشرفت یک کشور تلقی شود، البته بررسی مباحث مرتبط با بخش بهداشت و سلامت، نیازمند تحقیقی مفصل و مستقل می باشد که خارج از حوصله این تحقیق است و به همین دلیل تنها به چند شاخص در این زمینه اشاره می کنیم، از جمله تعداد کمیت و کیفیت پزشکان که متولیان اصلی امر سلامت و درمان در کشور تلقی می شوند، بر این اساس یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی خودکفایی در زمینه تعداد پزشکان می باشد، به ویژه اینکه در دوران پیش از انقلاب، به دلیل کمبودهای فراوانی که در این زمینه وجود داشت شاهد حضور هزاران پزشک خارجی از جمله از کشورهای شبه قاره هند بودیم که هم کیفیت لازم را نداشتند و هم به دلیل مشکلات زبانی، باعث بروز مشکلاتی می شدند که جان شهروندان را به خطر می انداخت، این در حالی است که افزایش ١٠٠ برابری سرمایه‌گذاری در بخش بهداشت و درمان بعد از انقلاب اسلامی منجر به رشد ٤٠٠ درصدی شاخص‌های بهداشتی و درمانی طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب شده است و به همین دلیل است که شاخص "امید به زندگی" نیز در مقایسه با قبل از انقلاب از ٥٠ به ٧٥ سال رسیده است.
قبل از پیروزی انقلاب حدود ٧ دانشکده پزشکی در دانشگاه‌ها ایجاد شده بود اما در حال حاضر حدود ٤٠ دانشگاه علوم پزشکی در سراسر کشور به فعالیت می‌پردازد،  تعداد ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی از حدود ٦٠٠ نفر قبل از پیروزی انقلاب به حدود ٦ هزار نفر در سال افزایش یافت. سال 57،  تعداد کل پزشکان دارای کارت نظام پزشکی حدود ١٧ هزار نفر بود،  در حالی که طی این سال های گذشته، حدود140  هزار پزشک در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور تربیت شده‌اند و همین مساله منجر به خودکفایی در زمینه تعداد پزشک شده است[23].
به لحاظ کیفی نیز وضعیت پزشکی و درمان بسیار پیشرفت داشته است به طوری که امروزه کشور ما به یکی از قطب های درمان بیماران صعب العلاج در جهان تبدیل شده است و در شرایطی که در اوایل انقلاب بسیاری از عمل های جراحی تخصصی در خارج از کشور انجام می شد، امّا اکنون تمام اقدامات تخصصی و فوق تخصصی به جز چند مورد نادر که در زمینه بیماری های ژنتیکی ‏است، در داخل کشور و توسط پزشکان ایرانی انجام می شود.[24]
علاوه بر اینها در تولید دارو به چنان درجه ای از پیشرفت رسیده ایم که داروهای برخی بیماریهای صعب العلاج و لاعلاج همچون سرطان در کشور تولید می شود، در درمان ناباروری به یکی از قطب های درمانی جهانی تبدیل شده ایم، در پیوند اعضاء و بحث توریسم پزشکی و سایر بخش های مرتبط با بهداشت، درمان و سلامت، کشور ما جزء سرآمدترین های جهان قرار گرفته است در حالی که تا پیش از آن به صورت مطلق به بیگانگان وابسته بود.
در سایر زمینه ها نیز در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد توسعه چشمگیری بوده ایم که از برخی از آنها در دوران پیشین، حتی نشانی وجود نداشت و بقیه نیز در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی از رشد نجومی برخوردار شده اند که به نمونه ای از این آمارها اشاره می کنیم:
در نانوفناوري ، زيست فناوري ، فناوري اطلاعات ، فناوري هوا – فضا و فناوري هسته اي که از علوم استراتژيک به شمار مي روند جايگاه نسبتاً شايسته اي يافته ايم، امروز در فناوري هسته اي که از مهمترين بخش هاي صنعت دنياي امروز است - و ايران ديروز از آن محروم بود - با همت و تلاش جوانان – آن هم با متوسط سني 27 سال – همه مراحل چرخه سوخت هسته اي را داراييم، در عرصه فناوري هوا – فضا که در دوران پهلوي از هيچ توانمندي برخوردار نبوديم پس از انقلاب اسلامي ، علاوه بر ساخت و طراحي ماهواره دانشمندان کشور موفق به طراحي و ساخت کاوشگر ملي، پرتابگر ماهواره و کپسول زيستي براي اعزام موجود زنده به فضا شده اند، شايان ذکر است ايران دوازدهمين کشور دنياست که داراي فناوري ساخت ماهواره است.
از طرفي ديگر جمهوري اسلامي ايران عليرغم وارد كننده بودن در زمينه كشاورزي در ابتداي انقلاب ، هم اكنون به 49 كشور دنيا محصول صادر مي كند .
- 90 % نياز به محصولات كشاورزي و دامي در داخل كشور توليد مي گردد به طوری که خود كفايي نسبي در توليد گندم عليرغم شرايط آب و هوايي كشور محقق شده است .
در پايان می توان به موارد ديگری از پيشرفت هاي علمي و صنعتي اشاره نمود که عبارتند از ساخت و پرتاب موفق ماهواره هاي اميد و سفير ، دانش سلول هاي بنيادي ، روش هاي درمان نازايي ، روش كنترل ايدز ، پيشرفت شگرف در ارتباطات با سيم وبي سيم (موبايل) ، معالجه مصدومان شيميايي و نخاعي ، همانند سازي ، ساخت داروهاي بسيار پيچيده ، جراحي هاي مدرن ، روباتيك ، المپياد هاي علمي ، توليد سوخت هسته اي ، ليزر ، نانو ، سلاح هاي پيشرفته ، توليد ناو هاي جنگي ، موشك هاي بالستيك وكروز ، بهبود وضعيت بهداشتي ، پيشرفت عمده در صنايع خورو سازي و ... .

 پی‌نوشت‌ها:
[1]. رضا غیبی و محسن شمشیری، صادرات و درآمد نفت در 100 سال اخیر، روزنامه سرمایه، نقل از سایت اقتصاد گردان، 26بهمن 1390.
[2]. تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، حسین علایی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، نقل از سایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس.
[3]. در زمینه کشورهای مرکز و پیرامون رک: مسائل سياسى - اقتصادى جهان سوم، دكتر احمد ساعدى ، ص 36.
[4]. درآمدى بر مسائل اقتصادى كشورهاى جهان سوم ، نظريه هاى توسعه وتوسعه نيافتگى، چيلكوت رونالد اچ ، ترجمه و تلخيص احمد ساعى ص 24 - 30 به نقل از مسائل سياسى - اقتصادى جهان سوم ، همان ص 19.
[5] . اقتصاد سياسي ايران، محمد علي همايون كاتوزيان، ترجمه نفيسي و عزيزي ،تهران، مركز، 1379، ص 378.
[6]. تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، علیرضا ازغندی، انتشارات سمت، تهران، 1379، جلد دوم، ص 152.
[7]. مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا، 1377، ص517، نقل از سقوط،مجموعه مقالات نخستین همایش بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج1، ص79.
[8]. رییس سازمان توسعه تجارت ایران به نقل از خبرگزاري کار ايران ، 30/7/1390.
[9] . آثار و نتايج انقلاب اسلامي ايران، محمد باقر حشمت زاده، چ2،‌ تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر،‌1381، ص 50.با کمي تغيير.
[10]. رک: شبکه اطلاع رسانی نفت و انرژی، شانا،  www.yon.ir/tN8FX  
[11]. همان.
[12]. همان.
[13]. دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران از دیروز تا امروز، خبرگزاری فارس، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921113001259
[14]. کارخانه های تولید خودرو در ایران پیش از انقلاب/ بررسی تولید خودرو در ایران و تفاوت آن با کره جنوبی، محمد هیراد حاتمی، خبرآنلاین، http://www.khabaronline.ir/detail/297689/Economy/industry
[15]. همان.
[16] . به عنوان مثال رک: اقتصاد نیوز، http://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-162673
[17] .نقل از معاون نهضت سواد آموزی، خبرگزاری تسنیم، http://tn.ai/950764
[18] . نقل از رئیس سازمان نهضت سواد آموزی، ایسنا، https://www.isna.ir/news/95122415945/
[19] . مصاحبه مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش با خبرگزاری فارس، http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13941121000783
[20]. همان.
[21]. مصاحبه رسول ملک‌فر مشاور وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت علوم با خبرگزاری فارس، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900724001107
[22] . مصاحبه دکتر محمدجواد دهقانی سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) با خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)، http://www.irna.ir/fa/News/82421790
[23]. وضعیت بهداشت، درمان و سلامت مردم در حکومت پهلوی و بعد از انقلاب اسلامی در یک نگاه، خبرگزاری سلامت ایرانیان(سینا)، http://sinanews.ir/detail/News/424312/2018 و نیز رک: پیشرفت های پزشکی پس از انقلاب، گزارش رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله، خبرگزاری ایرنا، http://www.irna.ir/fa/News/81487498
[24]. پیشرفت های پزشکی پس از انقلاب، همان.

موارد مرتبط
ارسال نظر