امروز:
يکشنبه 28 آبان 1396
بازدید :
1571
شيخ مفيد
شيخ مفيد نامش محمد بن محمد بن نعمان، هم متكلم است و هم فقيه ابن النديم درفن دوم از مـقـاله پنجم (الفهرست) كه درباره متكلمين شيعه بحث مي كند، از او به عنوان (ابن المعلم) ياد مي كند و ستايش مي نمايد او در سال 338 متولد و در سال 413درگذشته است كتاب معروف او در فقه به نام (مقنعه) است و چاپ شده و موجود است شيخ مفيد از چهره هاي بسيار درخشان شـيـعـه در جـهان اسلام مي باشد ابويعلي جعفري كه داماد مفيد بوده است، گفته: (مفيد شبها مختصري مي خوابيد، باقي را به نماز يامطالعه يا تدريس يا تلاوت قرآن مجيد مي گذرانيد).
شيخ مفيد شاگرد ابن ابي عقيل است. [1]
شيخ مفيد و روزگار زندگي او:
از قـيـام نـافـرجـام مـختار بن ابي عبيده ثقفي به بعد، همه حركت محرومان ضدستمگران، به نام طـرفـداري از (آل رسول (ع) ) آغاز گرديده است بدين معني كه مخالفت با حكومتهاي وقت با هـواداران خـانـدان رسالت از اماميه، كيسانيه، زيديه،راونديه، و ديگر فرقه ها براي تحقق يك نيت صورت گرفته است و آن برانداختن حكومت نژادي عباسي و تاسيس حكومت بر اساس عدل قرآني بـوده اسـت كـه در آن عـرب و غير عرب مساوي بوده باشند در آن روزگار مهم ترين كانون قيام، (خـراسـان) بـود مردم اين سرزمين زير پرچم تشيع گرد آمده بودند، و مي خواستند حكومت را ازآل ابي سفيان به آل علي (ع) بازگردانند روزي كه محمد بن علي بن عبداللّه بن عباس،داعيان خود را به خراسان فرستاد، به آنها سپرد كه از شخص خاصي نام نبرند، بلكه مردم را به (الرضا من آل مـحـمـد (ص) بـخوانند سرانجام اين نهضت آن شد كه آل عباس بر خلافت غلبه يافت و بني الـحسن و بني الحسين (ع) محروم ماندند اما سيرتي كه خلفاي عباسي از آغاز كار يا اندكي پس از اسـتـقـرار حـكـومت پيش گرفتند، آن نبود كه توده هاي محروم مي خواستند، آنچه به دنبال اين نـهـضـت تـحقق يافت، حكومت نژادي ديگري بود كه در آن تيره عباسي جاي تيره اموي را اشغال مـي كـرد با اين تفاوت كه در اين حكومت عنصر ايراني داخل در قوه اجرايي گرديده بود بي جهت نـيـسـت كـه سـال 352 مـعـزالـدوله ديلمي زنان شيعه را گفت تا روهاي خود را سياه كنند و با گـريـبـان چـاك در بـازار بـغـداد بـيـايـند و فقهاي اهل سنت آن سال را (سنة البدعة) (سال بدعت) ناميدند آنان با اين وضع حقوق از دست رفته را مطالبه مي نمودند.
بازگشت به خويشتن:
پـس از ايـن آزمايش تلخ و پس از اين دوره سياه بود كه متفكران شيعه به خودآمدند و به اين فكر افـتـادنـد كـه نخست انديشه هاي فكري و اعتقادي شيعه را به مردم بياموزند و آنان را با عدالت و مـساوات و احكام اسلامي آشناتر سازند از قرن دوم هجري به بعد، متكلمان شيعه و شاگردان امام بـاقر و امام صادق (عليهما السلام) كوشيدند اصول معتقدات تشيع را بر پايه منطق عقلي و منطق كـلام پياده نمايند از اين تاريخ تا سال 447 هجري، يعني به سال ورود طغرل سلجوقي به بغداد و بـرانـداخـتـن آخـرين فرمانرواي شيعه آل بويه، (الملك الرحيم)، دانشمندان شيعه با استناد به ظاهرقرآن كريم و با استفاده از اخبار اهل بيت (ع) عالي ترين مكتب انديشه بشري واسلامي را ارائه داده اند كه تا آن روز در دنياي اسلام بي سابقه بود اصول فلسفي واعتقادي اين مذهب را آن چنان پـي ريـزي نـمودند كه نه تنها در طول تاريخ زنده بماند،بلكه پيوسته پيشروي خود را حفظ كند و چاره ياب و پاسخگوي مشكلات اجتماعي باشد.
