امروز:
جمعه 3 آذر 1396
بازدید :
417
چگونگی شهادت امام هادي عليه السلام

امام علي النقي (هادي) ـ عليه السّلام ـ امام دهم شيعيان جهان است كه در نيمه ذي حجه سال 212 هـ. ق در شهر صريا‌ (حومه مدينه) به دنيا آمد. پدرش امام جواد ـ عليه السّلام ـ و مادرش سمانه است.[1]
حضرت امام هادي ـ عليه السّلام ـ در 8 سالگي، پس از شهادت پدر بزرگوارشان عهده دار مقام امامت گرديد و پس از 33 سال امامت، در سن 41 سالگي در سامرا در زمان خلافت معتز به شهادت رسيدند.[2]
امامت امام هادي ـ عليه السّلام ـ همزمان با خلافت 6 خليفه عباسي بود. مقارن بود با 7 سال باقيمانده از خلافت معتصم برادر مأمون، واثق پسر معتصم به مدت 5 سال، متوكل برادر واثق 16 سال، منتصر پسر متوكل به مدت 6 ماه، مستعين پسر عموي منتصر 4 سال و معتز پسر ديگر متوكل كه سه سال خلافت كرد. امام هادي پس از گذشت يكسال از خلافت معتز در سامرا مسموم شده و به شهادت رسيد و جسم پاك حضرت، در سامرا در خانه مسكوني حضرت مدفون گرديد.[3]
نكته مهم در شهادت امام هادي ـ عليه السّلام ـ اين است كه حضرت در سامراء به سبب كنترل بسيار شديد و خفقان حاكم و منع دوستان و شيعيان از ديدار با حضرت و عقوبت سخت متخلفين
حتي نزديكترين ياران امام نيز از حال و وضع امام بي خبر يا بسيار كم اطلاع بودند. [4] و به همين دليل است كه منابع اشاره دقيقي به نحوه شهادت امام ندارد. منابع فقط شهادت حضرت در زمان معتز را ذكر كردند بدون ذكر زمان دستور خليفه به مسموم كردن و اينكه چه كساني مأمور اين جنايت شدند و چه زماني اين عمل پليد از آنان سر زد. حتي در روز شهادت حضرت هم اتفاق نظر نيست.[5]
امام هادي ـ عليه السّلام ـ در طول دوران امامت خود از سركشان و حاكمان فاسد بني عباس رنجها و محنت‎هاي زيادي كشيد. در اين ميان متوكل در ظلم و ستم به حضرت و سنگدلي گوي سبقت را از ديگران ربود.
متوكل وجود امام هادي ـ عليه السّلام ـ را خطر بزرگي براي حكومت خويش احساس مي‎كرد، از این رو، تصميم گرفت تا با دو روش همزمان در يك اقدام، از بحراني تر شدن اوضاع جلوگيري كند. يكي حمله به ياران امام و نابود كردن آثار شيعيان به گونه­ای كه قبر مطهر امام حسين ـ عليه السّلام ـ را نيز تخريب كرد و دوم دور كردن امام از مدينه كه پايگاه سازمان تشيع بود.[6]
عبد الله بن محمد فرماندار مدينه از دشمنان اهل بيت بود و از امام نزد متوكل سعايت مي‎كرد و پيوسته قصد آزار آن جناب را داشت. امام هادي ـ عليه السّلام ـ در نامه‎اي به متوكل، سعايت و دروغگويي او را ياد آوري كرد، ولي متوكل كه زمينه را براي تبعيد امام از مدينه و تحت نظر گرفتن مناسب مي‎ديد در نامه‎اي ظاهرا محترمانه از حضرت خواست به سامرا بيايد.[7]
نامه متوكل رسيد و حضرت آماده رفتن به سامرا شد، وقتي آن حضرت به سامرا رسيد، متوكل‌ ( با آن همه وعده و احترام كه در نامه‎اش بود) يك روز خود را پنهان كرد و آن حضرت را در كاروانسرايي كه به كاروانسراي گداها معروف بود فرود آورد.[8]
سپس متوكل دستور داد‌ حضرت را كاملا تحت نظر گيرند و خانه‎شان را محاصره كرده و مانع ديدار شيعيان با ايشان و استفاده دانش پژوهان از آن سرچشمه علم و معرفت كرد و حتي ايشان را در تنگنا و محاصره اقتصادي قرار داد و رساندن حقوق شرعيه و هدايا را از داخل و خارج بر حضرت ممنوع كرد و متخلفان را عقوبتي سخت نمود.[9]
اين وضعيت جز در حكومت شش ماهه منتصر تا زمان شهادت امام ادامه داشت و در زمان معتز شدت گرفت.
يكي ديگر از سختگيريهاي متوكل در آزار امام هادي ـ عليه السّلام ـ اين بود كه گاه و بی گاه به مأموران خود دستور مي‎داد تا ناگهاني به خانه امام ريخته و آنجا را بازرسي كنند به اميد آنكه سلاح يا مدركي دال بر فعاليت ايشان عليه حكومت بدست آورند. لكن در اين حمله‎هاي شبانه جز كتابهاي علمي و ادعيه چيزي يافت نمی­شد.[10]
گاهي متوكل فرمان مي‎داد حضرت را در هر حالتي كه هست به دربار آورند. در يكي از اين احضارها امام در حالي بر متوكل وارد شد كه او مست و لا يعقل در كنار جامها و سبوهاي شراب و در ميان گروههاي خنياگر و رقاصه افتاده بود.امام بي توجه به موقعيت خطير و خطرات احتمالي به شدت او را سرزنش و ملامت كرد و به نصيحت گويي و ياد‌آوري قيامت پرداخت و فسق و فجور و مي خوارگي و بدكارگي او را محكوم ساخت. موكل بر آشفت و دستور داد ايشان را در زندان محبوس سازند.[11] حضرت روانه زندان شد و شخصي از حضرت شنيد كه مي‎فرمودند: انا اكرم علي الله من ناقه صالح[12] و سپس اين آيه را خواندند‌«تمتعوا في داركم ثلاثة ايام ذلك وعد غير مكذوب»[13]
بيش از سه روز نگذشت كه متوكل به دست فرزندش منتصر به هلاكت رسيد.[14]
منتصر گر چه بر امام سخت نگرفت ولي اين آرامش نسبي امام و شيعيان پس از شش ماه تمام شد و دوباره آزار و حصر و شكنجه و قتل راهكار اساسي خلافت در مقابل شيعيان بود. امام هادي ـ عليه السّلام ـ با حاكمان ستمگر سازش نكرد و آنها از مبارزه منفي و عدم همكاري حضرت هراس داشتند و رنج مي‎بردند تا اينكه تنها راه خويش را خاموش كردن نور خدا پنداشتند و بدين ترتيب امام هادي ـ عليه السّلام ـ نيز مانند امامان پيشين به مرگ طبيعي از دنيا نرفت بلكه در زمان معتز مسموم گرديد.[15]
منابع معتبر و مورخان شيعه شهادت حضرت را در‌ ماه رجب سال 254 ه.ق[16] مي‎دانند. مرحوم آيت الله مرعشي نجفي شهادت حضرت را در روز دوشنبه سوم رجب سال 254 ه.ق مي‎داند[17] گر چه برخي منابع شهادت حضرت را در ماه جمادي الثاني[18] يا 27 رجب[19] نيز ذكر كرده‎اند.

پی نوشت ها:
[1] . شيخ مفيد،‌ الارشاد ج 2 ، ترجمه سيد هاشم رسولي محلاّتي، ص 417 و 418 – پيشوايي، مهدي، سيره پيشوايان، چاپ 13،‌ 1381، موسسة امام صادق،‌ص 567، طبرسي، امين الاسلام، اعلام الوري، چ3، دار الكتاب الاسلاميه، ص 355.
[2] . شيخ مفيد همان، طبرسي همان.
[3] . پيشوايي همان ص 612 به نقل از شبلنجي، ‌نور الابصار، ص 166، شيخ مفيد در الارشاد به جاي شهادت از لفظ وفات استفاده كرده است.
[4] . عقيقي بخشايشي، زندگاني پيشواي دهم امام هادي ـ عليه السّلام ـ ، انتشارات نسل جوان، 1357 ، ص 45- 40 – عادل اديب. زندگاني تحليلي پيشوايان ما ،‌ترجمه اسد الله مبشري، نشر فرهنگ اسلامي، چاپ 16 ،‌1376 ،‌ص 258- 256.
[5] . سن امام را بين 40 تا 42 سال ذكر كرده‎اند و روز شهادت امام را يا ذكر نكرده‎اند يا سوم رجب يا بيست و هفتم رجب و يا در ماه جمادي الثاني ذكر كرده‎اند كه خواهد آمد.
[6] . ابو الفرج اصفهاني،‌مقاتل الطالبيين، نجف،‌ منشورات المكتبة الحيدرية،‌ 1385 ه.ق،‌ ص 395 – پيشوائي، همان ، ص 571 – عادل اديب ، همان، ص 256 .– عقيقي بخشايشي، همان، ص 53 و 54 – قرشي، باقر شريف،‌زندگاني امام علي الهادي، انتشارات اسلامي، 1371 ، ص 386
[7] . شيخ مفيد، همان، ص 435 – طبرسي،‌اعلام الوري، همان، ص 365 – قرشي،‌زندگاني امام علي الهادي، همان ، ص 386 .
[8] . شيخ مفيد،‌الارشاد، همان،‌ص 438.
[9] . قرشي،‌ باقر شريف،‌زندگاني امام علي الهادي، همان، ص 386.
[10] . قرشي، باقر شريف ، همان، ص 387.
[11] . قرشي، باقر شريف، همان، ص 387.
[12] . ترجمه: من نزد خدا از ناقه حضرت صالح محترم ترم.
[13] . سوره هود،‌آيه 56 ، در خانه‎هايتان سه روز به آسايش و خوشگذراني سپري كنيد‌ (سپس عذاب الهي خواهد رسيد) آن وعده‎اي است كه دروغ نخواهد بود.
[14] . طبرسي،‌ اعلام الوري،‌همان، ص 363 – عماد الدين طبري ،‌ مناقب الطاهرين، تهران، انتشارات رايزن، 1379، ج 2، ص 827.
[15] . پيشوايي، سيره پيشوايان، همان، ص 612 به نقل از شبلنجي، نوار الابصار، ص 166.
[16] . شيخ مفيد. الارشاد،‌همان، ص 439 – طبرسي،‌اعلام الوري،‌ همان،‌ ص 355 – پيشوائي ،‌همان ص 567.
[17] . مرعشي نجفي، سيد شهاب الدين، مجموعه نفيسه، ص 56 .
[18] . عقيقي بخشايشي، همان، ص 90 به نقل از قندوزي، شيخ سليمان بلخي، نيابيع المودة چاپ بيروت، جلد 3،‌ص 14.
[19] . عقيقي بخشايشي، همان،‌ص 112.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :