|
شهوت پرستى در روايات اسلامى [1]
اين مساله در منابع روايى اسلام،مورد توجه فراوان قرار گرفته است كه بيشتر آنهابيانگر هشدار،درباره پيامدهاى خطرناك آن است. اين احاديث تكان دهنده،هرخوانندهاى را تحت تاثير عميق قرار داده و روشن مىسازد كه آلودگى به «شهوت» ـ خواهبه مفهوم عام و خواه به مفهوم خاص آن ـ از موانع اصلى سعادت و كمال انسانها و از اسباب مهم گسترش گناه و جنايت در جامعه بشرى است كه در ذيل، به بعضى از آناحاديث اشاره مىشود: 1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند:«ما تحت ظل السماء من اله يعيد من دون الله اعظمعند الله من هوى متبع،در زير آسمان معبودى جز خدا پرستيده نشده است كه در پيشگاهخدا،بدتر از هوا و هوسى باشد كه انسان را به دنبال خود مىكشاند». [2] به اين ترتيب،روشن مىشود كه«شهوت»و هواى نفس از خطرناكترين عواملانحراف انسان به سوى زشتىهاست. 2- امام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام مىفرمايند: «الشهوات سموم قاتلات، شهوتها، زهرهاى كشنده است» [3] 3- در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار عليه السلام آمده است: «الشهوات مصائدالشيطان، شهوات دامهاى شيطان است». [4] (كه انسانها را به وسيله آن در هر سن و سالو در هر زمان و مكان صيد مىكند). 4- همان حضرت عليه السلام در جاى ديگر مىفرمايند: «امنع نفسك من الشهوات تسلممن الآفات،اگر مىخواهيد از آفات در امان باشيد، خويشتن را از تسليم شدن در برابر شهوات بازداريد». [5] 5- در حديث ديگرى نيز از همان پيشواى پرهيزكاران جهان آمده است: «تركالشهوات افضل عباده و اجمل عاده ،ترك شهوتها، برترين عبادت و زيباترين عادتاست». [6] 6- امام صادق عليه السلام مىفرمايد:«من ملك نفسه اذا غضب و اذا رغب و اذا رهب و اذااشتهى،حرم الله جسده على النار، كسى كه به هنگام غضب و تمايل و ترس و شهوت، ملك نفس خويش باشد،خداوند جسد او را بر آتش دوزخ حرام مىكند». [7] 7- امير مؤمنان على عليه السلام در حديث ديگرى مىفرمايند: «ضادوا الشهوه مضاده الضد ضده و حاربوها محاربه العدو العدو، با خواهشهاى نفسانى در تضاد باشيد، همچون تضاد دو ضد با يكديگر و با آن به پيكار برخيزيد (مانند) پيكار دشمن با دشمن». [8] اين سخن با صراحت، اين حقيقت را بازگو مىكند كه «شهوت پرستى» درست مقابل «سعادت» و خوشبختى انسان قرار گرفته است. پيامدهاى شهوتپرستى در كلام امير مؤمنان على عليه السلام درباره پيامدهاى شهوت پرستى و پيروى از هواى نفس، تعبيرات دقيق، حساب شده و تكان دهندهاى در احاديث اسلامى ديده مىشود كه در اين بحث تنها به كلام پيشواى متقيان حضرت على عليه السلام اشاره مىشود: 1- امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايند: «اهجروا الشهوات فانها تقودكم الى ركوبالذنوب و التهجم على السيئات، از شهوات سركش بپرهيزيد كه شما را به ارتكاب انواعگناهان و هجوم بر معاصى مىكشاند». [9] 2- اين مساله گاهى به قدرى شديد مىشود كه به كلى دين انسان را بر باد مىدهد، چنان كه در حديث ديگرى مىفرمايند: «طاعه الشهوه تفسد الدين، فرمانبردارى ازشهوات نفسانى، دين انسان را فاسد مىكند». [10] 3- آن حضرت در تعبير ديگرى مىفرمايند: «طاعه الهوى تفسد العقل، هوا پرستى عقل انسان را فاسد مىكند». [11] 4- در جاى ديگر مىفرمايند:«الجاهل عبد شهوته، انسان نادان بنده شهوت خويشاست». [12] يعنى،انسان جاهل مثل برده خوار و ذليلى است كه در برابر شهوت خويش، هيچ اختيارى از خود ندارد. 5- در تعبير ديگر مىفرمايند:«عبد الشهوه اسير لا ينفك اسره،برده شهوت چنان اسير است كه هرگز روى آزادى را نخواهد ديد». [13] 6- آن حضرت عليه السلام در اين كه سرانجام «شهوت پرستى»، رسوايى است، مىفرمايند: «حلاوه الشهوه ينغصها عار الفضيحه، شيرينى شهوت را ننگ رسوايى از ميان مىبرد». [14] 7-در تعبير ديگرى،شهوت پرستى را كليد انواع شرها مىدانند: «سبب الشر غلبه الشهوه [15] سبب شر، غلبه شهوت است». با توجه به اين كه «الشر» با الف و لام جنس و به صورت مطلق ذكر شده است، معناى عموم را مىرساند كه اين امر بيانگر آن است كه «شهوت پرستى»، سرچشمه تمام شرها و بدبختىهاست. 8- در جاى ديگر ضمن اشاره به اين نكته كه غلبه هوا و هوس، سبب بسته شدن راههاى سعادت بشرى شده و او را در گمراهى نگاه مىدارد، مىفرمايند: «كيف يستطيعالهدى من يغلبها الهوى، چگونه مىتواند انسان به هدايت برسد، در حالى كه هواى نفس براو غالب گرديده است». [16] 9- آن حضرت در سخن ديگرى، غلبه شهوات را باعث تضعيف شخصيت انسان مىدانند: «من زادت شهوته قلت مروته، كسى كه شهوات او فزونى يابد، شخصيت انسانى او كم مىشود». [17] 10- در بيان ديگرى به اين حقيقت اشاره مىكند كه راه بهشت، راه «شهوت پرستان» نيست: «من اشتاق الى الجنه سلا عن الشهوات، كسى كه مشتاق بهشتباشد بايدشهوت پرستى را فراموش كند» [18] 11- در جاى ديگر اين نكته را گوشزد مىكند كه حكمت و آگاهى با شهوت پرستىسازگار نيست: «لا تسكن الحكمه قلبا مع شهوه، حكمت و دانش در قلبى كه جاى شهوت پرستى است،ساكن نمىشود». [19] [1] . اخلاق در قرآن جلد دوم صفحه 249. [2] . الدر المنثور، ج 6، ص 261 به نقل از ميزان الحكمه ، ج 4، ص 3478، شماره 21400. [3] . غرر الحكم، حديث 876. [4] . غرر الحكم، حديث 2121. [5] . غرر الحكم، حديث 2440. [6] . همان، حديث 4527. [7] . بحار الانوار،ج 75، ص 243. [8] . شرح غرر الحكم، حديث 5934. [9] . غرر الحكم،حديث 2505. [10] . شرح غرر الحكم،حديث 5985. [11] . همان، حديث 5983. [12] . غرر الحكم، حديث 449. [13] . غرر الحكم، حديث 6300. [14] . غرر الحكم، حديث 4885. [15] . شرح غرر الحكم، حديث 5533. [16] . همان،حديث 7001، ص 566 غررالحكم. [17] . همان، حديث 8022. [18] . همان، حديث 8591. [19] . همان، حديث 10915. |