از يـك سـو اصل (عدالت) را در زمره اصول اعتقادي درآوردند و از سوي ديگرعقل را جز منابع اسـتـنـبـاط احـكـام كـلي شناساندند در زمينه اعتقاد و عمل هر دو،حكومت عقل را به رسميت شناختند عصر ظهور شيخ مفيد و هم رديفان او در چنين موقعيت ويژه بود.
اين نوع حركت مكتبي توسط فقها و متكلمين و انديشمندان اسلامي متوقف نگرديد، بلكه پيوسته تـعـقيب و پي گيري شد تا به وسيله فقيهان پارسايي مانندابن ادريس، علا مه حلي، محقق حلي، شـيـخ علي كركي، پسرش شيخ عبدالعال و شيخ ‌علي منشار، شيخ بهائي و دهها تن عالم ديگر در صـحـنـه فـقاهت ظاهر شدند و فقه شيعه را از عبادات و معاملات كه به وسيله صدوق و كليني و مفيد و شيخ طوسي پي ريزي شده بود، به مرحله كامل تري رساندند درست است كه پس از يورش مـغـول بـه مـراكزعلمي، اندك وقفه اي در حوزه هاي علمي مدارس ديني به وجود آمد، ولي پس ازفترت دوران مغول از نو، طبقات بعدي فقها مانند: شهيد اول و دوم، مقدس اردبيلي،بعدها علا مـه وحيد بهبهاني، شيخ جعفر آل كاشف الغظا، شيخ محمد حسن صاحب جواهر، و ميرزاي بزرگ شيرازي و شيخ مرتضي انصاري، فقه اسلام احيا شده ورونق گرفت تا به عصر كنوني رسيد كه در معرفي شخصيتهاي آينده مورد بحث قرارخواهد گرفت. [2]
شـيخ بزرگوار ما در آن بحران برخوردهاي اعتقادي و سياسي و حركتهاي سرنوشت ساز در حومه بـغـداد ديده به جهان گشود و دانشهاي ابتدايي را در خانواده وزادگاه خويش به پايان برد او كه در يـك خانواده عميق و اصيل در تشيع از سلاله نيكان و پاكان به وجود آمده بود و سراسر خاندان او مـالامـال از عـشـق به اهل بيت رسالت (ع) بوده اند، راهي بغداد گرديد از اساتيد و دانشمندان مدارس بغداد نيز كسب علم ودانش نمود تا در علم كلام، فقه و اصول، سرآمد دانشمندان گرديد.
مكتب مفيد:
پـيـش از مـفيد، علم كلام و اصول فقه در ميان دانشمندان اهل سنت رونقي به سزاداشت فقها و مـتـكلمين بسياري در اطراف بغداد گرد آمده و در رشته هاي گوناگون اصول عقائد، سرگرم بحث و مناظره بودند.
هـر چند علم كلام پيش از مفيد نيز در ميان شيعيان سابقه داشته است، ولي دراثر محدوديتي كه در كار شيعيان از نظر سياسي بود، اين موضوع از مرحله تاليف وتدوين كتاب تجاوز نمي كرد پيش از مفيد شيخ صدوق كه رئيس شيعيان بود سبك ساده اي را در تصنيف و تاليف به وجود آورده بود و آن را بـه صورت املا به صورت ساده به مستمعين القا مي نمود مفيد نيز در پيگيري مكتب استاد كوشيد و با استفاده ازمباني علم كلام و اصول فقه، راه بحث و استدلال را به روي شيعيان باز كرد وتـلاشـهـايـي را كـه متقدمين مانند ابن جنيد اسكافي و قبل از او ابن عقيل فقيه معروف شيعه و عـيـاشـي ريخته بودند، به صورت دلپذيري درآورد به گفته نجاشي كتاب كوچكي در اصول فقه تصنيف كرد كه مشتمل بر تمام مباحث آن بود.
مفيد از ديدگاه دانشمندان شيعه:
1 ـ گفتار نجاشي: نجاشي، شاگرد نامدار و مورد اعتماد شيخ مفيد در حق اوگويد:
(محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان بن سعيد بن جبير،شيخ و استاد ما ـ كـه رضـوان خدا بر او باد ـ فضل او در فقه و حديث، و ثقه بودن اومشهورتر از آن است كه توصيف شود او تاليفات متعددي دارد كه از آنهاست:المقنعه، الاركان في دعائم الدين، الايضاح و الافصاح در امامت، الارشاد، العيون والمحاسن و). [3]
2 ـ گفتار طوسي: شيخ طوسي شاگرد ارزنده مكتب او، درباره او در فهرست مي نويسد:
(مـحـمـد بـن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم، از متكلمان امامسه است درعصر خويش ريـاسـت و مـرجـعيت شيعه به او منتهي گرديد در فقه و كلام بر هر كس ديگر مقدم بود حافظه خوب و ذهن دقيق داشت و در پاسخ به سؤالات حاضرجواب بود او بيش از 200 جلد كتاب كوچك و بزرگ دارد). [4]
3ـ گـفتار ابويعلي جعفري: فقيه بزرگوار ابويعلي جعفري كه عنوان دامادي وجانشيني شيخ را نيز دارد، در حق استاد خويش گويد:
(او انـدكـي از شـب را مـي خوابيد و باقي شبانه روز را يا نماز مي خواند يا مطالعه مي كرد يا درس مي گفت يا قرآن تلاوت مي كرد). [5]
تـمـام دانـشـمـنـدان كه به نوعي به شرح حال او پرداخته اند، او را با جلالت قدر وعظمت علمي توصيف نموده اند.
اساتيد:
مـرحـوم نـوري در خـاتمه مستدرك، 50 تن از استادان مفيد را نام مي برد البته تعدادآنها بيش از ايـنهاست از معروف ترين آنان: ابن قولويه قمي، صدوق، ابن وليد قمي،ابوغالب، ابن جنيد اسكافي، ابوعلي صولي بصري، ابوعبداللّه صفواني و مي باشند.
شاگردان:
تـعـداد كـثـيري از دانشجويان علوم اسلامي از مكتب پرفيض او بهره برده اند كه سرآمد آنان سيد مـرتـضي علم الهدي، برادر سيد رضي، شيخ طوسي، نجاشي، ابوالفتح كراچكي، ابويعلي جعفر بن سالار و عبدالغني از مفاخر شاگردان اويند. [6]
تاليفات:
نـجـاشـي 171 جـلد كتاب از تاليفات شيخ را ذكر كرده است كه اسامي برخي ازآنها به اين ترتيب است:
1 ـ در فقه: المقنعه، الفرائض الشرعيه و احكام النسا.
2 ـ در علوم قرآني: الكلام في دلائل القرآن، وجوه اعجاز القرآن، النصرة في فضل القرآن، البيان في تـالـيف القرآن (او يكي از پركارترين افراد اين رشته بود طالبان تفصيل مي توانند به كتاب طبقات مفسران شيعه ج 2، تاليف مؤلف مراجعه نمايند).
3 ـ در عـلـم كـلام و عـقـائد: اوائل الـمقالات، نقض فضيلة المعتزله، الافصاح،الايضاح، الاركان. [7]
وفات:
شيخ بزرگوار ما در سال 413 در بغداد، پس از75 سال تلاش و خدمت ارزنده درگذشت و مورد تـجـلـيـل فـراوان مردم و قدرداني علما و فضلا قرار گرفت و به تعبيرشاگرد بزرگوارش شيخ طوسي كه خود حاضر در صحنه بوده است، روز وفات او ازكثرت دوست و دشمن براي اداي نماز و گـريستن بر او، همانند و نظير نداشته است هشتاد هزار تن از شيعيان او را تشييع كردند و سيد مرتضي علم الهدي بر او نمازگزارد و در حرم مطهر امام جواد (ع) پائين پاي آن حضرت و نزديك قبر استادش ابن قولويه مدفون گرديد.

[1] . آشنايي با علوم اسلامي، ص 294.
[2] . بخشي از تحليل آقاي دكتر جعفر شهيدي در آرام نامه، ص 52 .
[3] . رجال نجاشي، ص 399، چاپ جامعه مدرسين قم .
[4] . معجم رجال الحديث، ج 17، ص 206 .
[5] . فهرست ابن نديم، ص 266 و239، چاپ الاستقامه .
[6] . مكتب اسلام، سال اول، شماره3، مقاله دانشمند محترم علي دواني .
[7] . رجال نجاشي، ص 400 تا 403 .
عقيقي بخشايشي - تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، ص 53
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :